ریاضیات و ارزیابی ACT - Geometry
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به هندسه، مانند "مماس"، "رأس"، "بیضی" و غیره را یاد خواهید گرفت که به شما کمک می کند ACT های خود را با موفقیت پشت سر بگذارید.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
the measure of how steep a line is, found by dividing the change in height by the change in horizontal distance

شیب
هنگام رسم نمودار دادهها، شیب نشاندهنده نرخ تغییر بین متغیرها است.
(geometry) a part of a circle, which is curved

قوس, کمان
هنگام اندازهگیری یک کمان، شناسایی مرکز دایره مهم است.
a unit for measuring angles, defined by the angle made when the radius of a circle is laid along its edge

رادیان, یک واحد برای اندازه گیری زاویه ها، تعریف شده توسط زاویه ای که وقتی شعاع یک دایره در امتداد لبه آن قرار می گیرد، ایجاد می شود
دانستن رابطه بین درجه و رادیان برای مثلثات ضروری است.
the length of a straight line drawn from the center of a circle to any point on its outer boundary

طول شعاع (دایره)
شعاع یک سیاره تأثیر گرانشی و ویژگیهای مداری آن را در یک سیستم خورشیدی تعیین میکند.
a straight line from one side of a round object, particularly a circle, passing through the center and joining the other side

قطر (دایره)
تکنسین از کولیس برای تعیین قطر بلبرینگهای مورد نیاز برای تعمیر ماشینآلات استفاده کرد.
the total length of the external boundary of something

محیط (هندسه)
پروژه علمی از دانشآموزان میخواست که یک مدل آتشفشان بسازند و محیط پایه آن را برای تحلیل پایداری اندازهگیری کنند.
(geometry) the length of the external boundary of a curved shape, especially a circle

محیط دایره (هندسه)
ریاضیدان از محیط برای حل مسئله هندسه استفاده کرد.
the measurement of a piece of land or a flat surface

مساحت
مساحت را میتوان در واحدهای مربعی، مانند متر مربع یا فوت مربع بیان کرد.
the amount of space that a substance or object takes or the amount of space inside an object

حجم
حجم آب در مخزن به طور منظم کنترل میشود.
the space between two lines or surfaces that are joined, measured in degrees or radians

زاویه
درک زاویههای مختلف در هندسه برای حل مسائل ضروری است.
an angle measuring exactly 90 degrees

زاویه قائمه, زاویه 90 درجه
نجار اره میتر را تنظیم کرد تا قالب را با یک زاویه قائمه کامل برای نصب بیدرز ببرد.
one of a pair of opposite angles made by two intersecting lines, which are always equal

زاویه عمودی, زاویه مقابل رأس
اگر یک زاویه عمودی 45 درجه باشد، زاویه عمودی مقابل نیز باید 45 درجه باشد.
an angle formed between two sides of a polygon that lies inside the shape

زاویه داخلی, زاویه درونی
زوایای داخلی یک هشت ضلعی به 1080 درجه میرسد.
an angle that measures between 0 and 90 degrees, which is less than a right angle (90 degrees)

زاویه حاده
pairs of angles that share a common side and vertex in a polygon or between intersecting lines

زوایای متوالی, زوایای مجاور
یک چندضلعی منتظم دارای زوایای متوالی مساوی است، هر زاویه دارای اندازه یکسان است.
(of angle) greater than 90 degrees but less than 180 degrees

(زاویه) منفرجه
قایق بادبانی مسیر خود را تغییر داد، از صخره ها دور شد تا از حرکت به سمت زاویه منفرجه تشکیل شده توسط صخره ها اجتناب کند.
a measuring instrument used to measure and draw angles

نقاله
مهندس از یک نقاله برای اندازهگیری زاویه سقف در نقشه استفاده کرد.
(of lines or planes) intersecting each other at a 90 degree angle

عمودی
هنرمند یک خط عمود از لبه بوم کشید تا طرح خود را شروع کند.
(geometry) a flat shape consisting of three or more straight sides

چندضلعی, چندگوش
چندضلعیها را میتوان بر اساس تعداد اضلاعشان طبقهبندی کرد، مانند پنجضلعیها و ششضلعیها.
(geometry) any flat shape with four straight sides, the opposite sides of which are equal and parallel to each other

متوازیالاضلاع
characterized by or resembling a tetrahedron, which has four triangular faces

چهاروجهیشکل
ساختار چهاروجهی ساختمان هم جذابیت زیباییشناختی و هم پایداری ساختاری را فراهم کرد.
a geometric shape with five angles and five straight sides

پنجضلعی, پنجگوش
او یک پنج ضلعی روی تخته کشید تا شکل آن را به دانش آموزان نشان دهد.
(geometry) a flat shape with four equal sides in which opposite angles are equal

لوزی, متوازیالاضلاع
a small circle whose center moves around the circumference of a larger circle

اپیسیکل, دایره ثانویه
وقتی مرکز اپیسیکل در امتداد محیط دیفرنت حرکت میکند، مسیر حاصل از یک نقطه روی اپیسیکل به عنوان اپیسایکلویید شناخته میشود.
a geometric curve formed by the intersection of a plane with two cones, resulting in two symmetrical branches

هذلولی
هذلولیها در مهندسی کاربرد دارند، به ویژه در طراحی آنتنها و مدارهای ماهوارهای.
(geometry) a symmetrical open curve that is similar to the path of an object thrown into the air passes till it falls back to earth

سهمی (هندسه), شلجمی
نمودار تابع درجه دوم همیشه یک سهمی است.
a flat geometric shape consisting of three straight sides and one right angle

مثلث قائمالزاویه
a triangle in which all three interior angles are less than 90 degrees

مثلث تند, مثلث حاده
هنگام ساخت یک مثلث تند، مطمئن شوید که مجموع هر دو زاویه بیشتر از زاویه سوم است.
a type of triangle with all three sides of equal length

مثلث متساویالاضلاع, سهگوشه همسانبَر
علامت ترافیک از یک تقاطع پیش رو با نماد مثلث متساوی الاضلاع هشدار داد.
a type of triangle that has all three sides of different lengths

مثلث مختلف الاضلاع
سقف خانه یک طراحی متمایز از مثلث نامتساوی الاضلاع داشت.
describing a triangle with at least two sides of equal length

متساویالساقین
معمار سقف خانه را به شکل یک مثلث متساویالساقین طراحی کرد.
the longest side of a right-angled triangle, opposite the right angle, and defined as the side opposite the right angle in a right-angled triangle

وتر (در مثلث راستگوشه)
نسبتهای مثلثاتی مانند سینوس، کسینوس و تانژانت شامل رابطه بین اضلاع یک مثلث قائمالزاویه میشوند، از جمله وتر.
a three-dimensional geometric shape with two parallel circular bases connected by a curved surface at a right angle to the bases

استوانه دایرهای راست, استوانه راست با پایههای دایرهای
مجسمه شامل یک سری استوانههای دایرهای راست با ارتفاع و شعاعهای مختلف بود که روی هم چیده شده بودند.
a three-dimensional geometric shape that has a rectangular base and four triangular faces that meet at a single point called the apex

هرم مستطیلی, هرم با پایه مستطیلی
ارتفاع یک هرم مستطیلی از رأس به صورت عمود بر مرکز پایه مستطیلی اندازهگیری میشود.
(geometry) a lack of symmetry or equivalence in shape or size between the two sides or parts of something

نامتقارنی, بیتقارنی
مطالعه عدم تقارن به درک اینکه چگونه اشکال از تقارن کامل متفاوت هستند کمک میکند.
a point where two or more lines, edges, or rays meet to form an angle, or the point at which the sides of a polygon intersect

رأس, فرق
در یک مکعب، هر یک از هشت گوشه یک رأس است که از برخورد سه لبه تشکیل شده است.
a straight line connecting opposite corners of a flat shape at an angle

قطر
طول مورب اندازه مربع را تعیین میکند.
(in geometry) describing shapes of the same size and form

همخوان, همشکل
دو مثلث همخوان هستند زیرا شکل و اندازه یکسانی دارند.
the side of a geometric shape, usually the one considered as the bottom, from which the height is measured

پایه, ضلع پایه
برای محاسبه حجم یک هرم، باید مساحت قاعده و ارتفاع را بدانید.
a pair of geometric figures, such as lines or planes, that do not meet or intersect, no matter how far they are extended

خط موازی
طراحی شامل دو موازی بلند است که در کنار هم قرار دارند.
a line that divides a shape into two congruent parts

خط تقارن, محور تقارن
بالهای پروانه یک خط تقارن دارند که در امتداد بدنش قرار دارد و هر بال را تصویر آینهای دیگری میکند.
a series of numbers in which each term after the first is found by multiplying the previous term by a fixed, non-zero number

سری هندسی, تصاعد هندسی
در یک سری هندسی، اگر نسبت مشترک بزرگتر از 1 باشد، سری واگرا خواهد شد.
the total area that the surface of a three-dimensional object occupies

مساحت سطح, سطح
درک مساحت سطح برای طراحی بستهبندی به منظور به حداقل رساندن استفاده از مواد ضروری است.
(of a line) intersecting two or more other lines at different points

عرضی, متقاطع
تیرهای عرضی سازه را در زوایای مختلف حمایت میکردند.
one-fourth of a circle, formed by two perpendicular radii and the connecting arc

ربع دایره, یک چهارم دایره
شکل ربع اغلب در طراحیهای مختلف مهندسی و معماری استفاده میشود.
a straight line that a curve approaches indefinitely but never intersects, characterizing the limiting behavior of the curve

مجانب
توابع نمایی ممکن است مجانبهای افقی را نشان دهند، که نشاندهنده ثبات در بلندمدت است.
to divide something into two equal parts

به دو قسمت مساوی تقسیم کردن, نصف کردن
او از یک اره برای دو نیم کردن تخته چوب برای پروژه نجاری استفاده کرد.
a straight line that touches a curve or surface at exactly one point, known as the point of tangency

خط مماس
طرح هنرمند یک مارپیچ با چندین خط مماس را نشان میداد که نقاط تماس مختلف را نشان میداد.
a straight line segment that connects two points on the edge of a circle

وتر, آکورد
شعاع یک دایره هر وتری را که به آن عمود باشد، نصف میکند.
(geometry) to move a shape or figure from one position to another without rotating, resizing, or otherwise altering its shape

حرکت دادن
در هندسه، انتقال یک شکل به معنای لغزاندن آن به صورت افقی، عمودی یا هر دو، بدون تغییر جهت آن است.
