ریاضیات و منطق SAT - Geometry

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به هندسه، مانند "رادیان"، "سهمی"، "مجانب" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای قبولی در SAT های خود به آنها نیاز دارید.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ریاضیات و منطق SAT
slope [اسم]
اجرا کردن

شیب

Ex: In a graph , the slope determines the direction and angle of the line .

در یک نمودار، شیب جهت و زاویه خط را تعیین می‌کند.

arc [اسم]
اجرا کردن

قوس

Ex: The length of an arc can be calculated using the radius and the angle in degrees .

طول یک کمان را می‌توان با استفاده از شعاع و زاویه بر حسب درجه محاسبه کرد.

angle [اسم]
اجرا کردن

زاویه

Ex: The roof was designed with a steep angle to allow for snow runoff .

سقف با یک زاویه شیب دار طراحی شده بود تا برف بتواند به راحتی جاری شود.

radian [اسم]
اجرا کردن

رادیان

Ex: Engineers use radians to calculate rotational motion .

مهندسان از رادیان برای محاسبه حرکت چرخشی استفاده می‌کنند.

right angle [اسم]
اجرا کردن

زاویه قائمه

Ex: The kitchen countertops were installed with precision , ensuring that the corners met at perfect right angles .

کابینت‌های آشپزخانه با دقت نصب شدند، به طوری که گوشه‌ها در زاویه‌های قائمه کامل به هم می‌رسیدند.

اجرا کردن

زاویه عمودی

Ex: When proving the equality of vertical angles , you can use the properties of intersecting lines .

هنگام اثبات برابری زوایای عمودی، می‌توانید از ویژگی‌های خطوط متقاطع استفاده کنید.

اجرا کردن

زوایای متوالی

Ex: In a trapezoid , the consecutive angles between the parallel sides are supplementary .

در یک ذوزنقه، زوایای متوالی بین اضلاع موازی مکمل هستند.

polygon [اسم]
اجرا کردن

چندضلعی

Ex: Architects often use polygons in their designs for aesthetic and structural purposes .

معماران اغلب از چندضلعی‌ها در طراحی‌های خود برای مقاصد زیبایی‌شناختی و ساختاری استفاده می‌کنند.

hyperbola [اسم]
اجرا کردن

هذلولی

Ex:

هذلولی‌ها را می‌توان با مرکز، کانون‌ها، رأس‌ها و مجانب‌هایشان مشخص کرد.

parabola [اسم]
اجرا کردن

سهمی (هندسه)

Ex: The satellite dish is shaped like a parabola to focus signals .

دیش ماهواره به شکل سهمی است تا سیگنال‌ها را متمرکز کند.

pentagon [اسم]
اجرا کردن

پنج‌ضلعی

Ex: In the game , each player had to draw a perfect pentagon without the use of a ruler .

در بازی، هر بازیکن باید یک پنج‌ضلعی کامل را بدون استفاده از خط‌کش می‌کشید.

اجرا کردن

مثلث متساوی‌الاضلاع

Ex: The logo of the company featured an equilateral triangle as a symbol of balance .

لوگوی شرکت شامل یک مثلث متساوی الاضلاع به عنوان نماد تعادل بود.

اجرا کردن

مثلث تند

Ex: The properties of an acute triangle make it unique in geometric proofs and constructions .

ویژگی‌های یک مثلث تند آن را در اثبات‌ها و ساختارهای هندسی منحصر به فرد می‌کند.

اجرا کردن

* مثلث متساوی‌الساقین

Ex: An equilateral triangle is a special case of an isosceles triangle where all three sides and angles are equal .

مثلث متساوی‌الاضلاع حالت خاصی از مثلث متساوی‌الساقین است که در آن هر سه ضلع و زاویه برابر هستند.

اجرا کردن

مثلث مختلف الاضلاع

Ex: In geometry class , we measured the angles of various scalene triangles .

در کلاس هندسه، زوایای چندین مثلث نامتساوی‌الاضلاع را اندازه‌گیری کردیم.

اجرا کردن

مثلث منفرجه

Ex: The height of an obtuse triangle can be drawn outside the triangle when dropping a perpendicular from a vertex .

ارتفاع یک مثلث منفرج‌الزاویه می‌تواند خارج از مثلث رسم شود وقتی که یک عمود از یک رأس پایین می‌آید.

اجرا کردن

هرم مستطیلی

Ex: The rectangular pyramid is a special type of pyramid where the base is a rectangle instead of a square .

هرم مستطیلی نوع خاصی از هرم است که در آن قاعده به جای مربع، یک مستطیل است.

اجرا کردن

استوانه دایره‌ای راست

Ex: The right circular cylinder has a curved surface that can be unrolled into a rectangle when flattened .

استوانه دایره‌ای راست دارای سطحی منحنی است که می‌توان آن را به یک مستطیل باز کرد وقتی صاف شود.

اجرا کردن

مخروط دایره‌ای راست

Ex: Architects sometimes use the shape of a right circular cone in their designs for roofs and towers .

معمارها گاهی اوقات از شکل مخروط دایره‌ای راست در طراحی‌های خود برای سقف‌ها و برج‌ها استفاده می‌کنند.

epicycle [اسم]
اجرا کردن

اپیسیکل

Ex: An epicycle can be visualized by imagining a small wheel rolling around the edge of a larger wheel .

یک اپیسیکل را می‌توان با تصور کردن یک چرخ کوچک که دور لبه یک چرخ بزرگتر می‌غلتد، تجسم کرد.

hypotenuse [اسم]
اجرا کردن

وتر (در مثلث راست‌گوشه)

Ex: The hypotenuse is the longest side in a right-angled triangle , opposite the right angle .

وتر بلندترین ضلع در یک مثلث قائم‌الزاویه است که در مقابل زاویه قائمه قرار دارد.

base [اسم]
اجرا کردن

پایه

Ex: In a triangle , the base is the side used to calculate the height for finding the area .

در یک مثلث، پایه ضلعی است که برای محاسبه ارتفاع جهت یافتن مساحت استفاده می‌شود.

diameter [اسم]
اجرا کردن

قطر (دایره)

Ex: In astronomy , the diameter of celestial bodies such as planets and stars provides crucial information about their size .

در نجوم، قطر اجرام آسمانی مانند سیارات و ستارگان اطلاعات حیاتی در مورد اندازه آنها ارائه می‌دهد.

radius [اسم]
اجرا کردن

طول شعاع (دایره)

Ex:

در هندسه، مساحت یک دایره را می‌توان با استفاده از فرمول π × شعاع به توان دو محاسبه کرد.

vertex [اسم]
اجرا کردن

رأس

Ex: For a square , each of the four corners is considered a vertex where adjacent sides intersect .

برای یک مربع، هر یک از چهار گوشه به عنوان یک رأس در نظر گرفته می‌شود که در آن اضلاع مجاور همدیگر را قطع می‌کنند.

perimeter [اسم]
اجرا کردن

محیط (هندسه)

Ex: In her math homework , she had to calculate the perimeter of various shapes , including triangles , squares , and pentagons .

در تکالیف ریاضی خود، او مجبور بود محیط اشکال مختلف از جمله مثلث‌ها، مربع‌ها و پنج‌ضلعی‌ها را محاسبه کند.

اجرا کردن

محیط دایره (هندسه)

Ex: The teacher explained that the circumference is different from the area of a circle .

معلم توضیح داد که محیط با مساحت دایره متفاوت است.

area [اسم]
اجرا کردن

مساحت

Ex: When planning a garden , measuring the area helps determine how many plants can fit .

هنگام برنامه‌ریزی برای یک باغ، اندازه‌گیری مساحت به تعیین تعداد گیاهانی که می‌توانند جای بگیرند کمک می‌کند.

اجرا کردن

مساحت سطح

Ex: The surface area of a rectangular prism is found by adding the areas of all six faces .

مساحت سطح یک منشور مستطیلی با جمع کردن مساحت‌های تمام شش وجه آن پیدا می‌شود.

volume [اسم]
اجرا کردن

حجم

Ex: The volume of the box was calculated to be 1 cubic meter .

حجم جعبه به اندازه 1 متر مکعب محاسبه شد.

asymptote [اسم]
اجرا کردن

مجانب

Ex: Tangent lines to a curve at infinity can act as asymptotes , describing the curve 's behavior .

خطوط مماس به یک منحنی در بی‌نهایت می‌توانند به عنوان مجانب عمل کنند، رفتار منحنی را توصیف می‌کنند.

tangent [اسم]
اجرا کردن

خط مماس

Ex: In geometry class , we learned how to draw a tangent to a circle , ensuring it only touched the circle at a single point .

در کلاس هندسه، یاد گرفتیم که چگونه یک مماس به دایره رسم کنیم، مطمئن شویم که فقط در یک نقطه دایره را لمس می‌کند.

protractor [اسم]
اجرا کردن

نقاله

Ex: Before cutting the wood , the contractor used a protractor to ensure the angle was exactly 45 degrees .

قبل از برش چوب، پیمانکار از نقاله استفاده کرد تا مطمئن شود زاویه دقیقاً 45 درجه است.

اجرا کردن

خط تقارن

Ex: If a shape can be folded along a line and both halves match exactly , that line is called a line of symmetry .

اگر یک شکل را بتوان در امتداد یک خط تا کرد و هر دو نیمه دقیقاً با هم مطابقت داشته باشند، آن خط را محور تقارن می‌نامند.

اجرا کردن

سری هندسی

Ex: The geometric series 3 , 6 , 12 , 24 , ... shows exponential growth with a common ratio of 2 .

سری هندسی 3، 6، 12، 24، ... رشد نمایی با نسبت مشترک 2 را نشان می‌دهد.

quadrant [اسم]
اجرا کردن

ربع دایره

Ex:

از دانش‌آموزان خواسته شد تا یک ربع دایره را در کلاس هندسه خود رنگ‌آمیزی کنند.

اجرا کردن

زاویه داخلی

Ex: In geometry class , we learned how to measure interior angles using a protractor .

در کلاس هندسه، یاد گرفتیم که چگونه زاویه‌های داخلی را با استفاده از نقاله اندازه‌گیری کنیم.

chord [اسم]
اجرا کردن

وتر

Ex: The longest chord in a circle is its diameter .

بلندترین وتر در یک دایره، قطر آن است.

diagonal [صفت]
اجرا کردن

قطری (خط)

Ex: The diagonal line across the square split it into two congruent triangles .

خط مورب در سراسر مربع آن را به دو مثلث متجانس تقسیم کرد.

congruent [صفت]
اجرا کردن

همخوان

Ex:

دو زاویه هم‌نهشت هر کدام 90 درجه اندازه‌گیری می‌کنند.

parallel [صفت]
اجرا کردن

موازی

Ex: The two walls are parallel in the room .

دو دیوار در اتاق موازی هستند.

transversal [صفت]
اجرا کردن

عرضی

Ex: The architect used a transversal design to link the two sections of the building .

معمار از یک طراحی عرضی برای اتصال دو بخش ساختمان استفاده کرد.

اجرا کردن

عمودی

Ex: The perpendicular pathways intersect neatly in the park 's design .

مسیرهای عمود بر هم در طراحی پارک به طور منظمی همدیگر را قطع می‌کنند.

to bisect [فعل]
اجرا کردن

به دو قسمت مساوی تقسیم کردن

Ex: The river bisects the valley , providing a natural boundary .

رودخانه دره را به دو نیم تقسیم می‌کند، مرزی طبیعی ایجاد می‌کند.

اجرا کردن

حرکت دادن

Ex: To translate the polygon , you need to apply the same vector to each of its vertices .

برای انتقال چندضلعی، باید همان بردار را به هر یک از رئوس آن اعمال کنید.

asymmetry [اسم]
اجرا کردن

نامتقارنی

Ex: The asymmetry in the design made the building unique .

عدم تقارن در طراحی، ساختمان را منحصر به فرد کرد.