واژگان آیلتس (آکادمیک) - برابری

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره برابری، مانند "غیر معمول"، "تقسیم"، "خنثی" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان آیلتس (آکادمیک)
atypical [صفت]
اجرا کردن

غیر معمول

Ex: The atypical design of the building caught everyone 's attention .

طراحی غیرمعمول ساختمان توجه همه را جلب کرد.

balanced [صفت]
اجرا کردن

متوازن

Ex: The dancer demonstrated grace and agility with her balanced movements .

رقصنده با حرکات متعادل خود ظرافت و چابکی را نشان داد.

benchmark [اسم]
اجرا کردن

محک

Ex: The team 's performance was assessed against industry benchmarks .

عملکرد تیم در مقابل معیارهای صنعت ارزیابی شد.

childcare [اسم]
اجرا کردن

نگهداری از کودک

Ex: Finding reliable childcare is a challenge for many families .

یافتن مراقبت از کودک قابل اعتماد برای بسیاری از خانواده‌ها چالش برانگیز است.

deficit [اسم]
اجرا کردن

کسری

Ex: The company reported a deficit in sales for the fiscal year , leading to a decline in profits .

شرکت یک کسری در فروش برای سال مالی گزارش داد که منجر به کاهش سود شد.

dependent [صفت]
اجرا کردن

وابسته

Ex:

کیفیت برداشت وابسته به شرایط آب و هوا و خاک در طول فصل رشد است.

division [اسم]
اجرا کردن

تفرقه

Ex: Social media platforms can amplify division among users with opposing views .

پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی می‌توانند تقسیم را میان کاربران با دیدگاه‌های مخالف تقویت کنند.

equality [اسم]
اجرا کردن

برابری

Ex: The law aims to ensure racial equality in all aspects of society .

قانون به دنبال تضمین برابری نژادی در تمام جنبه‌های جامعه است.

equal [صفت]
اجرا کردن

برابر

Ex: The organization promotes equal pay for equal work , ensuring gender equality in the workplace .

سازمان دستمزد مساوی برای کار مساوی را ترویج می‌کند، برابری جنسیتی در محیط کار را تضمین می‌نماید.

violence [اسم]
اجرا کردن

خشونت

Ex: Authorities are working to address the root causes of violence in high-crime neighborhoods .

مقامات در حال کار برای رسیدگی به علل ریشه‌ای خشونت در محله‌های پرجرم هستند.

poverty [اسم]
اجرا کردن

فقر

Ex: Despite efforts to improve conditions , poverty continues to affect millions globally .

علیرغم تلاش‌ها برای بهبود شرایط، فقر همچنان میلیون‌ها نفر را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار می‌دهد.

اجرا کردن

توزیع

Ex: Proper distribution of tasks improves team efficiency .
gap [اسم]
اجرا کردن

تفاوت

Ex: The cultural gap between the tourists and the locals sometimes led to misunderstandings .
neutral [صفت]
اجرا کردن

بی‌طرف

Ex: He remained neutral during the debate to avoid choosing between the two sides .

او در طول مناظره بی‌طرف باقی ماند تا از انتخاب بین دو طرف اجتناب کند.

human right [اسم]
اجرا کردن

حقوق بشر

Ex: Gender equality is a critical human right that ensures equal opportunities and treatment for people of all genders in education , employment , and political participation .
individual [صفت]
اجرا کردن

فردی

Ex:

او از ورزش‌های انفرادی مانند تنیس و شنا لذت می‌برد، جایی که می‌تواند به تنهایی رقابت کند.

barrier [اسم]
اجرا کردن

مانع

Ex:

دولت موانع تجاری را برای تقویت اقتصاد حذف کرد.

segregation [اسم]
اجرا کردن

جداسازی

Ex: Segregation of chemicals is necessary for safety in the lab .
mainstream [اسم]
اجرا کردن

عرف

Ex: The band 's music , once considered underground , has now become part of the mainstream .

موسیقی گروه، که زمانی زیرزمینی محسوب می‌شد، اکنون بخشی از جریان اصلی شده است.

اجرا کردن

تبعیض

Ex: The new policies aim to combat discrimination and promote equality for all employees .

سیاست‌های جدید با هدف مبارزه با تبعیض و ترویج برابری برای همه کارکنان طراحی شده‌اند.

regulation [اسم]
اجرا کردن

کنترل

Ex: Strict regulation of food safety standards ensures that products meet health and hygiene requirements before reaching consumers .
اجرا کردن

نشأت گرفتن

Ex: Her joy seemed to derive from the success of her children .

خوشحالی او به نظر می‌رسید ناشی از موفقیت فرزندانش باشد.