واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL - ویژگی های شخصی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد ویژگی های شخصی، مانند "abusive"، "base"، "cunning" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL
abusive [صفت]
اجرا کردن

بدرفتار

Ex: She sought therapy to heal from her abusive past .

او به دنبال درمان بود تا از گذشته سوءاستفاده‌گرانه خود بهبود یابد.

impudent [صفت]
اجرا کردن

گستاخ

Ex:

قطع کردن بی‌ادبانه دانشجو در طول سخنرانی برای او یک اخطار جدی به همراه داشت.

conceited [صفت]
اجرا کردن

متکبر

Ex: Despite his conceited demeanor , deep down , he struggled with feelings of insecurity .

با وجود رفتار مغرورانه او، در عمق وجودش، با احساسات ناامنی دست و پنجه نرم می‌کرد.

base [صفت]
اجرا کردن

فرومایه

Ex:

انگیزه‌های پست مجرم تنها توسط طمع هدایت می‌شد.

amicable [صفت]
اجرا کردن

دوستانه

Ex: The neighbors resolved their dispute over the property line in an amicable manner , without involving lawyers .

همسایه‌ها اختلاف خود بر سر خط ملک را به روشی دوستانه، بدون دخالت وکلا حل کردند.

cowardly [صفت]
اجرا کردن

ترسو

Ex:

بسیاری عقب‌نشینی او را در طول بحران عملی ترسو دیدند.

diligent [صفت]
اجرا کردن

سخت‌کوش

Ex: The architect reviewed the blueprints with diligent attention to measurement .
boastful [صفت]
اجرا کردن

خودستا

Ex: Their boastful posts on social media about their luxurious vacation seemed out of touch with reality .

پست‌های فخرفروشانه آنها در شبکه‌های اجتماعی درباره تعطیلات لوکسشان به نظر از واقعیت دور می‌رسید.

assiduous [صفت]
اجرا کردن

زحمت‌کش

Ex: His assiduous work ethic earned him a promotion .

اخلاق کاری سختکوش او باعث شد ترفیع بگیرد.

cunning [صفت]
اجرا کردن

زیرک

Ex: His cunning disguise allowed him to infiltrate the enemy camp undetected and gather valuable intelligence .

تغییر چهره مکارانه او به او اجازه داد تا بدون شناسایی شدن به اردوگاه دشمن نفوذ کند و اطلاعات ارزشمندی جمع آوری کند.

depraved [صفت]
اجرا کردن

فاسد

Ex: His depraved attitude toward others showed a deep-seated malice and disregard for decency .

نگرش فاسد او نسبت به دیگران، نشان‌دهنده‌ی شرارتی ریشه‌دار و بی‌اعتنایی به نزاکت بود.

diabolical [صفت]
اجرا کردن

اهریمنی

Ex: The plot revealed a diabolical conspiracy that threatened the safety of many .

طرح یک توطئه شیطانی را آشکار کرد که ایمنی بسیاری را تهدید می‌کرد.

ingenuous [صفت]
اجرا کردن

صاف‌وساده

Ex: She smiled at his ingenuous attempt to solve the problem on his own .

او به تلاش ساده‌لوحانه او برای حل مشکل به تنهایی لبخند زد.

sluggish [صفت]
اجرا کردن

کند

Ex: The cat was sluggish , barely lifting its head .

گربه کند بود، به زوری سرش را بلند می‌کرد.

agile [صفت]
اجرا کردن

چابک

Ex: The agile fingers of the pianist flew across the keys .

انگشتان چالاک پیانیست روی کلیدها پرواز می‌کرد.

tactful [صفت]
اجرا کردن

با‌ملاحظه

Ex: When discussing difficult decisions with his team , the manager always remained tactful to maintain morale and cooperation .

هنگام بحث در مورد تصمیمات دشوار با تیمش، مدیر همیشه با تدبیر باقی می‌ماند تا روحیه و همکاری را حفظ کند.

zealous [صفت]
اجرا کردن

مشتاق

Ex: Despite the challenges , his zealous approach to solving the problem never wavered .

علیرغم چالش‌ها، رویکرد پرشور او برای حل مشکل هرگز متزلزل نشد.

rational [صفت]
اجرا کردن

منطقی

Ex: Being rational during a crisis helps to find effective solutions .

منطقی بودن در بحران به یافتن راه‌حل‌های مؤثر کمک می‌کند.

naive [صفت]
اجرا کردن

ساده‌لوح

Ex: Despite her intelligence , her naive nature led her to make poor decisions based on idealistic beliefs .

علیرغم هوش او، طبیعت ساده لوحانه او باعث شد تصمیمات بدی بر اساس باورهای آرمان‌گرایانه بگیرد.

اجرا کردن

ساده‌لوح

Ex: He was often criticized for being too simple-minded in his decisions .

او اغلب به دلیل ساده‌لوح بودن در تصمیم‌گیری‌هایش مورد انتقاد قرار می‌گرفت.

اجرا کردن

کوته‌فکر

Ex: The politician 's narrow-minded policies failed to address the needs of the diverse population .

سیاست‌های کوته‌فکرانه سیاستمدار نتوانست نیازهای جمعیت متنوع را برآورده کند.

egocentric [صفت]
اجرا کردن

خودبین

Ex: Her egocentric attitude often prevented her from seeing others ' points of view .

نگرش خودمحور او اغلب مانع از دیدن دیدگاه‌های دیگران می‌شد.

adept [صفت]
اجرا کردن

ماهر

Ex: With adept problem-solving skills , she quickly finds solutions to complex issues .

با مهارت‌های ماهرانه حل مسئله، او به سرعت راه‌حل‌هایی برای مسائل پیچیده پیدا می‌کند.

اجرا کردن

باوجدان

Ex: As a conscientious citizen , he volunteers regularly to support local charities and community initiatives .

به عنوان یک شهروند وجدانی، او به طور منظم داوطلب می‌شود تا از خیریه‌های محلی و ابتکارات جامعه حمایت کند.

mischievous [صفت]
اجرا کردن

بازیگوش

Ex: His mischievous antics made everyone laugh during the meeting .

شوخی‌های شیطنت‌آمیز او همه را در جلسه خنداند.

اجرا کردن

گستاخ

Ex: It was presumptuous of the new employee to rearrange everyone ’s desks .

بی‌ادبانه بود که کارمند جدید میزهای همه را دوباره مرتب کند.

fickle [صفت]
اجرا کردن

دمدمی

Ex: The weather in this region is notoriously fickle , changing from sunny to stormy within hours .

آب و هوا در این منطقه دمدمی مزاج است، در عرض چند ساعت از آفتابی به طوفانی تغییر می‌کند.

obstinate [صفت]
اجرا کردن

یک‌دنده

Ex: The old man was too obstinate to accept any help , insisting he could manage on his own .

مرد پیر برای پذیرفتن هر کمکی بیش از حد لجباز بود، اصرار داشت که خودش می‌تواند از پس کارهایش برآید.

courteous [صفت]
اجرا کردن

باادب

Ex: The waiter was courteous , making sure every need was met .

پیشخدمت مودب بود، مطمئن می‌شد که هر نیاز برآورده شود.

domineering [صفت]
اجرا کردن

سلطه‌گر

Ex: Despite his domineering demeanor , he was surprisingly insecure and sought validation from those around him .

علیرغم رفتار سلطه‌جویانه‌اش، او به طور غافلگیرانه‌ای ناامن بود و به دنبال تأیید از اطرافیانش بود.

benevolent [صفت]
اجرا کردن

سخاوتمند و مهربان

Ex: The benevolent leader implemented policies to improve the lives of the poor .

رهبر نیکوکار سیاست‌هایی را برای بهبود زندگی فقرا اجرا کرد.

gallant [صفت]
اجرا کردن

جنتلمن

Ex: She appreciated his gallant mannerisms , which were a rarity in today 's society .

او از رفتارهای مودبانه او قدردانی کرد، که در جامعه امروزی نادر بود.

shallow [صفت]
اجرا کردن

سطحی

Ex: He was criticized for being a shallow person who only cared about appearances .

او به دلیل اینکه فردی سطحی بود که فقط به ظواهر اهمیت می‌داد مورد انتقاد قرار گرفت.

اجرا کردن

باهوش و آگاه

Ex: His sophisticated understanding of art impressed even the most seasoned critics .

درک پیچیده او از هنر حتی منتقدان باتجربه‌تر را تحت تأثیر قرار داد.

neurotic [صفت]
اجرا کردن

عصبی

Ex: Neurotic behavior can strain relationships .

رفتار نوروتیک می‌تواند روابط را تحت فشار قرار دهد.

اجرا کردن

پرجنب‌وجوش

Ex: He was known for his rambunctious behavior in school .

او به خاطر رفتار پر سر و صدا خود در مدرسه شناخته شده بود.

virtuous [صفت]
اجرا کردن

شریف

Ex: Despite facing temptations , he remained virtuous and true to his principles .

علیرغم مواجهه با وسوسه‌ها، او فضیلتمند باقی ماند و به اصول خود وفادار بود.

اجرا کردن

باهوش و مدبر

Ex: As a quick-witted debater , she often outsmarted her opponents with her clever arguments .

به عنوان یک مناظره‌کننده تیزذهن، او اغلب با استدلال‌های هوشمندانه‌اش حریفانش را شکست می‌داد.

aloof [صفت]
اجرا کردن

زیادی‌منزوی

Ex: The celebrity 's aloof behavior towards fans disappointed many who hoped for a friendly encounter .

رفتار دور از اجتماع سلبریتی نسبت به طرفداران، بسیاری را که امید به ملاقاتی دوستانه داشتند، ناامید کرد.