سطح فوق متوسط - اقدامات فیزیکی و حرکات
واژگان را برای توصیف اعمال، حرکات و ژستهای فیزیکی به زبان فرانسوی بیاموزید.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
déplacer quelque chose ou quelqu'un avec des gestes

حرکت دادن, تکان دادن
میز را تکان نده، لیوان من میافتد!
trembler légèrement, souvent à cause du froid ou de l'émotion

لرزیدن (از سرما)
باد یخبندان او را لرزاند با وجود شالگردنش.
mouvement violent avec le poing fermé pour frapper

مشت
بوکسور یک مشت قدرتمند به حریفش زد.
s'appuyer contre quelque chose pour se soutenir

تکیه کردن (به), تکیه دادن (به)، تکیه داشتن (به)
او سرش را به پنجره قطار تکیه میدهد.
poser le pied accidentellement sur quelque chose ou quelqu'un

(پای کسی را) لگد کردن
مراقب باشید که روی اسباببازیهای روی زمین قدم نگذارید!
mettre quelque chose dans une position inversée, changer le sens ou la position

برگرداندن, سر و ته کردن
او پنکیک را در تابه برگرداند.
se jeter rapidement ou brusquement quelque part

خود را انداختن, خود را پرت کردن
وقتی که آلارم را شنید به سمت خروجی دوید.
rejoindre ou atteindre après une poursuite

گرفتن, رسیدن به
من با کار بیشتر، تأخیرم را جبران کردم.
se déplacer vers quelque chose ou quelqu'un pour être plus près

نزدیک شدن
به لبه پرتگاه نزدیک نشو، خطرناک است.
partir rapidement pour échapper à un danger ou une situation

فرار کردن, گریختن
وقتی خرس را دید، با فریاد گریخت.
garder quelque chose ou quelqu'un dans un endroit ou un état

نگهداشتن
این مخزن آب باران را نگه میدارد.
sortir d'un endroit contre la volonté de quelqu'un ou éviter un danger

فرار کردن, گریختن
گربه با بالا رفتن از درخت از تعقیبکنندگانش گریخت.
monter en utilisant les mains et les pieds

بالا رفتن, صعود کردن
او هر صبح برای ورزش کردن از تپه بالا میرود.
lever ou déplacer quelque chose en appliquant une force vers le haut

بلند کردن, برداشتن
آیا میتوانی این صندلی را برای من بلند کنی؟
prendre quelque chose qui est par terre ou à un endroit

از زمین برداشتن, برداشتن
ما جمع کردیم اسباببازیها را در اتاق.
donner des coups répétés à une personne ou un animal

کتک زدن, زدن
سگت را نزن، او مهربان است.
avancer ou étendre quelque chose vers quelqu'un/quelque chose

گرفتن, به سمت کسی دراز کردن، جلو آوردن
گارسون منو را به مشتری تقدیم میکند.
mettre quelque chose en deux ou en plusieurs parties en le repliant

خم کردن, تا کردن، خم شدن
قبل از بریدن، کاغذ را به دو نیم تا بزن.
mouvoir vivement dans divers sens

تکان دادن, بهم زدن
او فرش را از پنجره تکان میدهد.
avoir ou garder quelque chose dans sa main/maintenir en position

گرفتن, در دست گرفتن
این لیوان را با دو دست نگه دار.
prendre quelque chose ou quelqu'un et le soulever physiquement du sol ou d'une surface

بلند کردن, برداشتن
من نمیتوانم این چمدان را بلند کنم، خیلی سنگین است.
![[marcher] sur [marcher] sur](/assets/img/no-pic-260w.png)