کتاب 'فیس تو فیس' پیشرفته - واحد 5 - 5A

در اینجا، شما واژگان از واحد 5 - 5A در کتاب درسی Face2Face Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "کم حقوق"، "قفل شدن"، "فوق العاده موفق"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فیس تو فیس' پیشرفته
inter- [پیشوند]
اجرا کردن

(پیشوند) میان

Ex:

دانش‌آموزان در یک مسابقه ورزشی بین‌مدرسه‌ای شرکت کردند.

semi- [پیشوند]
اجرا کردن

نیمه

Ex:

طرح رمان دارای عناصر نیمهخودزندگی‌نامه‌ای بود.

counter- [پیشوند]
اجرا کردن

مقابل

Ex:

پیشنهاد مقابل او راه‌حلی متعادل‌تر ارائه داد.

under- [پیشوند]
اجرا کردن

زیر-

Ex:

کوهنوردان پناهگاهی در زیر بوته‌ها پیدا کردند.

over- [پیشوند]
اجرا کردن

بیش

Ex:

زیاده‌روی او در شیرینی‌جات باعث شد که احساس بیماری کند.

super- [پیشوند]
اجرا کردن

اَبَر

Ex:

دسته‌بندی فوق شامل تمام زیرگونه‌های زیر آن می‌شود.

pseudo- [پیشوند]
اجرا کردن

شبه-

Ex: The theory was dismissed as pseudo-science by experts.

این نظریه توسط کارشناسان به عنوان شبه-علم رد شد.

interaction [اسم]
اجرا کردن

تعامل

Ex: The teacher encouraged interaction among students during group activities .

معلم تعامل بین دانش‌آموزان را در طول فعالیت‌های گروهی تشویق کرد.

اجرا کردن

قفل شدن به هم

Ex:

قفل‌های چمدان به طور ایمن به هم قفل می‌شوند، محتویات را ایمن نگه می‌دارند.

اجرا کردن

وزنه تعادل

Ex: The design includes a counterbalance to prevent tipping .

طراحی شامل یک وزنه تعادل برای جلوگیری از واژگونی است.

اجرا کردن

ضدحمله

Ex: The rebels organized a counterattack to push back the advancing troops .

شورشیان یک حمله متقابل سازماندهی کردند تا نیروهای پیشرو را به عقب برانند.

semicircle [اسم]
اجرا کردن

نیم‌دایره

Ex: The moon appeared as a bright semicircle in the night sky .

ماه به عنوان یک نیم دایره درخشان در آسمان شب ظاهر شد.

superwoman [اسم]
اجرا کردن

زن بسیار توانمند

Ex: The superwoman organized a charity event in just a few days .

سوپرومان در عرض چند روز یک رویداد خیریه سازماندهی کرد.

super-rich [اسم]
اجرا کردن

سوپر ثروتمند

Ex: The lifestyles of the super-rich are often showcased in media .

سبک زندگی ثروتمندان فوق العاده اغلب در رسانه‌ها به نمایش گذاشته می‌شود.

اجرا کردن

فرد تشنه موفقیت

Ex: The team relied on the overachiever to lead them to victory .

تیم به فرد بیش‌ازحد موفق تکیه کرد تا آنها را به پیروزی برساند.

overwork [اسم]
اجرا کردن

کار بیش از حد

Ex: He blamed his illness on years of overwork and stress .

او بیماری خود را به سال‌های کار بیش از حد و استرس نسبت داد.

overhead [صفت]
اجرا کردن

بالای سر

Ex: The overhead bridge provides pedestrians a safe crossing over the highway .

پل روگذر به عابران پیاده یک گذرگاه ایمن بر روی بزرگراه ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

کم پرداخت کردن

Ex: Many teachers feel underpaid for their efforts.

بسیاری از معلمان احساس می‌کنند برای تلاش‌هایشان کمتر از حد لازم دستمزد می‌گیرند.

underfoot [قید]
اجرا کردن

زیر پا

Ex:

برگ‌های ریخته شده یک فرش رنگارنگ زیر پا در طول پیاده‌روی پاییزی ایجاد کردند.

اجرا کردن

اهمال‌کار

Ex: The team ’s underachiever contributed the least to the project .

کمکار تیم کمترین کمک را به پروژه کرد.