ریاضیات و منطق SAT - Mathematics

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ریاضیات، مانند "متغیر"، "هیستوگرام"، "دامنه" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای قبولی در SAT های خود به آنها نیاز دارید.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ریاضیات و منطق SAT
intercept [اسم]
اجرا کردن

نقطه قطع

Ex: Knowing the intercepts helps in sketching the overall shape of the graph .

دانستن تقاطع‌ها به ترسیم شکل کلی نمودار کمک می‌کند.

plane [اسم]
اجرا کردن

صفحه

Ex: The graph of a linear equation in two variables lies on a plane .

نمودار یک معادله خطی در دو متغیر بر روی یک صفحه قرار دارد.

function [اسم]
اجرا کردن

تابع (ریاضی)

Ex: The function y = 2x + 3 describes a linear relationship where y changes with respect to changes in x.

تابع y = 2x + 3 یک رابطه خطی را توصیف می‌کند که در آن y نسبت به تغییرات x تغییر می‌کند.

to model [فعل]
اجرا کردن

نمونه چیزی بودن

Ex: The biologist modeled the spread of the invasive species in the ecosystem .

زیست‌شناس مدل‌سازی کرد گسترش گونه مهاجم در اکوسیستم را.

constant [اسم]
اجرا کردن

ثابت

Ex: In algebraic expressions , constants remain the same while variables can change .

در عبارات جبری، ثابت‌ها ثابت می‌مانند در حالی که متغیرها می‌توانند تغییر کنند.

expression [اسم]
اجرا کردن

عبارت

Ex: The trigonometric identity ( sin^2(x ) + cos^2(x ) = 1 ) is an important mathematical expression .

هویت مثلثاتی ( sin^2(x) + cos^2(x) = 1 ) یک عبارت ریاضی مهم است.

equivalent [صفت]
اجرا کردن

معادل

Ex: In set theory , two sets are equivalent if they contain exactly the same elements .

در نظریه مجموعه‌ها، دو مجموعه معادل هستند اگر دقیقاً شامل عناصر یکسانی باشند.

اجرا کردن

تقاطع کردن

Ex: The wires intersected , causing a short circuit .

سیم‌ها همدیگر را قطع کردند، باعث اتصال کوتاه شدند.

اجرا کردن

نمودار پراکندگی

Ex: Using a scatter plot , the team identified several outliers that did not fit the overall pattern .

با استفاده از نمودار پراکندگی، تیم چندین نقطه پرت را شناسایی کرد که با الگوی کلی مطابقت نداشتند.

اجرا کردن

خط بهترین برازش

Ex: In the analysis , the line of best fit revealed that as study time increases , so do the test scores .

در تحلیل، خط بهترین برازش نشان داد که با افزایش زمان مطالعه، نمرات آزمون نیز افزایش می‌یابد.

variable [اسم]
اجرا کردن

متغیر (ریاضی)

Ex: The value of a variable in an equation can be solved for using techniques like substitution or elimination .

مقدار یک متغیر در یک معادله می‌تواند با استفاده از تکنیک‌هایی مانند جایگزینی یا حذف حل شود.

scale [اسم]
اجرا کردن

مقیاس

Ex:

بدنسازها اغلب در کلاس‌های وزنی مختلف رقابت می‌کنند، هر کدام با مقیاس اندازه‌گیری خود.

figure [اسم]
اجرا کردن

نمایه

Ex: The teacher asked the students to analyze the figure to answer the question .

معلم از دانش‌آموزان خواست تا شکل را برای پاسخ به سوال تحلیل کنند.

domain [اسم]
اجرا کردن

دامنه

Ex: When defining a new function , it 's important to specify its domain clearly .

هنگام تعریف یک تابع جدید، مهم است که دامنه آن را به وضوح مشخص کنید.

interval [اسم]
اجرا کردن

فاصله

Ex: The interval notation ( −∞ , 5 ) represents all real numbers less than 5 , excluding 5 itself .

نماد بازه (−∞, 5) نشان‌دهنده تمام اعداد حقیقی کمتر از 5 است، به استثنای خود عدد 5.

اجرا کردن

تابع خطی

Ex: When plotting a linear function , it 's important to identify both the slope and the y-intercept to graph it correctly .

هنگام ترسیم یک تابع خطی، مهم است که هم شیب و هم تقاطع y را شناسایی کنید تا آن را به درستی رسم کنید.

اجرا کردن

تابع گویا

Ex: To determine the domain of a rational function , exclude the values of x that make the denominator zero .

برای تعیین دامنه یک تابع گویا، مقادیر x را که مخرج را صفر می‌کنند، حذف کنید.

coordinate [اسم]
اجرا کردن

مختصات

Ex:

ستاره‌شناسان از مختصات سماوی برای تعیین موقعیت ستاره‌ها استفاده می‌کنند.

اجرا کردن

ثابت عدد صحیح

Ex: The algorithm iterates over an array and updates each element by adding an integer constant to it .

الگوریتم روی یک آرایه تکرار می‌کند و هر عنصر را با اضافه کردن یک ثابت صحیح به آن به‌روز می‌کند.

اجرا کردن

معادله خطی

Ex: Systems of linear equations can be solved using various methods such as substitution and elimination .

سیستم‌های معادلات خطی را می‌توان با استفاده از روش‌های مختلفی مانند جایگزینی و حذف حل کرد.

اجرا کردن

مطابقت داشتن

Ex: The angles in similar triangles correspond proportionally to their respective sides .

زوایا در مثلث‌های مشابه به نسبت متناسب با اضلاع مربوطه متناظر هستند.

term [اسم]
اجرا کردن

ترم

Ex: Each term in the sequence follows a specific pattern .

هر جمله در دنباله از یک الگوی خاص پیروی می‌کند.

axis [اسم]
اجرا کردن

محور

Ex: The graph of the function extends infinitely along both axes , representing all possible input and output values .

نمودار تابع به طور نامحدود در امتداد هر دو محور گسترش می‌یابد و تمام مقادیر ورودی و خروجی ممکن را نشان می‌دهد.

اجرا کردن

تابع چندجمله‌ای

Ex:

جمله ثابت یک تابع چندجمله‌ای، محل تقاطع y نمودار آن را نشان می‌دهد.

to satisfy [فعل]
اجرا کردن

ارضاکردن

Ex: The candidate 's proposed solution satisfies the constraints of the optimization problem .

راه حل پیشنهادی نامزد، محدودیت‌های مسئله بهینه‌سازی را برآورده می‌کند.

coefficient [اسم]
اجرا کردن

ضریب

Ex: In the expression −x , the implicit coefficient is -1 .

در عبارت −x، ضریب ضمنی -1 است.

quadratic [اسم]
اجرا کردن

معادله درجه دوم

Ex: An example of a real-life quadratic is the path of a projectile , which follows a parabolic trajectory .

نمونه‌ای از یک معادله درجه دوم در زندگی واقعی، مسیر یک پرتابه است که یک مسیر سهموی را دنبال می‌کند.

regression [اسم]
اجرا کردن

رگرسیون

Ex:

تحلیل رگرسیون همبستگی قوی بین بودجه تبلیغات و درآمد فروش را نشان داد.

bimodal [صفت]
اجرا کردن

دووجهی

Ex:

مطالعه نشان داد که توزیع سنی شرکت‌کنندگان دووجهی بود، با خوشه‌هایی در دهه‌های 20 و 50 سالگی.

equidistant [صفت]
اجرا کردن

همفاصله

Ex: On a number line , the midpoint is equidistant from both endpoints .

در یک خط عددی، نقطه میانی از هر دو نقطه پایانی فاصله یکسانی دارد.

collinear [صفت]
اجرا کردن

همخط

Ex: The stars appeared collinear in the night sky , forming a straight pattern .

ستاره‌ها در آسمان شب همخط به نظر می‌رسیدند، الگویی مستقیم تشکیل می‌دادند.

theorem [اسم]
اجرا کردن

قضیه

Ex: A theorem typically requires a rigorous proof to be considered valid .

یک قضیه معمولاً برای معتبر دانسته شدن نیاز به اثبات دقیق دارد.

period [اسم]
اجرا کردن

دوره

Ex: The period of a periodic function is the smallest positive value of p for which f(x+p)=f(x ) for all x.

دوره یک تابع تناوبی کوچکترین مقدار مثبت p است که برای آن f(x+p)=f(x) برای تمام x ها برقرار است.

to evaluate [فعل]
اجرا کردن

ارزیابی کردن

Ex: When you evaluate the equation 3x−2=10 at x=4 , you find that 3(4)−2=10 , which is true .

وقتی معادله 3x−2=10 را در x=4 ارزیابی می‌کنید، متوجه می‌شوید که 3(4)−2=10، که درست است.

اجرا کردن

نماد گسترده

Ex: The expanded notation of the number 4,567 is 4,000 + 500 + 60 + 7 .

نمایش گسترده عدد ۴٬۵۶۷ به صورت ۴٬۰۰۰ + ۵۰۰ + ۶۰ + ۷ است.

اجرا کردن

نماد علمی

Ex: Meteorologists may use scientific notation to express the immense energy released during hurricanes or volcanic eruptions .

هواشناسان ممکن است از نماد علمی برای بیان انرژی عظیم آزاد شده در طول طوفان‌ها یا فوران‌های آتشفشانی استفاده کنند.

to diagram [فعل]
اجرا کردن

نمودار کشیدن

Ex: She diagrammed the organizational structure to clarify the reporting lines within the company .

او ساختار سازمانی را نمودار کشید تا خطوط گزارش‌دهی درون شرکت را روشن کند.

matrix [اسم]
اجرا کردن

ماتریس

Ex: Transposing a matrix involves swapping its rows and columns , creating a new matrix .

جابجایی یک ماتریس شامل تعویض سطرها و ستون‌های آن است که منجر به ایجاد یک ماتریس جدید می‌شود.

factorial [اسم]
اجرا کردن

فاکتوریل

Ex: The formula for combinations includes the factorial of the number of items .

فرمول ترکیبات شامل فاکتوریل تعداد عناصر است.

vector [اسم]
اجرا کردن

بردار (ریاضیات)

Ex: Wind velocity is a vector quantity , accounting for both the speed and direction of the wind .

سرعت باد یک کمیت برداری است که هم سرعت و هم جهت باد را در نظر می‌گیرد.

اجرا کردن

صفحه مختصات استاندارد

Ex: The origin of the standard coordinate plane , located at ( 0 , 0 ) , serves as the reference point for measuring distances and determining positions .

مبدأ صفحه مختصات استاندارد، واقع در (0، 0)، به عنوان نقطه مرجع برای اندازه‌گیری فواصل و تعیین موقعیت‌ها عمل می‌کند.

اجرا کردن

تابع مثلثاتی

Ex: In calculus , the derivatives of trigonometric functions are crucial for solving many problems .

در حسابان، مشتقات توابع مثلثاتی برای حل بسیاری از مسائل حیاتی هستند.

اجرا کردن

ماتریس افزوده

Ex: The augmented matrix provides a compact and organized way of representing the coefficients and constants of a system of equations .

ماتریس افزوده راهی فشرده و منظم برای نمایش ضرایب و ثابت‌های یک سیستم معادلات ارائه می‌دهد.

unit vector [اسم]
اجرا کردن

بردار واحد

Ex: Unit vectors are essential in vector calculus for expressing the gradient , divergence , and curl of vector fields .

بردارهای واحد در حساب برداری برای بیان گرادیان، دیورژانس و کرل میدان‌های برداری ضروری هستند.

determinant [اسم]
اجرا کردن

دترمینان

Ex: The determinant provides insights into the stability and behavior of dynamical systems described by the matrix .

دترمینان بینشی در مورد پایداری و رفتار سیستم‌های دینامیکی توصیف شده توسط ماتریس ارائه می‌دهد.