فهرست واژگان سطح C1 - پژوهش

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره تحقیق علمی، مانند "تجربی"، "همبستگی"، "کیفی" و غیره، که برای زبان آموزان سطح C1 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C1
detectable [صفت]
اجرا کردن

قابل‌تشخیص

Ex: The early symptoms of the disease are often not detectable until it has progressed significantly .

علائم اولیه بیماری اغلب تا زمانی که به میزان قابل توجهی پیشرفت نکرده باشد قابل تشخیص نیستند.

empirical [صفت]
اجرا کردن

تجربی

Ex: Empirical studies have confirmed that regular meditation can reduce stress levels .

مطالعات تجربی تأیید کرده‌اند که مدیتیشن منظم می‌تواند سطح استرس را کاهش دهد.

اجرا کردن

تجربی

Ex: The experimental design included control groups to compare the effectiveness of different treatments .

طرح آزمایشی شامل گروه‌های کنترل برای مقایسه اثربخشی درمان‌های مختلف بود.

preliminary [صفت]
اجرا کردن

مقدماتی

Ex: She presented her preliminary findings at the conference to get feedback from colleagues .

او یافته‌های مقدماتی خود را در کنفرانس ارائه داد تا بازخورد همکاران را دریافت کند.

qualitative [صفت]
اجرا کردن

کیفی

Ex: The company prioritizes qualitative factors such as customer satisfaction and brand loyalty .

شرکت به عواملی کیفی مانند رضایت مشتری و وفاداری به برند اولویت می‌دهد.

اجرا کردن

کمی

Ex: Quantitative research relies on statistical techniques to draw conclusions from numerical data .

تحقیق کمی بر تکنیک‌های آماری تکیه دارد تا از داده‌های عددی نتیجه‌گیری کند.

scholarly [صفت]
اجرا کردن

دانشگاهی

Ex: The library 's collection includes a vast array of scholarly books and journals spanning various disciplines .

مجموعه کتابخانه شامل طیف گسترده‌ای از کتاب‌ها و مجلات علمی است که رشته‌های مختلف را پوشش می‌دهد.

theoretical [صفت]
اجرا کردن

تئوری

Ex: Theoretical economics analyzes economic systems based on abstract principles .

اقتصاد نظری سیستم‌های اقتصادی را بر اساس اصول انتزاعی تحلیل می‌کند.

اجرا کردن

هم‌بستگی داشتن

Ex: The rising temperatures in the region correlate with an increase in heat-related illnesses .

افزایش دما در منطقه با افزایش بیماری‌های مرتبط با گرما همبستگی دارد.

to disprove [فعل]
اجرا کردن

رد کردن

Ex:

تاریخ‌نگار با حقایق تاریخی افسانهٔ محبوب را رد کرد.

اجرا کردن

خوداظهاری کردن

Ex:

رانندگان درگیر در یک تصادف جزئی ممکن است نیاز داشته باشند که حادثه را به شرکت بیمه خود خود گزارش دهند.

to verify [فعل]
اجرا کردن

تحقیق کردن

Ex: The manager asked the team to verify the client 's payment status before processing the order .

مدیر از تیم خواست که وضعیت پرداخت مشتری را قبل از پردازش سفارش تأیید کنند.

apparatus [اسم]
اجرا کردن

وسیله

Ex: The apparatus for measuring air quality provided real-time data on pollution levels .

دستگاه اندازه‌گیری کیفیت هوا، داده‌های لحظه‌ای درباره سطوح آلودگی ارائه داد.

اجرا کردن

تاریخ‌گذاری رادیوکربن

Ex: Carbon dating is a crucial tool in understanding the chronology of historical events and objects .

تاریخ‌گذاری کربنی ابزاری حیاتی برای درک گاه‌شماری رویدادها و اشیاء تاریخی است.

اجرا کردن

کارآزمایی بالینی

Ex: She volunteered for a clinical trial to help advance research for a potential cancer cure .

او برای یک آزمایش بالینی داوطلب شد تا به پیشرفت تحقیقات برای یک درمان بالقوه سرطان کمک کند.

control [اسم]
اجرا کردن

معیار

Ex: The use of a standardized control helped ensure the reliability of the experimental results .

استفاده از یک کنترل استاندارد شده به اطمینان از قابلیت اطمینان نتایج آزمایشی کمک کرد.

guinea pig [اسم]
اجرا کردن

موش آزمایشگاهی (اصطلاحی)

Ex: They turned their backyard into a guinea pig sanctuary , adopting animals that had been used in laboratory experiments .

آنها حیاط خلوت خود را به یک پناهگاه برای خوکچه هندی تبدیل کردند، حیواناتی را که در آزمایش‌های آزمایشگاهی استفاده شده بودند به سرپرستی گرفتند.

اجرا کردن

شبه‌ علم

Ex: Despite its popularity , homeopathy is widely criticized in scientific communities as pseudoscience due to the lack of plausible mechanisms and empirical evidence .

علیرغم محبوبیت آن، هومیوپاتی در جوامع علمی به عنوان شبه علم به دلیل عدم وجود مکانیسم‌های قابل قبول و شواهد تجربی مورد انتقاد گسترده قرار می‌گیرد.

subject [اسم]
اجرا کردن

مورد آزمایش

Ex: The experimental design required animal subjects to be exposed to different environmental conditions .

طرح آزمایشی نیاز داشت که موضوعات حیوانی در معرض شرایط محیطی مختلف قرار گیرند.

treatise [اسم]
اجرا کردن

رساله

Ex: The professor published a treatise exploring the history and evolution of democracy .

استاد یک رساله منتشر کرد که تاریخ و تکامل دموکراسی را بررسی می‌کند.

abstract [اسم]
اجرا کردن

چکیده

Ex: The conference program included a list of session titles along with their corresponding abstracts .

برنامه کنفرانس شامل لیستی از عناوین جلسات به همراه چکیده‌های مربوطه بود.

thesis [اسم]
اجرا کردن

فرض

Ex: During the discussion , John put forward the thesis that technology has both positive and negative impacts on society .

در طول بحث، جان این تز را مطرح کرد که فناوری تأثیرات مثبت و منفی بر جامعه دارد.

literature [اسم]
اجرا کردن

مقالات

Ex: She conducted a review of the literature to gather information for her research paper .

او یک بررسی از ادبیات انجام داد تا اطلاعاتی برای مقاله تحقیقاتی خود جمع‌آوری کند.

citation [اسم]
اجرا کردن

نقل‌ قول

Ex: She referenced a citation from a scientific journal to support her argument .

او به یک نقل قول از یک مجله علمی اشاره کرد تا از استدلال خود پشتیبانی کند.

limitation [اسم]
اجرا کردن

محدودیت

Ex: The company faced limitations in expanding its operations due to regulatory restrictions .

شرکت با محدودیت‌هایی در گسترش عملیات خود به دلیل محدودیت‌های نظارتی مواجه شد.

methodology [اسم]
اجرا کردن

روش‌شناسی

Ex: She developed a new teaching methodology to improve student engagement in the classroom .

او یک روش‌شناسی جدید تدریس برای بهبود مشارکت دانش‌آموزان در کلاس توسعه داد.

اجرا کردن

آرایش تصادفی

Ex: The principle of randomization helps minimize the influence of confounding variables in research .

اصل تصادفی‌سازی به کاهش تأثیر متغیرهای مخدوش‌کننده در تحقیق کمک می‌کند.

parameter [اسم]
اجرا کردن

پارامتر

Ex: The government established legal parameters for the use of renewable energy sources .

دولت پارامترهای قانونی برای استفاده از منابع انرژی تجدیدپذیر تعیین کرد.

peer review [اسم]
اجرا کردن

داوری همتا

Ex: The conference organizers emphasize the importance of peer review in selecting presentations .

برگزارکنندگان کنفرانس بر اهمیت بررسی همتا در انتخاب ارائه‌ها تأکید می‌کنند.

اجرا کردن

انتشار

Ex: Universities play a crucial role in the dissemination of knowledge through research publications and academic journals .

دانشگاه‌ها نقش حیاتی در انتشار دانش از طریق انتشارات تحقیقاتی و مجلات علمی دارند.