ریاضیات و ارزیابی ACT - مقایسه
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به مقایسه، مانند "نسبی"، "مشابه"، "پرتگاه" و غیره را یاد خواهید گرفت که به شما در قبولی در آزمون ACT کمک میکند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to have a similar appearance or characteristic to someone or something else

شبیه بودن, شباهت داشتن
توله سگ به شدت شبیه مادرش است، با همان رنگ خز و نشانهها.
to match the same qualities as someone or something

تقلید کردن
دانشجویان پزشکی روی یک مانکن تمرین کردند که پاسخهای انسانی را در حین جراحی شبیهسازی میکند.
to compare or represent something as similar to something else

مقایسه کردن, شبیه دانستن
او اغلب طعم میوههای عجیب و غریب را به انبه تشبیه میکند.
to differ or deviate from a standard or expected condition

متفاوت بودن
قیمت این محصولات بسته به کیفیت و تقاضای آنها متفاوت است.
to recognize the difference present between two people or things

تشخیص دادن
او در حال حاضر بین انواع مختلف گلها در باغ تفاوت قائل میشود.
to recognize and mentally separate two things, people, etc.

متمایز کردن, تمایز قائل شدن
او به راحتی میتوانست بین دوقلوهای همسان بر اساس شخصیتشان تمایز قائل شود.
to compare two people or things so that their differences are noticeable

مقایسه کردن
آیا میتوانید لطفاً شخصیتهای اصلی رمان را مقایسه کنید؟
a person or thing that serves a similar purpose or role to another

همتا, همکار، مکمل
همتای بیمارستان در شهر خدمات مشابهی ارائه میدهد اما در مقیاس بزرگتر.
the direct opposite or contrasting counterpart to something

نقطه مقابل, تضاد
در طول حرفهاش، داستایفسکی تضادهای روانی مانند خوب در مقابل بد، ایمان در مقابل شک را بررسی کرد.
a resemblance or comparison between two things

موازی
بین رشد رسانههای اجتماعی و تغییرات در الگوهای ارتباطی تشابه وجود دارد.
a profound division separating people, beliefs, or viewpoints

شکاف, تفاوت
بحث یک شکاف در درک آنها از علم آب و هوا را آشکار کرد.
lack of harmony, consistency, or compatibility between two or more elements

ناهماهنگی, ناسازگاری
ناهماهنگی بین رفتار شاد او و جدیت وضعیت چشمگیر بود.
the presence of a variety of distinct characteristics within a group

تنوع, گوناگونی
دانشگاه تنوع را از طریق برنامههای دانشجویی بینالمللی خود جشن میگیرد و ذهنهای جوان را از سراسر جهان گرد هم میآورد.
an obvious difference between two similar or related things or persons

تفاوت, تمایز
شرکت تمایز واضحی بین خطوط محصولات لوکس و مقرونبهصرفه خود قائل شد.
a noticeable and often significant difference or inequality between two or more things

ناهمخوانی, اختلاف
مطالعات نشان دادهاند که تفاوتهای فزایندهای در نمرات آزمونهای استاندارد بر اساس بودجه مدرسه و وضعیت اجتماعی-اقتصادی وجود دارد.
a difference in interests, views, opinions, etc.

اختلاف, دوگانگی، مغایرت
اختلاف مذهبی خانواده منجر به بحثهای پر جنب و جوش سر میز شام شد.
a lack of similarity between facts, reports, claims, or other things that are supposed to be alike

اختلاف (بین نظرات), تفاوت
یک اختلاف آشکار در اظهارات شاهدان وجود داشت که حل پرونده را دشوارتر کرد.
a specific aspect or element characterized by lack of uniformity, regularity, or harmony

ناهماهنگی, تناقض
پروژه از ناسازگاریها در اجرای خود رنج برد که منجر به تأخیر شد.
similar in every detail and totally alike

همانند
دو نقاشی آنقدر مشابه هستند که حتی متخصصان هنر نیز در تشخیص تفاوت آنها مشکل دارند.
able to be compared with another thing due to sharing a similar feature, nature, etc.

مشابه
مفهوم عرضه و تقاضا در اقتصاد شبیه به قانون علت و معلول در فیزیک است.
composed of things or people of the same or very similar type

یکجور, مشابه
مخلوط همگن به نظر میرسید، با تمام مواد به طور یکنواخت توزیع شده.
not in proper relation or balance to something else

نامتناسب, نامتعادل
هزینه تعمیرات نامتناسب با ارزش خودرو بود، که خرید یک خودروی جدید را عملیتر میکرد.
conflicting or out of harmony, creating an unpleasant or startling effect

ناهماهنگ, تکان دهنده
گزارشهای متناقض احساسی ناخوشایند از عدم اطمینان ایجاد کردند.
completely different or opposed in basic qualities or usual behaviors

مخالف, مغایر، ضد
نتایج مطالعه برخلاف فرضیه اولیه بود و محققان را متعجب کرد.
separate and different in a way that is easily recognized

متفاوت, متمایز
دو فرهنگ دارای آداب و رسوم و سنتهای متمایز هستند، علیرغم اشتراک مجاورت جغرافیایی.
not sharing any form of similarity

ناجور, مختلف
دانشمندان در تلاش بودند تا بهتر بفهمند که چگونه چنین اشکال زندگی متفاوتی میتوانند این همه ماده ژنتیکی را به اشتراک بگذارند.
measured or judged in comparison to something else

نسبی
دستاوردهای او در نسبت به منابعش چشمگیر است.
showing opposing ideas or opinions that do not agree, causing confusion or disagreement

متناقض, متفاوت
برادران و خواهران اغلب برنامههای متناقضی داشتند، که برنامهریزی برای دورهمیهای خانوادگی را چالشبرانگیز میکرد.
(of two or more things) not able to exist or work together harmoniously due to fundamental differences or contradictions

ناسازگار, ناموافق
باورهای او و او ناسازگار بودند، که باعث تنش در رابطهشان شد.
(of statements, beliefs, facts, etc.) incompatible or opposed to one another, even if not strictly illogical

متناقض, ضدونقیض
طرح اهداف متضادی داشت که هم سرعت و هم دقت را هدف قرار داده بود.
(of two statements, etc.) not agreeing with one another

متناقض, ناسازگار، ناهماهنگ
اظهارات آنها در مورد پروژه ناسازگار بود و با یکدیگر همخوانی نداشت.
