زبان‌شناسی - نشانه‌گذاری

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به علائم نگارشی مانند "آپستروف"، "کولون" و "سه نقطه" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
زبان‌شناسی
ampersand [اسم]
اجرا کردن

علامت & (به معنای و)

Ex: The ampersand is a common sight in brand names like Barnes & Noble .

امپرسند نمادی رایج در نام برندهایی مانند بارنز اند نوبل است.

apostrophe [اسم]
اجرا کردن

علامت آپوستروف

Ex: The word " class of ' 99 " uses an apostrophe to indicate the omission of " 19 . "

کلمه "کلاس '99" از یک آپاستروف برای نشان دادن حذف "19" استفاده می‌کند.

asterisk [اسم]
اجرا کردن

ستاره (نشانه * در نشان‌گذاری)

brace [اسم]
اجرا کردن

آکولاد (نشانه‌گذاری)

bracket [اسم]
اجرا کردن

کروشه

Ex: Programmers use curly brackets { } and square brackets [ ] in coding to define blocks and arrays , respectively .

برنامه‌نویسان از آکولاد { } و براکت [ ] در کدنویسی برای تعریف بلوک‌ها و آرایه‌ها استفاده می‌کنند.

اجرا کردن

گلوله (نشانه‌گذاری)

Ex: Bullet points make long paragraphs easier to read .

نقطه‌های گلوله‌ای خواندن پاراگراف‌های طولانی را آسان‌تر می‌کنند.

colon [اسم]
اجرا کردن

دونقطه (نشانه‌گذاری)

Ex: He used a colon to separate the two parts of the sentence : the first part stated the problem , and the second part offered the solution .

او از دو نقطه برای جدا کردن دو بخش جمله استفاده کرد: بخش اول مشکل را بیان می‌کرد و بخش دوم راه‌حل را ارائه می‌داد.

comma [اسم]
اجرا کردن

ویرگول (نشانه‌گذاری)

Ex: He forgot to add a comma before ' but ' in his essay , which made the sentence confusing .

او فراموش کرد که قبل از 'اما' در مقاله‌اش یک ویرگول اضافه کند، که این باعث شد جمله گیج‌کننده شود.

dash [اسم]
اجرا کردن

خط پیوند (نشانه‌گذاری)

dot [اسم]
اجرا کردن

نقطه

Ex: The tattoo artist added a dot of blue ink to the design .

تاتو آرتیست یک نقطه از جوهر آبی به طرح اضافه کرد.

hyphen [اسم]
اجرا کردن

خط پیوند (علامت -)

Ex: In some cases , a hyphen is used to clarify the meaning of a phrase , such as 're-sign ' ( to sign again ) versus ' resign ' ( to quit ) .

در برخی موارد، از خط تیره برای روشن کردن معنای یک عبارت استفاده می‌شود، مانند 're-sign' (دوباره امضا کردن) در مقابل 'resign' (استعفا دادن).

mark [اسم]
اجرا کردن

نشانه

Ex: The period is a mark that ends a sentence .
period [اسم]
اجرا کردن

نقطه

Ex: Every complete statement must end with a period .
parenthesis [اسم]
اجرا کردن

پرانتز

Ex: In programming , a parenthesis is used to enclose parameters in a function call , such as print ( ' Hello , world ! ' ) .

در برنامه‌نویسی، یک پرانتز برای محصور کردن پارامترها در فراخوانی تابع استفاده می‌شود، مانند print ('Hello, world!').

point [اسم]
اجرا کردن

نقطه

Ex:

معلم به دانش‌آموزان یادآوری کرد که بعد از هر جمله از نقطه استفاده کنند.

اجرا کردن

علامت سؤال

Ex: The teacher pointed out that the sentence needed a question mark to be grammatically correct .

معلم اشاره کرد که جمله برای درست بودن از نظر دستوری نیاز به علامت سوال دارد.

اجرا کردن

علامت نقل‌قول

Ex: He placed the phrase in quotation marks to show it was a direct quote .

او عبارت را در علامت نقل قول قرار داد تا نشان دهد که این یک نقل قول مستقیم است.

quote [اسم]
اجرا کردن

علامت نقل‌قول

Ex: He added quotes to emphasize the sarcastic remark in his message .

او نشان‌های نقل قول را اضافه کرد تا بر نکته طعنه‌آمیز در پیامش تأکید کند.

semicolon [اسم]
اجرا کردن

نقطه‌ویرگول (علامت ؛)

Ex: He was n't sure whether to use a comma or a semicolon ; ultimately , he chose the latter to clarify his point .

او مطمئن نبود که از ویرگول یا نقطه ویرگول استفاده کند؛ در نهایت، او دومی را انتخاب کرد تا نظر خود را روشن کند.

slash [اسم]
اجرا کردن

خط اریب (نشان /)

Ex: The file path C:/Documents / Photos uses slashes to separate directories and folders .

مسیر فایل C:/Documents/Photos از اسلش برای جدا کردن دایرکتوری‌ها و پوشه‌ها استفاده می‌کند.

اجرا کردن

عملگر بولت (∙)

Ex: When writing matrix operations , the bullet operator helps clarify element-wise multiplication .

هنگام نوشتن عملیات ماتریسی، عملگر نقطه‌ای به روشن‌سازی ضرب عنصر به عنصر کمک می‌کند.

اجرا کردن

کارِت (علامت از قلم‌افتادگی)

emoticon [اسم]
اجرا کردن

شکلک (نقطه‌گذاری)

Ex: The chat conversation was filled with various emoticons representing laughter , surprise , and confusion .

گفتگوی چت پر از شکلک‌های مختلفی بود که نشان‌دهنده خنده، تعجب و سردرگمی بودند.

dagger [اسم]
اجرا کردن

a typographical symbol (†) used to indicate a footnote, annotation, or cross-reference in printed text

Ex: He noticed a dagger pointing to the explanation at the bottom of the page .
اجرا کردن

علامت تعجب

Ex: To show enthusiasm , she ended her message with an exclamation point .

برای نشان دادن اشتیاق، او پیام خود را با یک علامت تعجب به پایان رساند.