سطح فوق متوسط - حقوق و عدالت
واژگان را برای صحبت درباره قوانین، عدالت، دادگاهها و رویههای قانونی به زبان فرانسوی یاد بگیرید.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
décision officielle prise par un préfet pour organiser ou réglementer quelque chose dans un département

دستور استانداری
فرمان استانداری دیروز منتشر شد.
document officiel qui constate une infraction (circulation, stationnement, etc.) et impose une amende

برگه جریمه
صورتجلسه پارکینگ 35 یورو هزینه دارد.
sanction ou punition imposée pour un acte répréhensible

کیفر, مجازات
مجازات اعمال شده باید متناسب با جرم باشد.
décision de justice déclarant une personne coupable et imposant une peine

محکومیت, مجرم بودن
او محکومیت خود را برای دریافت بازبینی تجدید نظر کرد.
petite pièce d'une prison où l'on enferme un ou plusieurs détenus

سلول (زندان)
سلول تاریک و تنگ بود.
action de tuer une personne volontairement et illégalement

قتل, آدمکشی
قتل در یک پارک عمومی رخ داد.
ensemble des crimes commis dans une société

تبهکاری, ارتکاب جرم، جنایت
جرم در برخی محلهها افزایش یافته است.
arme tranchante ou pointue conçue pour le combat rapproché

سلاح سرد
چاقوی رزمی یک سلاح سفید مخوف است.
confiner quelqu'un dans un espace contre sa volonté

حبس کردن, زندانی کردن
پلیس مظنون را در ایستگاه زندانی کرد.
mesure par laquelle une personne suspectée est retenue par la police pour interrogatoire

بازداشت
حداکثر مدت بازداشت 48 ساعت است.
preuve qu'une personne était ailleurs au moment d'un crime

ارائه ادله و شواهد مبنی بر عدم حضور در محل وقوع جرم, مدرک دال بر عدم حضور در صحنه جرم
بدون آلیبی، او به مظنون اصلی تبدیل میشود.
arrêter et questionner quelqu'un dans un cadre légal

دستگیر کردن, توقیف کردن، بازداشت کردن
بازداشتشده به دلیل سرعت غیرمجاز، مدارک خود را ارائه داد.
défendre quelqu'un ou une cause devant un juge, souvent en parlant d'un avocat

دفاع کردن (در دادگاه)
او در مقابل دادگاه به گناه اعتراف کرد.
ordre donné par une autorité légale (juge, police, etc.) pour accomplir un acte officiel

حکم, دستور، امر
حکم بازداشت دیشب صادر شد.
placer une personne en prison sur décision de justice

زندانی کردن, به زندان انداختن
زندانی کردند مظنون را در انتظار محاکمه.
décision prise par un juge ou une personne

حکم, قضاوت، داوری
قضاوت او منصفانه و متعادل بود.
document légal qui permet à une personne d'en représenter une autre pour des actes précis

وکالت, وکالتنامه
بانک برای دسترسی به حساب، یک وکالتنامه امضا شده نیاز دارد.
se dit d'un droit, d'une qualité ou d'un bien qui ne peut être enlevé ou transféré à quelqu'un d'autre

غیر قابل انتقال, سلب نشدنی
این حقوق غیرقابل انتقال هستند و باید محترم شمرده شوند.
