کتاب 'فیس تو فیس' پیشرفته - واحد 4 - 4A

در اینجا، شما واژگان از واحد 4 - 4A در کتاب درسی Face2Face Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "افترا"، "مطبوعات"، "پوشش"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فیس تو فیس' پیشرفته
to follow [فعل]
اجرا کردن

دنبال کردن (فضای مجازی)

Ex: If you follow our company 's Instagram account , you 'll get exclusive sneak peeks of our upcoming products .
to seek [فعل]
اجرا کردن

به دنبال چیزی بودن

Ex: He sought peace of mind by meditating every morning .

او هر صبح با مدیتیشن به دنبال آرامش ذهن بود.

publicity [اسم]
اجرا کردن

تبلیغات

Ex: The politician ’s campaign team worked hard to ensure their candidate got enough publicity in the run-up to the election .

تیم کمپین سیاستمدار سخت کار کرد تا اطمینان حاصل کند که نامزدشان در آستانه انتخابات به اندازه کافی تبلیغات دریافت می‌کند.

to hold [فعل]
اجرا کردن

برگزار کردن

Ex: She holds a weekly meeting with her team .

او هر هفته جلسه‌ای با تیمش برگزار می‌کند.

اجرا کردن

نشست خبری

Ex: A press conference was scheduled to clarify the details of the incident .

یک کنفرانس مطبوعاتی برای روشن کردن جزئیات حادثه برنامه‌ریزی شده بود.

to go [فعل]
اجرا کردن

شروع کردن

Ex: As soon as the signal is given, we're ready to go with the presentation.

به محض اینکه سیگنال داده شد، ما آماده شروع ارائه هستیم.

press [اسم]
اجرا کردن

دستگاه چاپ

Ex: The press made a loud noise as it pressed the ink onto the pages .

پرس هنگام فشار دادن جوهر بر روی صفحات صدای بلندی ایجاد کرد.

to sue [فعل]
اجرا کردن

از کسی شکایت کردن

Ex: The attorney is suing the corporation on behalf of the wronged employees .

وکیل به نمایندگی از کارکنان آسیب دیده، شرکت را تعقیب قضایی می‌کند.

libel [اسم]
اجرا کردن

افترا

Ex: To win a libel case , the plaintiff must prove that the defamatory statements were made with malicious intent or reckless disregard for the truth .

برای برنده شدن در یک پرونده افترا، شاکی باید ثابت کند که اظهارات افتراآمیز با قصد مخرب یا بی‌اعتنایی بی‌پروا به حقیقت انجام شده‌اند.

to make [فعل]
اجرا کردن

ظاهر شدن

Ex: The rescue mission made the front page of the local newspaper .

ماموریت نجات روی صفحه اول روزنامه محلی قرار گرفت.

front page [اسم]
اجرا کردن

صفحه اول (روزنامه)

Ex: The front page of the magazine showcased the latest fashion trends .
to issue [فعل]
اجرا کردن

در دسترس قرار دادن

Ex: The publisher issued a revised version of the book after correcting some errors .

ناشر پس از تصحیح برخی اشتباهات، نسخه‌ی اصلاح شده‌ای از کتاب را منتشر کرد.

اجرا کردن

اعلامیه مطبوعاتی

Ex: Journalists often rely on press releases for quick access to official information .

روزنامه‌نگاران اغلب برای دسترسی سریع به اطلاعات رسمی به بیانیه‌های مطبوعاتی تکیه می‌کنند.

to receive [فعل]
اجرا کردن

به خود دیدن

Ex: The novel received critical acclaim from literary critics , who praised its compelling storyline and vivid characters .

رمان دریافت تحسین منتقدان ادبی را که از داستان جذاب و شخصیت‌های زنده آن ستایش کردند.

coverage [اسم]
اجرا کردن

پوشش (خبری)

Ex: The magazine ’s coverage of fashion trends was always up-to-date .

پوشش مجله از روندهای مد همیشه به روز بود.

to run [فعل]
اجرا کردن

چاپ شدن

Ex:

مصاحبه در یک مجله محبوب منتشر شد و توجه زیادی را به خود جلب کرد.

story [اسم]
اجرا کردن

شرح اتفاقات

Ex: His story about overcoming adversity inspired many people .

داستان او درباره غلبه بر سختی‌ها الهام بخش بسیاری از مردم بود.