کتاب 'انگلیش فایل' مقدماتی - درس 7A

در اینجا واژگان درس 7A از کتاب درسی English File Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "مخترع"، "رمان"، "آواز خواندن"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش فایل' مقدماتی
to write [فعل]
اجرا کردن

نوشتن

Ex: He used a crayon to write his name on the art project .

او از یک مداد شمعی برای نوشتن نام خود روی پروژه هنری استفاده کرد.

to act [فعل]
اجرا کردن

بازی کردن (نقش)

Ex: She acted the role of Juliet beautifully in the school play .

او نقش ژولیت را در نمایش مدرسه زیبا بازی کرد.

to sing [فعل]
اجرا کردن

آواز خواندن

Ex: She always sings a lullaby to help her baby sleep .

او همیشه یک لالایی می‌خواند تا به خوابیدن کودکش کمک کند.

to paint [فعل]
اجرا کردن

رنگ کردن

Ex: He painted the old wooden chair black to give it a fresh look .

او صندلی چوبی قدیمی را سیاه رنگ کرد تا به آن ظاهری تازه بدهد.

to compose [فعل]
اجرا کردن

نگاشتن

Ex: Students were asked to compose a persuasive speech on a topic of their choice for the class assignment .

از دانش‌آموزان خواسته شد تا برای تکلیف کلاسی یک سخنرانی متقاعدکننده در مورد موضوعی از انتخاب خود بنویسند.

to compose [فعل]
اجرا کردن

آهنگسازی کردن

Ex: The composer drew inspiration from historical events to compose a powerful and evocative choral composition .

آهنگساز از وقایع تاریخی الهام گرفت تا یک اثر کرال قدرتمند و تأثیرگذار بسازد.

to dance [فعل]
اجرا کردن

رقصیدن

Ex: She loves to dance to her favorite songs .

او عاشق رقصیدن با آهنگ‌های مورد علاقه‌اش است.

to direct [فعل]
اجرا کردن

کارگردانی کردن

Ex: She was hired to direct the actors in the upcoming theater production .

او برای کارگردانی بازیگران در تولید تئاتر آینده استخدام شد.

to invent [فعل]
اجرا کردن

اختراع کردن

Ex: Innovative thinkers strive to invent novel ideas that push the boundaries of what is possible .

اندیشمندان نوآور تلاش می‌کنند تا ایده‌های نوینی را اختراع کنند که مرزهای ممکن را گسترش می‌دهد.

art [اسم]
اجرا کردن

هنر

Ex: I am learning the art of photography to capture moments in a creative way .

من در حال یادگیری هنر عکاسی هستم تا لحظات را به روشی خلاقانه ثبت کنم.

novel [اسم]
اجرا کردن

رمان

Ex: The novel 's complex characters and intricate plot make it a compelling read .

شخصیت‌های پیچیده و طرح داستان پیچیده رمان آن را به یک خواندن جذاب تبدیل می‌کند.

politics [اسم]
اجرا کردن

سیاست

Ex: Many young people are disillusioned with traditional politics and are seeking new ways to influence their communities .

بسیاری از جوانان از سیاست سنتی ناامید شده‌اند و به دنبال راه‌های جدیدی برای تأثیرگذاری بر جوامع خود هستند.

science [اسم]
اجرا کردن

علوم

Ex: We discuss current scientific advancements and discoveries in science class .

ما در کلاس علم درباره پیشرفت‌ها و اکتشافات علمی فعلی بحث می‌کنیم.

singer [اسم]
اجرا کردن

خواننده

Ex:

خواننده اپرا صدای قدرتمندی دارد.

writer [اسم]
اجرا کردن

نویسنده

Ex: The writer shared her writing process during the lecture .

نویسنده فرآیند نوشتن خود را در طول سخنرانی به اشتراک گذاشت.

composer [اسم]
اجرا کردن

آهنگساز

Ex: The composer spent years perfecting the score for the new opera .

آهنگساز سال‌ها صرف کرد تا پارتیشن اپرا جدید را کامل کند.

dancer [اسم]
اجرا کردن

رقصنده

Ex: He's an accomplished folk dancer and has performed at many cultural festivals.

او یک رقصنده فولکلور ماهر است و در بسیاری از جشنواره‌های فرهنگی اجرا کرده است.

director [اسم]
اجرا کردن

کارگردان

Ex: The director of the movie was overjoyed when he won an Oscar .

کارگردان فیلم وقتی که اسکار را برد بسیار خوشحال شد.

inventor [اسم]
اجرا کردن

مخترع

Ex: Marie Curie , a pioneering scientist and inventor , made groundbreaking discoveries in the field of radioactivity .

ماری کوری، دانشمند و مخترع پیشگام، اکتشافات انقلابی در زمینه رادیواکتیویته انجام داد.

artist [اسم]
اجرا کردن

هنرمند

Ex: The music festival featured artists from around the world .

جشنواره موسیقی میزبان هنرمندانی از سراسر جهان بود.

novelist [اسم]
اجرا کردن

رمان‌نویس

Ex: The award-winning novelist was invited to speak at the literary festival about the importance of storytelling .

رمان‌نویس برنده جایزه برای صحبت در مورد اهمیت داستان‌سرایی در جشنواره ادبی دعوت شد.

yesterday [اسم]
اجرا کردن

دیروز

Ex: Yesterday felt endless .

دیروز بی‌پایان احساس شد.

morning [اسم]
اجرا کردن

صبح

Ex: My sister packs her lunch in the morning before leaving for work .

خواهرم ناهارش را صبح قبل از رفتن به کار بسته‌بندی می‌کند.

last [صفت]
اجرا کردن

قبل

Ex: I visited my grandparents last weekend .

من آخر هفته گذشته به دیدن پدربزرگ و مادربزرگم رفتم.

night [اسم]
اجرا کردن

شب

Ex: The night brings a sense of calm and tranquility .

شب احساس آرامش و آسودگی می‌آورد.

month [اسم]
اجرا کردن

ماه (سی روز)

Ex: The school semester starts next month .

ترم تحصیلی ماه آینده شروع می‌شود.

three [عدد]
اجرا کردن

سه

Ex: There are three flowers in the vase .

سه گل در گلدان وجود دارد.

day [اسم]
اجرا کردن

روز

Ex: Today is a special day because it 's my best friend 's birthday .

امروز یک روز خاص است زیرا تولد بهترین دوست من است.

five [عدد]
اجرا کردن

پنج

Ex: There are five fingers on each hand .

در هر دست پنج انگشت وجود دارد.

minute [اسم]
اجرا کردن

دقیقه

Ex:

اتوبوس تا چند دقیقه دیگر می‌رسد، بنابراین باید در ایستگاه اتوبوس باشیم.

week [اسم]
اجرا کردن

هفته

Ex: She always finishes her work assignments by the end of the week .

او همیشه تکالیف کاری خود را تا پایان هفته به پایان می‌رساند.

summer [اسم]
اجرا کردن

تابستان

Ex: Many fruits , such as watermelon and berries , are in season during the summer .

بسیاری از میوه‌ها، مانند هندوانه و توت، در فصل تابستان در فصل هستند.

before [قید]
اجرا کردن

قبلاً

Ex: I read that book before .
a [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

یک (جهت معرفی فرد یا چیزی برای اولین بار)

Ex: There is a movie theater in the mall .
year [اسم]
اجرا کردن

سال

Ex:

سال تحصیلی در سپتامبر شروع می‌شود و در ژوئن به پایان می‌رسد.

in [حرف اضافه]
اجرا کردن

در (حرف اضافه زمان)

Ex: We 'll reach the summit in about three days .

ما در حدود سه روز به قله خواهیم رسید.