ریاضیات و ارزیابی ACT - ستایش
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ستایش، مانند "نمادین"، "شگفت انگیز"، "امیدوارکننده" و غیره را یاد خواهید گرفت که به شما در قبولی در آزمون های ACT کمک می کند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
providing benefits or favorable circumstances

سودمند, مفید
موقعیت مزیتآمیز به ما اجازه داد تا شرایط بهتری را مذاکره کنیم.
bringing enjoyment and happiness

دلپذیر, خوشایند
باغ بوی خوشایند گلهای رز و یاس دارد.
evoking interest, attention, or admiration in a powerful and irresistible way

فریبنده
شخصیتهای جذاب رمان و طرح پیچیده آن مرا تا آخر داستان مجذوب خود نگه داشت.
indicating potential for success or positive outcomes

(آینده) امیدبخش, نویددهنده
استارتاپ جدید بازخورد امیدوارکنندهای از سرمایهگذاران دریافت کرده است.
magnificent in size and appearance

بزرگ و با شکوه
بنای با عظمت به منظور تجلیل از قهرمانان ملت ساخته شد.
pleasing and likely to arouse interest or desire

جذاب
بازیگر چهرهای دلربا داشت که در هر اجرا قلب تماشاگران را تسخیر میکرد.
having a positive effect or helpful result

سودمند, پرمنفعت
اثرات مفید مدیتیشن به طور گستردهای شناخته شده است.
good enough to meet the minimum standard or requirement

رضایتبخش
خدمات رضایتبخش بود، اگرچه به ویژه دوستانه نبود.
suitable or appropriate in the circumstances

مناسب, بجا
صحنهآرایی فیلم برای زمینه تاریخی مناسب بود.
widely recognized and regarded as a symbol of a particular time, place, or culture

نمادین
مجسمه آزادی نمادین نماد آزادی و دموکراسی است.
surpassing others in quality, distinction, or importance

برجسته, سرآمد
شرکت فناوری برتر به طور مداوم با محصولات و خدمات نوآورانه خود استانداردهای صنعت را تعیین میکند.
having qualities that make one attractive or worth wanting

جذاب (از نظر جنسی)
او به دلیل هوش و مهربانیاش مطلوب در نظر گرفته میشود.
having a lot of respect, honor, and admiration in a particular field or society

باوقار, آبرومند
فارغالتحصیلان پرآوازه دانشگاه شامل برندگان جایزه نوبل و رهبران جهانی میشوند.
impressive and noble, often with a grand or dignified appearance

با عظمت, باشکوه
شیر با عظمت با حضوری سلطنتی بر ساوانا حکومت میکرد.
remarkable or very unusual, often in a positive way

فوقالعاده
استعداد فوقالعاده هنرمند به آنها اجازه داد تا آثار هنری خیرهکنندهای خلق کنند.
suitable or acceptable for a given situation or purpose

مناسب, درست
شرکت منابع مناسب را برای کارمندان جدید فراهم کرد.
extremely surprising or impressive

شگفتانگیز, تحسینبرانگیز
دانشمند یک کشف شگفتانگیز انجام داد که نظریههای موجود را به چالش کشید.
extremely impressive and beautiful, often evoking awe or excitement

باشکوه, فوقالعاده
نمایی از بالای کوه کاملاً تماشایی بود.
strongly desired by many people

بسیار محبوب
جام مورد علاقه به تیم برنده مسابقات اهدا شد.
attractive and interesting in a way that draws one's attention

جذاب, گیرا
طرح جذاب رمان مرا تا دیروقت شب به خواندن واداشت.
most favorable or effective under specific conditions

بهینه
ارتباط واضح کلید دستیابی به نتایج بهینه در کار تیمی است.
extremely impressive and attractive

فوقالعاده, محشر
فیزیک عالی بازیگر نگاههای تحسینبرانگیز همه کسانی که او را روی فرش قرمز دیدند به خود جلب کرد.
surpassing others in terms of overall goodness or excellence

عالی
عملکرد برتر ورزشکار برای او جایگاهی در فینال تضمین کرد.
having exceptional beauty or excellence

فوقالعادهزیبا
همانطور که خورشید در افق غروب میکرد و آسمان را به رنگهای صورتی و طلایی میآراست، منظره از قله کوه واقعاً عالی بود.
causing admiration because of size, skill, importance, etc.

تحسینبرانگیز, فوقالعاده
او در کنسرت اجرایی تحسینبرانگیز داشت.
having a rich and luxurious quality

مجلل
عروس یک لباس عروسی مجلل پوشیده بود که با توری پیچیده و تزئینات درخشان آراسته شده بود.
of extreme beauty or perfection

چشمنواز
رنگ پارچه عالی بود.
causing great surprise or amazement due to being impressive, unexpected, or remarkable

اعجابانگیز
شعبده باز یک حقه شگفت انگیز انجام داد که همه را مبهوت کرد.
beyond the usual or ordinary, often causing amazement or admiration due to its exceptional nature

افسانهای, محشر
توانایی فوقالعاده او در داستانگویی همه را برای ساعاتی سرگرم نگه داشت.
exceptionally eye-catching or beautiful

بسیار جذاب
(particularly of a building or place) having a pleasant and charming appearance, often resembling a picture or painting

تماشایی, زیبا
روستای خوشمنظر که در دره جای گرفته بود، مانند چیزی از یک کتاب داستان به نظر میرسید.
extremely impressive and beautiful, often evoking awe or excitement

باشکوه, فوقالعاده
نمایی از بالای کوه کاملاً تماشایی بود.
remarkably surprising or wonderful, often suggesting the presence of divine intervention

معجزه آسا, شگفت انگیز
نجات مسافران پس از سقوط هواپیما توسط نجاتیابان به عنوان معجزهآسا توصیف شد.
having an attractive and pleasing quality

جذاب, دلربا
showing sophisticated manners and elegance in behavior

ظریف, زیبا
او با لهجهای ظریف صحبت میکرد که به تحصیلات پرستیژ او اشاره داشت.
very well-known and admired

افسانهای
او به چهرهای افسانهای در صنعت موسیقی تبدیل شد، با طرفدارانی در سراسر جهان که از او تمجید میکنند.
appealing to the desires or interests, often causing a strong urge to do or have something

وسوسه انگیز, جذاب
او به او یک لبخند فریبنده داد، پر از شیطنت.
in a manner providing advantages or favorable results

به طور مفید، به طور سودمند
سرمایهگذاری در منابع انرژی تجدیدپذیر میتواند به طور مفید به پایداری محیط زیست کمک کند.
having a quality that seems strange, mysterious, or beyond the natural world

ماوراء الطبیعه, فرازمینی
صدایش زیبایی ماوراءالطبیعی داشت که هر کسی آن را میشنید مجذوبش میشد.
in a manner marked by notable success, honor, or splendor

با شکوه, عالی
او از موضع خود با شکوه در مقابل یک مخاطب انتقادی دفاع کرد.
