کتاب 'فیس تو فیس' پیشرفته - واحد 1 - 1A
در اینجا، شما واژگان از واحد 1 - 1A در کتاب درسی Face2Face Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "مداخله کردن"، "بحث کردن"، "قطع کردن"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
the act of two people looking directly into each other’s eyes, often used to communicate unspoken messages or emotions, such as attraction, understanding, or tension

تماس چشمی, نگاه متقابل
تماس چشمی میتواند ابزاری قدرتمند در انتقال صداقت یا تردید باشد.
to talk about the private lives of others with someone, often sharing secrets or spreading untrue information

پشت سر کسی حرف زدن, غیبت کردن
نوجوانان اغلب در مورد همسالان خود شایعهپراکنی میکنند، در مورد روابط، شایعات و مسائل شخصی بحث میکنند.
to interrupt a conversation

مکامهای را قطع کردن
نمیخواستم وسط حرف بپرم, اما اطلاعات مرتبطی برای به اشتراک گذاشتن داشتم.
to unintentionally hear a conversation or someone's remarks

ناخواسته شنیدن, به طور اتفاقی شنیدن
دیشب، من به طور تصادفی شنیدم که همسایههایم در مورد برنامههای تعطیلاتشان صحبت میکنند.
to undergo or experience something

چیزی را داشتن یا تجربه کردن, گذشتن (خوش یا بد)، کردن (تصادف)
او تجربه فوقالعادهای در سفرهایش داشت.
a noisy bitter argument between countries, organizations, people, etc.

جروبحث, جنجال، مرافعه
بحث پر سر و صدا در دفتر به دلیل اختلاف نظر در مورد جهت پروژه ایجاد شد.
to intentionally become involved in a difficult situation in order to improve it or prevent it from getting worse

پادرمیانی کردن, میانجیگری کردن
نیروی حافظ صلح برای مداخله در درگیری مستقر شد.
to complain quietly or softly, often in a way that others cannot hear or understand

غر زدن, گله کردن
او اغلب غرغر میکند وقتی کارها آنطور که میخواهد پیش نمیرود.
to secretly listen to a conversation without the knowledge or consent of those involved

استراق سمع کردن
در حالی که او در راهرو راه میرفت، نمیتوانست از استراق سمع به بحث در اتاق مجاور خودداری کند.
to argue over unimportant things in an ongoing and repetitive way

بگومگو کردن سر موضوعات کماهمیت, جروبحث کردن
علیرغم دوستی قویشان، دوستان گاهی بر سر مسائل بیاهمیت، مانند انتخاب فیلم، بحث و جدل میکردند.
to talk with someone in a playful or romantic way to explore a potential connection

با کسی معاشقه کردن
او سعی کرد در مهمانی با دختر چت آپ کند.
to engage or communicate with someone or something
