کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4)

در اینجا می‌توانید واژگان از آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) در کتاب دوره Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
even if [حرف ربط]
اجرا کردن

حتی اگر

Ex: She would forgive him even if he never apologized .

او حتی اگر هرگز عذرخواهی نکند، او را می‌بخشد.

to simulate [فعل]
اجرا کردن

تقلید کردن

Ex: Video game designers strive to simulate the physics of real-world interactions for a more immersive experience .

طراحان بازی‌های ویدئویی تلاش می‌کنند تا فیزیک تعاملات دنیای واقعی را برای تجربه‌ای غوطه‌ورتر شبیه‌سازی کنند.

to match [فعل]
اجرا کردن

مشابه بودن

Ex: His tie perfectly matched his suit .

کراوات او کاملاً با کت و شلوارش همخوانی داشت.

contrast [اسم]
اجرا کردن

a conceptual distinction between ideas or categories

Ex: The lecture explored the contrast of eastern and western philosophies .
اجرا کردن

تأکید کردن

Ex: During the speech , the speaker used vocal modulation to underline the importance of the message .

در طول سخنرانی، گوینده از تعدیل صوتی برای تأکید بر اهمیت پیام استفاده کرد.

to promote [فعل]
اجرا کردن

حمایت کردن

Ex: The mentor played a crucial role in promoting the career development of the mentee .

منتور نقش حیاتی در ترویج توسعه شغلی منتوری ایفا کرد.

belonging [اسم]
اجرا کردن

حس تعلق

Ex:

انتقال به یک کشور متفاوت می‌تواند حس تعلق فرد را به چالش بکشد، اما یادگیری زبان و آداب و رسوم می‌تواند به ادغام در جامعه کمک کند.

predecessor [اسم]
اجرا کردن

متصدی پیشین (در پست شغلی)

Ex: She studied the work of her predecessor to better understand the role 's challenges .

او کار پیشینیان خود را مطالعه کرد تا چالش‌های نقش را بهتر درک کند.

practical [صفت]
اجرا کردن

عملی

Ex: He bought a practical car that was fuel-efficient and spacious .

او یک ماشین عملی خرید که کم مصرف و جادار بود.

to diminish [فعل]
اجرا کردن

کم شدن

Ex: Without intervention , the availability of fresh water is likely to diminish .

بدون مداخله، احتمال کاهش دسترسی به آب شیرین وجود دارد.

to persist [فعل]
اجرا کردن

پافشاری کردن

Ex: His calm demeanor persisted , even under intense pressure at work .

رفتار آرام او ادامه یافت, حتی تحت فشار شدید در محل کار.

substitute [اسم]
اجرا کردن

جایگزین

Ex: A cloth napkin can serve as a substitute for a paper towel in a pinch .

یک دستمال پارچه‌ای می‌تواند به عنوان جایگزین دستمال کاغذی در مواقع ضروری استفاده شود.

subtle [صفت]
اجرا کردن

نامحسوس

Ex: She gave him a subtle nod , indicating that she understood his unspoken message .

او به او تکان سر ظریفی داد، نشان می‌داد که پیام ناگفته‌اش را فهمیده است.

vital [صفت]
اجرا کردن

حیاتی

Ex: Adequate hydration is vital for maintaining overall health .

آبرسانی کافی برای حفظ سلامت کلی حیاتی است.

اجرا کردن

مرتبط بودن

Ex: Each ticket purchase guarantees you come with a direct link to the main concert .

هر خرید بلیط تضمین می‌کند که شما همراه با یک لینک مستقیم به کنسرت اصلی می‌آیید.

familiar [صفت]
اجرا کردن

آشنا

Ex: The professor 's teaching style was familiar to the students who had taken his class before .

سبک تدریس استاد برای دانشجویانی که قبلاً در کلاس او شرکت کرده بودند آشنا بود.

aspect [اسم]
اجرا کردن

ویژگی

Ex: Learning a new language involves understanding every aspect of its grammar .

یادگیری یک زبان جدید شامل درک هر جنبه از دستور زبان آن می‌شود.

to assist [فعل]
اجرا کردن

کمک کردن

Ex: The company assists with technical support for all its customers .

شرکت کمک می‌کند با پشتیبانی فنی برای تمام مشتریانش.

content [اسم]
اجرا کردن

محتوا

Ex: The film ’s content was too intense for young audiences .

محتوا فیلم برای مخاطبان جوان خیلی شدید بود.

to refer [فعل]
اجرا کردن

اشاره کردن

Ex:

گوینده به اهمیت کار تیمی در دستیابی به اهداف سازمانی اشاره کرد.

to consider [فعل]
اجرا کردن

فرض کردن

Ex: They consider it a tradition to celebrate Thanksgiving together .

آنها آن را یک سنت می‌دانند که شکرگزاری را با هم جشن بگیرند.

undesirable [صفت]
اجرا کردن

نامطلوب

Ex: The undesirable behavior of the employee led to disciplinary action by the company .

رفتار نامطلوب کارمند منجر به اقدام انضباطی از سوی شرکت شد.

to intend [فعل]
اجرا کردن

قصد داشتن

Ex: The company intends to launch a new product line next year .

شرکت قصد دارد سال آینده یک خط تولید جدید راه‌اندازی کند.

surprising [صفت]
اجرا کردن

تعجب‌برانگیز

Ex: His sudden decision to quit his job was quite surprising .

تصمیم ناگهانی او برای ترک شغلش کاملاً تعجب‌آور بود.

اجرا کردن

قابل درک

Ex: Her frustration was understandable after working so hard and not receiving credit .

ناامیدی او پس از این همه سختکوشی و عدم دریافت اعتبار قابل درک بود.

equipment [اسم]
اجرا کردن

تجهیزات

Ex: The laboratory is equipped with scientific equipment for conducting experiments .

آزمایشگاه به تجهیزات علمی برای انجام آزمایش‌ها مجهز است.

voice over [اسم]
اجرا کردن

روایت صوتی

Ex:

تبلیغ از یک گویندگی حرفه‌ای برای توضیح محصول استفاده کرد.

اجرا کردن

درخور

Ex: The feedback was provided appropriately , offering constructive criticism .

بازخورد به صورت مناسب ارائه شد و نقد سازنده‌ای ارائه کرد.

to maintain [فعل]
اجرا کردن

نگه داشتن

Ex: The IT department maintained the server to prevent potential issues .

دپارتمان فناوری اطلاعات سرور را حفظ کرد تا از مشکلات احتمالی جلوگیری کند.

concern [اسم]
اجرا کردن

نگرانی

Ex: The doctor expressed concern about the unusual rash on the child 's skin .

دکتر نگرانی خود را درباره بثورات غیرمعمول روی پوست کودک ابراز کرد.

to conform [فعل]
اجرا کردن

پیروی کردن

Ex:

نرم‌افزار باید به استانداردهای صنعت متعهد باشد تا سازگاری تضمین شود.

far from [حرف اضافه]
اجرا کردن

دور از

Ex: The product fell far from meeting our expectations .

محصول فاصله زیادی داشت از برآورده کردن انتظارات ما.

despite [حرف اضافه]
اجرا کردن

علی‌رغم

Ex:

آن‌ها از سفر لذت بردند علیرغم هوای سرد.

throughout [قید]
اجرا کردن

در همه جا

Ex:

جشن‌ها در همه جا زمانی که جنگ پایان یافت، شعله‌ور شد.

overall [قید]
اجرا کردن

در مجموع

Ex: He had his ups and downs , but overall , he had a happy childhood .

او فراز و نشیب‌هایی داشت، اما به طور کلی، کودکی شادی داشت.

immigrant [اسم]
اجرا کردن

مهاجر

Ex: The city 's diverse population includes many immigrants from various parts of the world .

جمعیت متنوع شهر شامل بسیاری از مهاجران از نقاط مختلف جهان است.

practical [صفت]
اجرا کردن

کاربردی

Ex: His practical knowledge of the industry helped him navigate challenges effectively .

دانش عملی او از صنعت به او کمک کرد تا چالش‌ها را به طور مؤثر پشت سر بگذارد.

to dub [فعل]
اجرا کردن

دوبله کردن

Ex: The film distributor decided to dub the classic French movie into Mandarin to appeal to the Chinese market .

توزیع‌کننده فیلم تصمیم گرفت فیلم کلاسیک فرانسوی را به ماندارین دوبله کند تا بازار چین را جذب کند.

to morph [فعل]
اجرا کردن

تغییر شکل دادن

Ex: The story morphed and evolved with each retelling , incorporating new elements and plot twists .

داستان با هر بار بازگویی تغییر شکل داد و تکامل یافت، عناصر جدید و پیچ‌و‌خم‌های داستانی را در بر گرفت.

کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)