فهرست واژگان سطح C1 - پژوهش
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره تحقیق علمی، مانند "تجربی"، "همبستگی"، "کیفی" و غیره، که برای زبان آموزان سطح C1 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
able to be noticed or discovered

قابلتشخیص
با فناوری جدید، حتی کوچکترین ردپای آلایندهها در آب قابل تشخیص است.
based upon observations or experiments instead of theories or ideas

تجربی, آزمایشی
تحقیق تجربی همبستگی بین ورزش و بهبود سلامت روان را نشان داده است.
relating to or involving scientific experiments, especially those designed to test hypotheses or explore new ideas

تجربی, آزمایشی
داروی آزمایشی در آزمایشات بالینی اولیه برای درمان سرطان نتایج امیدوارکنندهای نشان داد.
occurring before a more important thing, particularly as an act of introduction

مقدماتی
نتایج مقدماتی مطالعه نشاندهنده نیاز به تحقیقات بیشتر است.
related to or involving quality of something, not numbers or amounts

کیفی
تحقیق او از روشهای کیفی برای بررسی تجربههای بازماندگان سرطان استفاده کرد.
related to or involving numbers or amounts, not quality

کمی
او یک تحلیل کمی از آمار فروش انجام داد تا روندهای رفتار مصرفکننده را شناسایی کند.
related to or involving serious academic study

دانشگاهی
مجله علمی مقالات داوری شده در مورد طیف گستردهای از موضوعات در جامعهشناسی منتشر میکند.
relating to or based on theory or logical reasoning rather than practical experience or application

تئوری
یک مدل نظری از یک اتم از فرضیات به جای شواهد استفاده میکند.
to be closely connected or have mutual effects

همبستگی داشتن, مرتبط بودن، بستگی داشتن
مطالعات نشان میدهند که کیفیت خواب ممکن است با عملکرد شناختی در بزرگسالان مسن همبستگی داشته باشد.
to show that something is false or incorrect

رد کردن, تکذیب کردن
دلیل او توسط فیلم دوربین های امنیتی رد شد.
to freely provide information about oneself, often related to personal experiences, behaviors, etc.

خوداظهاری کردن
از بیماران ممکن است خواسته شود که در طول مشاوره پزشکی علائم خود را خودگزارش دهند.
to examine the truth or accuracy of something

تحقیق کردن, اثبات کردن
جین مجبور شد هویت خود را با یک کارت شناسایی عکس دار در بانک تأیید کند.
tools or machines that are designed for a specific purpose

وسیله, دستگاه
آتشنشانها از تجهیزات تخصصی برای خاموش کردن آتش و نجات افراد استفاده میکنند.
a method used for measuring how old an organic material is by calculating the amount of carbon they contain

تاریخگذاری رادیوکربن
دانشمندان از تاریخگذاری کربنی برای تعیین سن بقایای فسیل شده استفاده کردند.
a controlled scientific experiment in which the effectiveness and safety of a medical treatment is measured by testing it on people

کارآزمایی بالینی
شرکتکنندگان در آزمایش بالینی به دقت برای هرگونه واکنش نامطلوب تحت نظر بودند.
someone or something that is used as a standard of comparison in a scientific experiment to evaluate the results

معیار
با استفاده از یک کنترل، محققان توانستند متغیری را که آزمایش میکردند، جدا کنند.
someone on whom scientific experiments are tested

آلت دست, موش آزمایشگاهی (اصطلاحی)
من موش آزمایشگاهیِ درمانی که درست امتحان نشده نمیشوم.
a set of practices or beliefs that are claimed to be scientific when in reality they have no scientific basis

شبه علم
عمل ایریدولوژی، که ادعا میکند با بررسی عنبیه شرایط سلامتی را تشخیص میدهد، توسط متخصصان پزشکی جریان اصلی به عنوان شبه علم در نظر گرفته میشود.
someone or something on which a study or experiment is performed

مورد آزمایش
محققان داوطلبان سالم را به عنوان موضوعات برای مطالعه روانشناسی شناختی استخدام کردند.
a long and formal piece of writing about a specific subject

رساله, مقاله
فیلسوف یک رساله جامع در مورد اخلاق و اخلاقیات نوشت.
a brief summary that presents the key points of a book, speech, etc.

چکیده, خلاصه
چکیده کتاب مروری مختصر بر استدلالها و نکات کلیدی نویسنده ارائه داد.
a statement that someone presents as a topic to be argued or examined

فرض
دانشمند تز را مطرح کرد که حضور یک آنزیم خاص با پیشرفت بیماری مرتبط است.
writings or books on a specific subject

مقالات, متون
او ادبیات مربوط به تغییرات آبوهوایی را مطالعه کرد تا تأثیر آن بر اکوسیستمها را درک کند.
a line or sentence taken from a book or speech

نقل قول
نویسنده یک نقل قول از نمایشنامه شکسپیر را در مقدمه گنجاند تا بر موضوع تأکید کند.
(usually plural) anything that limits something

محدودیت
محدودیتهای بودجه یک محدودیت قابل توجه در برنامهریزی پروژه بود.
a series of methods by which a certain subject is studied or a particular activity is done

روششناسی, متدولوژی
یک متدولوژی محکم برای انجام آزمایشهای علمی قابل اعتماد ضروری است.
an arrangement done in an intentionally random manner to yield unbiased results

آرایش تصادفی
مطالعه از تصادفیسازی برای اطمینان از انتخاب بیطرفانه شرکتکنندگان در نظرسنجی استفاده کرد.
a limit that controls or defines how something should be done

پارامتر, حدود، شاخص
مدیر پروژه پارامترهای مربوط به زمانبندی و بودجه پروژه ساختوساز را تعریف کرد.
an assessment made of a scientific or academic research by people who are engaged in the same subject area

داوری همتا, بازنگری بادقت، داوری دقیق
داوری همتا فرآیندی ضروری در انتشارات علمی برای تضمین کیفیت و اعتبار پژوهش است.
the action of spreading information or news

انتشار, اشاعه
پلتفرمهای دیجیتالی انتشار آثار هنری را متحول کردهاند و به هنرمندان اجازه میدهند تا به مخاطبان جهانی دست یابند.
