واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL - زمان و فضا

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره زمان و فضا، مانند "کاهش یافتن"، "کوتوله"، "سحابی" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL
epoch [اسم]
اجرا کردن

دوره

Ex: Her time at university represented a defining epoch in her life , shaping her future career and personal growth .

زمان او در دانشگاه نمایانگر یک دوره تعیین‌کننده در زندگی او بود که آینده شغلی و رشد شخصی او را شکل داد.

to wane [فعل]
اجرا کردن

شکل هلالی گرفتن

Ex:

در طول فاز رشد، نور ماه به تدریج کاهش می‌یابد.

to wax [فعل]
اجرا کردن

از هلال به بدر رسیدن (ماه)

Ex: Tonight , we can observe the crescent moon waxing in the evening sky .

امشب می‌توانیم هلال ماه را در حال افزایش در آسمان شامگاهی مشاهده کنیم.

to elapse [فعل]
اجرا کردن

سپری شدن

Ex:

وقت می‌گذرد وقتی که از خودت لذت می‌بری.

twilight [اسم]
اجرا کردن

گرگ و میش

Ex: The photographer captured stunning silhouettes against the twilight sky .

عکاس، سایه‌های خیره‌کننده‌ای را در برابر آسمان غروب ثبت کرد.

space-time [اسم]
اجرا کردن

فضا-زمان (فیزیک)

Ex: In the early universe , space-time is thought to have been highly curved , leading to phenomena such as cosmic inflation .

گمان می‌رود در جهان اولیه، فضا-زمان به شدت خمیده بوده، که منجر به پدیده‌هایی مانند تورم کیهانی شده است.

اجرا کردن

ستاره دنباله‌دار

Ex: He gazed at the shooting star , hoping for a change in his life .

او به شهاب سنگ خیره شد، به امید تغییری در زندگی‌اش.

dwarf [اسم]
اجرا کردن

ستاره کوچک

Ex:

کوتوله‌های سفید باقی‌مانده ستاره‌هایی هستند که سوخت هسته‌ای خود را تمام کرده‌اند و به یک هسته متراکم فرو ریخته‌اند.

Nebula [اسم]
اجرا کردن

سحابی

Ex:

سحابی چشم گربه نمونه‌ای پیچیده و رنگارنگ از یک سحابی سیاره‌نما است.

meteoroid [اسم]
اجرا کردن

شهاب‌واره

Ex: Most meteoroids burn up completely in the atmosphere , but larger ones may survive and reach the Earth 's surface as meteorites .

بیشتر شهاب‌سنگ‌ها به طور کامل در جو می‌سوزند، اما سنگ‌های بزرگتر ممکن است زنده بمانند و به سطح زمین به عنوان شهاب‌سنگ برسند.

اجرا کردن

فیزیک نجومی

Ex: Astrophysics combines principles of physics and astronomy to understand the fundamental processes governing the universe .

اخترفیزیک اصول فیزیک و نجوم را ترکیب می‌کند تا فرآیندهای اساسی حاکم بر جهان را درک کند.

اجرا کردن

اختر زیست‌شناسی

Ex: Astrobiology involves interdisciplinary collaboration among biologists , chemists , astronomers , and geologists .

اخترزیست‌شناسی شامل همکاری میان‌رشته‌ای بین زیست‌شناسان، شیمی‌دانان، ستاره‌شناسان و زمین‌شناسان می‌شود.

اجرا کردن

شفق شمالی

Ex: The colors of the aurora borealis can vary from green and pink to red , purple , and blue , depending on the type of gas particles in the atmosphere and their altitude .

رنگ‌های شفق قطبی می‌توانند از سبز و صورتی تا قرمز، بنفش و آبی متفاوت باشند، بسته به نوع ذرات گاز در جو و ارتفاع آن‌ها.

اجرا کردن

شفق قطبی نیم‌کره جنوبی

Ex: The colors of the aurora australis are primarily green and pink , although shades of red , purple , and blue can also appear depending on atmospheric conditions .

رنگ‌های شفق قطبی جنوبی عمدتاً سبز و صورتی هستند، اگرچه بسته به شرایط جوی، سایه‌های قرمز، بنفش و آبی نیز می‌توانند ظاهر شوند.

اجرا کردن

ساعت جهانی

Ex: To convert local time to Greenwich Mean Time , subtract or add the appropriate hours .

برای تبدیل زمان محلی به زمان میانگین گرینویچ، ساعات مناسب را کم یا اضافه کنید.

perpetual [صفت]
اجرا کردن

همیشگی

Ex: He dreams of achieving a perpetual state of happiness .

او رویای رسیدن به حالت ابدی شادی را دارد.

exoplanet [اسم]
اجرا کردن

سیاره فراخورشیدی

Ex: Proxima b is an exoplanet orbiting Proxima Centauri , the closest star to the Sun .

پروکسیما b یک فراخورشیدی است که به دور پروکسیما قنطورس، نزدیک‌ترین ستاره به خورشید، می‌چرخد.

full moon [اسم]
اجرا کردن

قرص کامل ماه

Ex: The tradition of werewolves transforming under a full moon has been popularized in folklore .

سنت تبدیل شدن گرگینه‌ها زیر ماه کامل در فولکلور محبوب شده است.

eon [اسم]
اجرا کردن

ابدیت

Ex: She had n't had a vacation in eons and was ready for a break .

او مدت‌های طولانی تعطیلات نداشته بود و برای استراحت آماده بود.

zodiac [اسم]
اجرا کردن

منطقةالبروج

Ex: The constellation of Aries is associated with the first sign of the zodiac .

صورت فلکی حمل با اولین نشانهٔ برج مرتبط است.