واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL - ویژگیهای شخصی
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد ویژگی های شخصی، مانند "abusive"، "base"، "cunning" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
treating someone cruelly and violently, especially in a physical or psychological way

بدرفتار
شرکت سیاستهای سختگیرانهای را برای جلوگیری از رفتار سوءاستفادهآمیز در محل کار اجرا کرد.
rude and disrespectful, often toward authority or elders

گستاخ, پررو، چشمسفید
او نگرش بیادبانه او را سخت قابل تحمل یافت.
taking excessive pride in oneself

متکبر, ازخودراضی
اظهارات مغرورانه او درباره ظاهرش اعصاب دوستانش را خرد کرد.
completely lacking moral or honorable purpose or character

فرومایه, پست
تصمیم شرکت برای بریدن گوشهها به سود، توسط بسیاری پست دیده شد.
(of interpersonal relations) behaving with friendliness and without disputing

دوستانه, باصلح و صفا
علیرغم ماهیت رقابتی بازی، بازیکنان در طول بازی رفتاری دوستانه نسبت به یکدیگر داشتند.
lacking courage, typically avoiding difficult or dangerous situations

ترسو, کمدلوجرئت، ضعیفالنفس
او از امتناع ترسو خود از صحبت کردن احساس شرم کرد.
steadily persevering with care, precision, or attention to detail

سختکوش
او اسناد شکننده را با مراقبت ساعی اداره کرد.
showing excessive self-satisfaction in one's accomplishments, possessions, or capabilities

خودستا
علیرغم ادعاهای فخرآمیز او، واضح بود که مشارکتهای واقعی او در مقایسه با حرفهایش ناچیز بود.
working very hard and with careful attention to detail so that everything is done as well as possible

زحمتکش, کوشا، باپشتکار
او با تمرکز سختکوشانه به کار نزدیک شد که سرپرستانش را تحت تأثیر قرار داد.
able to achieve what one wants through sly or underhanded means

زیرک, عیار، مکار
سیاستمدار زیرک از سخنوری ظریف و متقاعدسازی برای جلب رای دهندگان مردد استفاده کرد.
exhibiting extreme moral corruption or twisted values, often reflecting profound wickedness

فاسد, منحرف، منحط، تباه
عناصر منحط صحنه جرم به سطحی از شرارت اشاره داشت که فراتر از درک معمولی بود.
tremendously wicked or evil, just like the Devil

اهریمنی, پلید، شیطانی
دستکاری شیطانی او از دیگران ردّی از ویرانی به جا گذاشت.
showing simplicity, honesty, or innocence and willing to trust others due to a lack of life experience

صافوساده, سادهدل، پاکنهاد، نیکسرشت
اعتماد سادهلوحانه او به داستانهای پریان تا بزرگسالی ادامه یافت.
moving, reacting, or functioning more slowly than usual

کند
گردش خون میتواند کند شود وقتی که برای مدت طولانی نشستهاید.
able to move quickly and easily

چابک, چالاک
ربات چالاک به راحتی در مسیر مانور مانور داد.
careful not to make anyone upset or annoyed

باملاحظه, مبادیآداب
در موقعیتهای اجتماعی، او در هدایت مکالمات به دور از موضوعات بحثبرانگیز برای حفظ جو خوشایند با تدبیر بود.
showing impressive commitment and enthusiasm for something

مشتاق, خواهان، پرشور
فداکاری پرشور او به این دلیل بسیاری را به اقدام ترغیب کرد.
(of a person) avoiding emotions and taking logic into account when making decisions

منطقی
اندیشمند عقلانی ترجیح میدهد به جای فرضیات، از حقایق هنگام قضاوت استفاده کند.
lacking experience and wisdom due to being young

سادهلوح, بیتجربه، ساده
خوشبینی سادهلوحانه او درباره آینده دلنشین بود، اما گاهی با توجه به واقعیتهای سخت زندگی غیرواقعی بود.
(of a person) not intelligent and unable to comprehend complicated matters

سادهلوح
با وجود مهربان بودن، او ساده لوح بود و به راحتی گیج میشد.
not open to new ideas, opinions, etc.

کوتهفکر, کوتاهنظر
والدین کمفکر او با انتخاب شغل غیر متعارفش مخالفت کردند.
thinking only about oneself, not about other people's needs or desires

خودبین, خودخواه
شخصیت اصلی رمان یک هنرمند خودمحور است که فقط پرترههای خود را نقاشی میکند.
highly skilled, proficient, or talented in a particular activity or field

ماهر, زبردست
ورزشکار ماهر در چندین رشته ورزشی برتری دارد، چابکی و قدرت را نشان میدهد.
acting in accordance with one's conscience and sense of duty

باوجدان, وظیفهشناس
در هر حرفهای، نگرش وجدانی منجر به اعتماد و احترام بیشتر از همکاران و مشتریان میشود.
enjoying causing trouble or playfully misbehaving, often in a harmless way

بازیگوش, شیطان (کودک)، تخس، شرور، آتشپاره، شیطنتآمیز، بازیگوشانه
سنجاب شیطان غذا را از میز پیک نیک دزدید.
failing to respect boundaries, doing something despite having no right in doing so

گستاخ
او احساس کرد که پرمدعا از طرف اوست که فرض کند بدون پرسیدن اول، به تیم ملحق میشود.
(of a person) likely to change their mind or feelings in a senseless manner too frequently

دمدمی
علیرغم وعدههایش، وفاداری بیثبات او به این معنی بود که در زمانهای سخت نمیتوان به او اعتماد کرد.
stubborn and unwilling to change one's behaviors, opinions, views, etc. despite other people's reasoning and persuasion

یکدنده, لجباز، خودرأی
مذاکره کنندگان از امتناع سرسختانه طرف دیگر از سازش در هر نقطه ای ناامید شدند.
behaving with politeness and respect

باادب, مؤدب
او همیشه مودب باقی میماند، حتی هنگام برخورد با مشتریان دشوار.
showing a tendency to have control over others without taking their emotions into account

سلطهگر
مادرشوهر سلطهجو دائماً در ازدواج پسرش دخالت میکرد، که باعث تنش و کینه بین زوج میشد.
showing kindness and generosity

سخاوتمند و مهربان, رئوف، نیکوکار
این خیریه توسط یک اهداکننده نیکوکار که مایل به ناشناس ماندن بود، حمایت شد.
(of a man or his manners) behaving with courtesy and politeness toward women

جنتلمن, مؤدب و مهربان
رفتار مودبانه او نسبت به زنان، تحسین همسالانش را برایش به ارمغان آورد.
lacking depth of character, seriousness, mindful thinking, or real understanding

سطحی, بیمایه
کتاب یک مقدمه جذاب داشت، اما شخصیتها سطحی و توسعه نیافته به نظر میرسیدند.
having refined taste, elegance, and knowledge of complex matters

باهوش و آگاه
دیپلمات پیچیده با سهولت در مذاکرات پیچیده حرکت کرد.
experiencing significant emotional instability or anxiety

عصبی, دچار اختلال عصبی
او واکنشهای نوروتیک به شکستهای جزئی نشان داد.
loud, energetic, and hard to control, often in a playful or wild way

پرجنبوجوش
یک گروه از تولهسگهای شلوغ در حیاط غلت خوردند.
having or showing high moral standards

شریف, پارسا
معلم از دانش آموز به خاطر نشان دادن رفتار فضیلتآمیز نسبت به همکلاسیهایش تقدیر کرد.
able to respond or react quickly and cleverly, especially in conversation or situations requiring immediate thought

باهوش و مدبر
مجری تیزهوش برنامه گفتگو را به آرامی پیش برد و هم مهمانان و هم مخاطبان را درگیر کرد.
