کتاب 'انگلیش فایل' مقدماتی - درس 8B
در اینجا واژگان درس 8B از کتاب درسی English File Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "گاراژ"، "آشپزخانه"، "آینه" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a room that has a toilet and a sink, and often times a bathtub or a shower as well

حمام - دستشویی
او قبل از خواب دندانهایش را در سینک حمام مسواک زد.
a room we use for sleeping

اتاقخواب
در خانه ما، اتاق خواب بزرگتر همیشه برای خواهر بزرگترم رزرو شده بود.
a room that we use to eat meals in

اتاق غذاخوری
او میز را با بشقاب و لیوان در اتاق غذاخوری چید.
a building, usually next or attached to a house, in which cars or other vehicles are kept

گاراژ, پارکینگ سرپوشیده
گاراژ پر از ابزار و تجهیزات برای پروژههای بهبود خانه بود.
a passage that is inside a house or building with rooms on both side

راهرو
او در راهرو دوید تا تلفن را جواب دهد.
the place in a building or home where we make food

آشپزخانه
او یک غذای خوشمزه در آشپزخانه پخت.
the part of a house where people spend time together talking, watching television, relaxing, etc.

اتاق نشیمن, هال
او پشت میز ناهار خوری در اتاق نشیمن نشست و از یک وعده غذایی لذت برد.
a detailed and careful consideration and examination

بررسی, مطالعه
مطالعه او درباره تمدنهای باستانی، بینشهای جذابی درباره فرهنگ و زندگی روزمره آنها آشکار کرد.
the complete bathroom or restroom area, including facilities for personal hygiene and grooming

سرویس بهداشتی, دستشویی
خانه جدید یک توالت وسیع با تجهیزات مدرن و فضای ذخیرهسازی کافی داشت.
a platform above the ground level and on the outside wall of a building that we can get into from the upper floor

بالکن
اتاق هتل یک بالکن خصوصی داشت که به اقیانوس مشرف بود و آن را به مکانی عالی برای تماشای غروب آفتاب تبدیل میکرد.
the highest part of a room, vehicle, etc. that covers it from the inside

سقف (درون ساختمان)
او مواد عایق صدا را روی سقف نصب کرد تا صدای طبقه بالا را کاهش دهد.
the bottom of a room that we walk on

کف, زمین
فرزندم روی زمین مینشیند تا با اسباببازیهایش بازی کند.
a series of steps connecting two floors of a building, particularly built inside a building

پلکان, راهپله
لطفاً اسباببازیهای خود را روی پلهها نگذارید، خطرناک است.
an upright structure, usually made of brick, concrete, or stone that is made to divide, protect, or surround a place

دیوار
او یک قفسه کتاب را به دیوار تکیه داد تا کتابهایش را در آن قرار دهد.
a chair with side supports for the arms and a comfortable backrest, often used for relaxation or reading

مبل راحتی, صندلی دستهدار
او پس از یک روز طولانی کار در صندلی راحتی فرو رفت.
the action of washing our body in a bathtub by putting it into water

حمام
او همیشه قبل از خواب حمام میکند.
furniture we use to sleep on that normally has a frame and mattress

تختخواب
من دوست دارم روی تخت راحت خودم بخوابم.
a thick piece of woven cloth, used as a floor covering

فرش
من فرش را جارو برقی کشیدم تا گرد و خاک و کثیفی را از بین ببرم.
an appliance shaped like a box that is used for heating or cooking food by putting food on top or inside the appliance

اجاقگاز
اجاق کاملاً نو بود و با چندین عملکرد پخت همراه بود.
a piece of furniture with shelves and doors, usually built into a wall, designed for storing things like foods, dishes, etc.

کمد, کمد دیواری
لیوانها و بشقابها به طور منظم داخل کابینت چیده شده بودند.
someone whose job is to wash dishes

کارگر ظرفشور
او در دوران کالج به عنوان ظرفشوی کار میکرد تا به پرداخت شهریه و هزینههای زندگی خود کمک کند.
a space or place in a wall for building a fire in

شومینه
مهمانها دور شومینه در کلبه جمع شدند، داستانها را به اشتراک گذاشتند و مارشملوها را روی سیخ کباب کردند.
a type of electromagnetic radiation that makes it possible to see, produced by the sun or another source of illumination

نور, روشنایی
ما به نور نیاز داریم تا در تاریکی ببینیم.
a kitchen appliance that uses electricity to quickly heat or cook food

ماکروفر, مایکروویو
مایکروویو دارای تنظیمات یخزدایی است که تهیه غذای منجمد را در کمترین زمان ممکن آسان میکند.
a flat surface made of glass that people can see themselves in

آینه
او قبل از ترک خانه به بازتاب خود در آینه نگاه کرد.
a living thing that grows in ground or water, usually has leaves, stems, flowers, etc.

گیاه
بلوط نوعی گیاه است که به عنوان درخت شناخته میشود.
a flat, narrow board made of wood, metal, etc. attached to a wall, to put items on

قفسه
من یک قفسه جدید در آشپزخانه نصب کردم تا ادویهها و مواد آشپزی را در آن نگهداری کنم.
a piece of equipment that flows water all over your body from above

دوش
اتاق هتل یک دوش لوکس با چندین شیر دوش و فشار آب قابل تنظیم داشت.
a comfortable seat that has a back and two arms and enough space for two or multiple people to sit on

مبل راحتی, کاناپه
مبل چرمی یک لمس از ظرافت به اتاق میافزاید.
a piece of furniture that is large and is used for hanging and storing clothes

کمد لباس
گنجه قدیمی برای نسلها در خانواده بود.
an electric machine used for washing clothes

ماشین لباسشویی
والدینم یک ماشین لباسشویی جدید با ویژگیهای پیشرفته خریدند.
a building where people live, especially as a family

خانه
خانه یک زیرزمین دارد که وسایلشان را در آن نگه میدارند.
an electrical equipment used to keep food and drinks cool and fresh

یخچال
من باقیمانده غذا را در یخچال گذاشتم تا برای بعد نگه دارم.