با احتمال بالا برای برنده شدن
بر اصطلاحات انگلیسی مربوط به راه موفقیت مسلط شوید، مانند "در حال دویدن" و "کسب زمین".
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
با احتمال بالا برای برنده شدن
در چند قدمی به رسیدن به هدف
پیشرفت کردن
لیست آرزوها
جان مصمم است قبل از مرگ اورست را فتح کند، بنابراین آن را به لیست آرزوهایش اضافه کرد.
با موفقیت شروع کردن
موفق شدن (در اکتساب چیزی یا انجام کاری)
در هنگام عمل
تا اینجا که همه چیز خوب است
شروع طوفانی
کتاب جدید ملیسا با شروع پرندهای همراه بود، با فروش بالا و نقدهای مثبت از سوی خوانندگان و منتقدان.
خوب عمل کردن
در آستانه موفقیت قرار داشتن
نصف مسیر موفقیت
سفر تناسب اندام امیلی در نقطه میانی قرار دارد - او مقدار قابل توجهی وزن از دست داده است، اما هنوز کارهایی دارد که قبل از رسیدن به هدفش باید انجام دهد.
در حال پیشرفت بودن
در دور موفقیت و پیشرفت
بخش عمده کار
پیشرفت کردن
در مسیر (دستیابی به چیزی)
در چند قدمی کسب موفقیت
در مسیر درست