کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک - آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4) در کتاب دوره Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
to set out [فعل]
اجرا کردن

توضیح دادن

Ex: He set out the project timeline during the team meeting for everyone to understand .

او در جلسه تیم، زمان‌بندی پروژه را توضیح داد تا همه متوجه شوند.

tendency [اسم]
اجرا کردن

طبع

Ex: There is a growing tendency among consumers to prefer eco-friendly products .
greedy [صفت]
اجرا کردن

حریص

Ex: Greedy corporations prioritize profits over environmental conservation , leading to ecological destruction .

شرکت‌های حریص سود را بر حفظ محیط زیست ترجیح می‌دهند که منجر به تخریب زیست‌محیطی می‌شود.

to hold [فعل]
اجرا کردن

باوری خاص داشتن

Ex: I hold strong political convictions about environmental conservation .

من دارای باورهای سیاسی قوی در مورد حفاظت از محیط زیست هستم.

belief [اسم]
اجرا کردن

باور

Ex: Cultural beliefs shape the traditions and practices of societies around the world .

باورهای فرهنگی سنت‌ها و روش‌های جوامع در سراسر جهان را شکل می‌دهند.

manner [اسم]
اجرا کردن

رفتار

Ex: She exhibited an aggressive manner during the debate .

او در طول مناظره یک روش تهاجمی از خود نشان داد.

appeal [اسم]
اجرا کردن

جذابیت

Ex: They focused on the product 's appeal to younger audiences .

آن‌ها بر جذابیت محصول برای مخاطبان جوان تمرکز کردند.

to lie [فعل]
اجرا کردن

نهفته بودن

Ex:

جذابیت شهر کوچک در جامعه منسجم و فضای پذیرای آن نهفته است.

radical [صفت]
اجرا کردن

متمایز

Ex: The artist 's radical approach to painting broke all traditional rules .

رویکرد رادیکال هنرمند به نقاشی تمام قوانین سنتی را شکست.

due to [حرف اضافه]
اجرا کردن

به‌دلیل

Ex: The increase in prices was due to inflation .

افزایش قیمت‌ها به دلیل تورم بود.

to offer [فعل]
اجرا کردن

ارائه کردن

Ex: The restaurant offered a diverse menu to cater to various culinary preferences .

رستوران یک منوی متنوع را ارائه داد تا به ترجیحات مختلف آشپزی پاسخ دهد.

to present [فعل]
اجرا کردن

ارائه دادن

Ex: The CEO presented the company 's quarterly earnings report to the board of directors for their review .

مدیرعامل گزارش درآمد سه‌ماهه شرکت را به هیئت مدیره برای بررسی ارائه داد.

in line with [حرف اضافه]
اجرا کردن

در راستای

Ex: His decision is in line with the recommendations of the committee .

تصمیم او مطابق با توصیه‌های کمیته است.

attitude [اسم]
اجرا کردن

نگرش

Ex: Negative attitudes can limit personal growth and hinder progress in various aspects of life .
innovative [صفت]
اجرا کردن

نوآورانه

Ex: His innovative approach to teaching engages students in ways traditional methods can not .

رویکرد نوآورانه او در تدریس، دانش‌آموزان را به روش‌هایی درگیر می‌کند که روش‌های سنتی نمی‌توانند.

approach [اسم]
اجرا کردن

رویکرد

Ex: The doctor explained the surgical approach for the procedure .

دکتر رویکرد جراحی را برای این روش توضیح داد.

analysis [اسم]
اجرا کردن

تجزیه‌وتحلیل

Ex: The analysis of the market trends helped the company strategize its future investments .

تحلیل روندهای بازار به شرکت کمک کرد تا سرمایه‌گذاری‌های آینده خود را برنامه‌ریزی کند.

complex [صفت]
اجرا کردن

دشوار

Ex: Analyzing the data collected from the experiment proved to be complex , requiring statistical expertise and careful interpretation .

تجزیه و تحلیل داده‌های جمع‌آوری شده از آزمایش پیچیده ثابت شد، که نیاز به تخصص آماری و تفسیر دقیق داشت.

relatively [قید]
اجرا کردن

نسبتاً

Ex: The house is relatively small , but very cozy .

خانه نسبتا کوچک است، اما بسیار دنج.

plentiful [صفت]
اجرا کردن

فراوان

Ex: In the fall , pumpkin patches were plentiful , offering a wide selection for carving and baking .

در پاییز، مزارع کدو تنبل فراوان بودند، که انتخاب گسترده‌ای برای کنده‌کاری و پخت ارائه می‌داد.

inaccurate [صفت]
اجرا کردن

نادرست

Ex: His biography included several inaccurate details .

زندگینامه او شامل چندین جزئیات نادرست بود.

previously [قید]
اجرا کردن

قبلاً

Ex: I had previously attended a similar workshop , so I was familiar with the content .

من پیش از این در یک کارگاه مشابه شرکت کرده بودم، بنابراین با محتوا آشنا بودم.

to refer [فعل]
اجرا کردن

اشاره کردن

Ex:

گوینده به اهمیت کار تیمی در دستیابی به اهداف سازمانی اشاره کرد.

isolated [صفت]
اجرا کردن

جداافتاده

Ex: The isolated lighthouse stood alone on the rocky coast , guiding ships at sea .

فانوس دریایی منزوی به تنهایی بر ساحل سنگی ایستاده بود و کشتی‌ها را در دریا هدایت می‌کرد.

to exhibit [فعل]
اجرا کردن

نشان دادن

Ex: The actor exhibits emotion convincingly , drawing the audience into the character 's experiences .

بازیگر احساسات را به طور متقاعد کننده‌ای نشان می‌دهد، تماشاگران را به تجربیات شخصیت جذب می‌کند.

اجرا کردن

توزیع کردن

Ex: The publisher distributes books to libraries and bookstores for sale .

ناشر کتاب‌ها را برای فروش به کتابخانه‌ها و کتابفروشی‌ها توزیع می‌کند.

fairly [قید]
اجرا کردن

عادلانه

Ex: The committee selected the winner fairly and without bias .

کمیته برنده را منصفانه و بدون جانبداری انتخاب کرد.

moral [صفت]
اجرا کردن

بااخلاق

Ex: The moral businessman refused to cut corners or compromise on quality , prioritizing integrity over profit .

تاجر اخلاقی از کوتاه کردن راه یا مصالحه بر سر کیفیت خودداری کرد، صداقت را بر سود ترجیح داد.

to employ [فعل]
اجرا کردن

استفاده کردن

Ex: The artist employed vibrant colors to bring the painting to life .

هنرمند از رنگ‌های زنده برای زنده کردن نقاشی استفاده کرد.

custom [اسم]
اجرا کردن

سنت

Ex: In their culture , it is a custom to bow as a sign of respect .
whereby [حرف ربط]
اجرا کردن

که به وسیله آن

Ex: They implemented a policy whereby all employees must undergo regular training sessions .

آن‌ها سیاستی را اجرا کردند که بر اساس آن همه کارمندان باید دوره‌های آموزشی منظم را بگذرانند.

credit [اسم]
اجرا کردن

formal approval, acknowledgment, or commendation

Ex: Credit was due to the volunteers for their hard work .
to punish [فعل]
اجرا کردن

تنبیه کردن

Ex: The court decided to punish the thief with a prison sentence for stealing .

دادگاه تصمیم گرفت سارق را به خاطر دزدی با حکم زندان مجازات کند.

to exclude [فعل]
اجرا کردن

حذف کردن

Ex: The coach had to exclude the player due to unsportsmanlike behavior .

مربی مجبور شد بازیکن را به دلیل رفتار غیرورزشی حذف کند.

اجرا کردن

قابل‌ توجه

Ex: The event attracted a considerable audience , filling the stadium to capacity .

این رویداد مخاطبان قابل توجهی را به خود جذب کرد و استادیوم را تا آخرین ظرفیت پر کرد.

regarding [حرف اضافه]
اجرا کردن

در مورد

Ex:

او چند سوال در مورد شرایط قرارداد داشت.

mistaken [صفت]
اجرا کردن

در اشتباه

Ex: I apologize ; I was mistaken about your availability this weekend .

عذر می‌خواهم؛ در مورد در دسترس بودن شما این آخر هفته اشتباه کردم.

advantage [اسم]
اجرا کردن

امتیاز

Ex: The new software update offers several advantages , including improved security and faster performance .
cooperative [صفت]
اجرا کردن

دارای روحیه همکاری

Ex: The child was surprisingly cooperative during the dental exam .

کودک در طول معاینه دندانپزشکی به طور شگفت‌انگیزی همکاری کرد.

to reveal [فعل]
اجرا کردن

رونمایی کردن

Ex: The investigation revealed the true identity of the elusive criminal mastermind .

تحقیق هویت واقعی جنایتکار فراری را افشا کرد.

link [اسم]
اجرا کردن

پیوند

Ex: The investigation revealed a link between the two suspects .

تحقیق یک ارتباط بین دو مظنون را آشکار کرد.

emergence [اسم]
اجرا کردن

تکوین

Ex: The emergence of eco-friendly technologies is an encouraging sign in the fight against climate change .

ظهور فناوری‌های دوستدار محیط زیست نشانه‌ای امیدوارکننده در مبارزه با تغییرات آب‌وهوایی است.

aggressive [صفت]
اجرا کردن

پرخاشگر

Ex: The aggressive protester clashed with law enforcement during the demonstration .

معترض تهاجمی در طول تظاهرات با نیروهای انتظامی درگیر شد.

کمبریج آیلتس 19 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 (2)
آزمون 1 - شنیداری - بخش 4 (1) تست 1 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (1) آزمون 2 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 1 (1) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (2) تست 2 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - خواندن - بخش 3 (3) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (1) آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (1)
آزمون 3 - شنیدن - بخش 4 (2) تست 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (3)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (4) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 (1)
تست 4 - شنیدن - بخش 1 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 2 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (1)
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 (2) آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 (1) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 4 (3)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 1 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1)
تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (4) تست 4 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (3) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3 (4)