ریاضیات و منطق SAT - تحقیق و نوآوری

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به تحقیق و نوآوری، مانند "نمونه اولیه"، "اصطلاحات تخصصی"، "آزمایش" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای قبولی در SAT های خود به آنها نیاز دارید.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ریاضیات و منطق SAT
methodology [اسم]
اجرا کردن

روش‌شناسی

Ex: She developed a new teaching methodology to improve student engagement in the classroom .

او یک روش‌شناسی جدید تدریس برای بهبود مشارکت دانش‌آموزان در کلاس توسعه داد.

approach [اسم]
اجرا کردن

رویکرد

Ex: The doctor explained the surgical approach for the procedure .

دکتر رویکرد جراحی را برای این روش توضیح داد.

اجرا کردن

گروه کنترل

Ex: By comparing the control group to the test group , scientists were able to isolate the effects of the new variable .

با مقایسه گروه کنترل با گروه آزمایش، دانشمندان توانستند اثرات متغیر جدید را جدا کنند.

اجرا کردن

گروه آزمایشی

Ex: In the study , the experimental group underwent intensive training sessions , while the control group followed their usual routine .

در مطالعه، گروه آزمایشی تحت جلسات تمرینی فشرده قرار گرفتند، در حالی که گروه کنترل روال معمول خود را دنبال کردند.

case study [اسم]
اجرا کردن

موردپژوهی

Ex: The marketing team presented a case study on a successful social media campaign to demonstrate its impact on brand awareness .

تیم بازاریابی یک مطالعه موردی درباره یک کمپین موفق رسانه‌های اجتماعی ارائه داد تا تأثیر آن بر آگاهی از برند را نشان دهد.

pilot study [اسم]
اجرا کردن

مطالعه آزمایشی

Ex: The pilot study confirmed the feasibility of the experimental protocol and informed adjustments to the research timeline .

مطالعه مقدماتی امکان‌سنجی پروتکل آزمایشی را تأیید کرد و تنظیمات زمانبندی تحقیق را اطلاع داد.

اجرا کردن

مداخله

Ex: The randomized controlled trial assessed the impact of a community-based intervention on smoking cessation rates .

آزمایش کنترل شده تصادفی تأثیر مداخله مبتنی بر جامعه را بر نرخ ترک سیگار ارزیابی کرد.

validity [اسم]
اجرا کردن

اعتبار

Ex: The historian questioned the validity of the ancient artifact 's origin , prompting further archaeological investigation .

تاریخ‌دان اعتبار منشأ اثر باستانی را زیر سوال برد و این باعث شد تحقیقات باستان‌شناسی بیشتری انجام شود.

treatise [اسم]
اجرا کردن

رساله

Ex: The professor published a treatise exploring the history and evolution of democracy .

استاد یک رساله منتشر کرد که تاریخ و تکامل دموکراسی را بررسی می‌کند.

trial [اسم]
اجرا کردن

سنجش

Ex: The company conducted a trial of the new software to ensure it met all performance standards .

شرکت یک آزمایش از نرم‌افزار جدید انجام داد تا مطمئن شود که تمام استانداردهای عملکرد را برآورده می‌کند.

اجرا کردن

تعمیم

Ex: The media 's generalization of a certain community can perpetuate stereotypes and misconceptions .

تعمیم رسانه‌ها درباره یک جامعه خاص می‌تواند کلیشه‌ها و تصورات نادرست را تداوم بخشد.

phenomenon [اسم]
اجرا کردن

پدیده

Ex: Northern lights are a spectacular natural phenomenon.

شفق قطبی یک پدیده طبیعی تماشایی است.

jargon [اسم]
اجرا کردن

اصطلاحات مخصوص یک صنف

Ex: Financial jargon , such as ' bull market , ' ' liquidity , ' and ' dividends , ' is frequently used by investors and financial analysts .

اصطلاحات مالی، مانند 'بازار گاوی'، 'نقدینگی' و 'سود سهام'، اغلب توسط سرمایه‌گذاران و تحلیلگران مالی استفاده می‌شود.

paradigm [اسم]
اجرا کردن

الگوواره

Ex: The book offered a fresh paradigm for understanding economic trends .

کتاب یک پارادایم جدید برای درک روندهای اقتصادی ارائه داد.

اجرا کردن

چندرشته‌ای

Ex: The journal publishes articles that exemplify innovative multidisciplinary research at the intersection of different academic disciplines .

مجله مقالاتی را منتشر می‌کند که نشان‌دهنده تحقیقات نوآورانه چندرشته‌ای در تقاطع رشته‌های دانشگاهی مختلف است.

scholarly [صفت]
اجرا کردن

دانشگاهی

Ex: The library 's collection includes a vast array of scholarly books and journals spanning various disciplines .

مجموعه کتابخانه شامل طیف گسترده‌ای از کتاب‌ها و مجلات علمی است که رشته‌های مختلف را پوشش می‌دهد.

اجرا کردن

با دانش ناقص خود حدس زدن

Ex: The scientists extrapolated the planet ’s conditions by studying similar celestial bodies .

دانشمندان با مطالعه اجرام آسمانی مشابه، شرایط سیاره را برونیابی کردند.

اجرا کردن

از لحاظ نظری

Ex: The discussion revolved around the topic theoretically , exploring conceptual frameworks .

بحث حول موضوع به صورت نظری می‌چرخید، چارچوب‌های مفهومی را بررسی می‌کرد.

prototype [اسم]
اجرا کردن

نمونه اولیه

Ex: Before mass production , the team reviewed several prototypes to ensure the final product met all design specifications .

قبل از تولید انبوه، تیم چندین نمونه اولیه را بررسی کرد تا اطمینان حاصل کند که محصول نهایی تمام مشخصات طراحی را برآورده می‌کند.

trendsetter [اسم]
اجرا کردن

ترندساز

Ex: His unconventional approach to filmmaking has established him as a trendsetter in independent cinema .

رویکرد غیرمتعارف او در فیلمسازی، او را به عنوان یک ترندساز در سینمای مستقل تثبیت کرده است.

اجرا کردن

پیشرفت مهم

Ex: After years of research , they finally achieved a breakthrough in understanding the brain 's neural networks .

پس از سال‌ها تحقیق، آن‌ها سرانجام به پیشرفتی در درک شبکه‌های عصبی مغز دست یافتند.

اجرا کردن

پیشگامانه

Ex:

نمایشگاه انقلابی هنرمند مرزهای فرم‌های هنری سنتی را جابجا کرد.

اجرا کردن

پیشگام

Ex:

طرح‌های معمار پیشگام مفاهیم سنتی فضا و فرم را به چالش کشید.

اجرا کردن

پیشرفته‌ترین

Ex: The cutting-edge architecture of the building features sustainable design elements and smart technology for energy efficiency .

معماری پیشرفته ساختمان شامل عناصر طراحی پایدار و فناوری هوشمند برای بهره‌وری انرژی است.

اجرا کردن

پیشرفته‌ترین

Ex: He designed a state-of-the-art car that will revolutionize the industry .

او یک ماشین پیشرفته طراحی کرد که صنعت را متحول خواهد کرد.

innovative [صفت]
اجرا کردن

نوآورانه

Ex: His innovative approach to teaching engages students in ways traditional methods can not .

رویکرد نوآورانه او در تدریس، دانش‌آموزان را به روش‌هایی درگیر می‌کند که روش‌های سنتی نمی‌توانند.

to patent [فعل]
اجرا کردن

حق ثبت اختراع دادن

Ex: Companies often invest in research and development to create products they can patent for competitive advantage .

شرکت‌ها اغلب در تحقیق و توسعه سرمایه‌گذاری می‌کنند تا محصولاتی ایجاد کنند که بتوانند برای مزیت رقابتی ثبت اختراع کنند.

to pioneer [فعل]
اجرا کردن

پیشگام بودن

Ex: The company is pioneering a revolutionary approach to clean energy .

شرکت پیشگام در یک رویکرد انقلابی به انرژی پاک است.

advent [اسم]
اجرا کردن

ظهور

Ex: The advent of spring brings a renewed sense of hope and vitality after a long winter .

آمدن بهار پس از زمستانی طولانی، احساسی تازه از امید و سرزندگی به همراه می‌آورد.