تصمیم و کنترل - بیتصمیمی
کاوش در اصطلاحات انگلیسی مربوط به بلاتکلیفی، از جمله "بین دو صندلی افتادن" و "دو دل بودن".
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
کاملا سردرگم
در بلاتکلیفی
وضعیت نامشخص
کاملا سردرگم
دلسردی
آنها درباره نقل مکان به یک شهر جدید پاهای سرد داشتند، از ناشناخته ها می ترسیدند و محیط آشنا را پشت سر می گذاشتند.
کار ناتمام
در دوراهی قرار گرفتن
کاملا گیج شدن (طوری که فرد نداند چطور واکنش نشان دهد)
بین بد و بد
مدام تغییر نظر و عقیده دادن
در مواجهه با دو گزینه بد
در مواجهه با دو گزینه بد
مِن و مِن کردن
بر سر دوراهی
در دوراهی (استعاری)