کتاب 'انگلیش فایل' سطح متوسط ‌‌بالا - درس 10A

در اینجا واژگان درس 10A از کتاب درسی English File Upper Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "علمی"، "آزمایش"، "ستاره شناس" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش فایل' سطح متوسط ‌‌بالا
science [اسم]
اجرا کردن

علوم

Ex: We discuss current scientific advancements and discoveries in science class .

ما در کلاس علم درباره پیشرفت‌ها و اکتشافات علمی فعلی بحث می‌کنیم.

scientist [اسم]
اجرا کردن

دانشمند

Ex: Jane dreams of becoming a scientist .

جین رویای تبدیل شدن به یک دانشمند را دارد.

physics [اسم]
اجرا کردن

فیزیک

Ex: They conducted a physics experiment to study the effects of gravity on different objects .

آن‌ها یک آزمایش فیزیک انجام دادند تا اثرات گرانش بر روی اجسام مختلف را مطالعه کنند.

physician [اسم]
اجرا کردن

پزشک

Ex: Physicians must stay updated with the latest medical research and treatments to provide optimal care .

پزشکان باید با آخرین تحقیقات و درمان‌های پزشکی به‌روز باشند تا مراقبت بهینه ارائه دهند.

physical [صفت]
اجرا کردن

مربوط‌ به‌ علوم فیزیک

Ex: The study of physical forces , like gravity and friction , is essential to understanding how objects move .

مطالعه نیروهای فیزیکی، مانند گرانش و اصطکاک، برای درک چگونگی حرکت اجسام ضروری است.

chemistry [اسم]
اجرا کردن

شیمی

Ex: They conducted a chemistry experiment to observe how different elements react together .

آن‌ها یک آزمایش شیمی انجام دادند تا مشاهده کنند که چگونه عناصر مختلف با هم واکنش نشان می‌دهند.

chemical [صفت]
اجرا کردن

شیمیایی

Ex:

پیوندهای شیمیایی اتم‌ها را در مولکول‌ها نگه می‌دارند و پایداری آن‌ها را تعیین می‌کنند.

biology [اسم]
اجرا کردن

زیست‌شناسی

Ex: They spent the summer conducting biology experiments in the university lab .

آنها تابستان را به انجام آزمایش‌های زیست‌شناسی در آزمایشگاه دانشگاه گذراندند.

biologist [اسم]
اجرا کردن

زیست‌شناس

Ex: He became a biologist because of his deep fascination with how different species adapt to their environments .

او به دلیل علاقه عمیقش به چگونگی سازگاری گونه‌های مختلف با محیط‌هایشان، زیست‌شناس شد.

biological [صفت]
اجرا کردن

بیولوژیکی

Ex: Biological experiments often involve observing the behavior of organisms in controlled settings .

آزمایش‌های زیستی اغلب شامل مشاهده رفتار ارگانیسم‌ها در محیط‌های کنترل‌شده می‌شوند.

astronomy [اسم]
اجرا کردن

علم نجوم

Ex: The recent discovery of a black hole in a distant galaxy has provided new insights into the field of astronomy .

کشف اخیر یک سیاهچاله در کهکشانی دور، بینش‌های جدیدی در زمینه نجوم ارائه کرده است.

astronomer [اسم]
اجرا کردن

منجم

Ex: The astronomer 's research contributed to our understanding of black holes and their gravitational effects .

تحقیقات ستاره‌شناس به درک ما از سیاهچاله‌ها و اثرات گرانشی آنها کمک کرد.

اجرا کردن

مربوط به نجوم

Ex: Astronomical events , like eclipses and meteor showers , are studied for their scientific and cultural significance .

رویدادهای نجومی، مانند خورشیدگرفتگی و بارش شهابی، به دلیل اهمیت علمی و فرهنگی‌شان مورد مطالعه قرار می‌گیرند.

genetics [اسم]
اجرا کردن

علم ژنتیک

Ex: She is pursuing a degree in genetics to research genetic disorders .

او برای تحقیق در مورد اختلالات ژنتیکی در حال تحصیل در مقطع ژنتیک است.

geneticist [اسم]
اجرا کردن

متخصص ژنتیک

Ex: During his career as a geneticist , he made groundbreaking discoveries that revolutionized the way we think about DNA .

در طول حرفه‌اش به عنوان یک ژنتیک‌دان، او اکتشافات انقلابی انجام داد که روش تفکر ما درباره DNA را دگرگون کرد.

botany [اسم]
اجرا کردن

گیاه‌شناسی

Ex:

آزمایشگاه‌های گیاه‌شناسی به میکروسکوپ‌ها برای مطالعه ساختار گیاهان مجهز هستند.

botanist [اسم]
اجرا کردن

گیاه‌شناس

Ex: A botanist can often be found in the field , collecting samples to study the structural differences between plant varieties .

یک گیاه‌شناس اغلب در میدان یافت می‌شود، نمونه‌هایی را جمع‌آوری می‌کند تا تفاوت‌های ساختاری بین گونه‌های گیاهی را مطالعه کند.

botanical [صفت]
اجرا کردن

مربوط به گیاه‌شناسی

Ex: Botanical studies investigate the effects of environmental factors on plant growth and development .

مطالعات گیاهی اثرات عوامل محیطی بر رشد و توسعه گیاهان را بررسی می‌کنند.

zoology [اسم]
اجرا کردن

جانورشناسی

Ex: The study of zoology involves learning about the diversity of animal life on Earth .

مطالعه جانورشناسی شامل یادگیری درباره تنوع زندگی حیوانات روی زمین می‌شود.

zoological [صفت]
اجرا کردن

مربوط به جانورشناسی

Ex: The zoological society funded the study of animal behavior in urban environments to understand how animals adapt to city life .

انجمن جانورشناسی مطالعه رفتار حیوانات در محیط‌های شهری را تأمین مالی کرد تا بفهمد حیوانات چگونه به زندگی شهری عادت می‌کنند.

clone [اسم]
اجرا کردن

کلون (زیست‌شناسی)

Ex: The lab technician confirmed that the clone had identical genetic material to the donor cell , ensuring the success of the cloning process .

تکنسین آزمایشگاه تأیید کرد که کلون ماده ژنتیکی یکسانی با سلول اهداکننده دارد، که موفقیت فرآیند شبیه‌سازی را تضمین می‌کند.

discovery [اسم]
اجرا کردن

اکتشاف

Ex: The discovery of a distant exoplanet raised questions about the potential for extraterrestrial life .

کشف یک سیاره فراخورشیدی دور سوالاتی درباره امکان حیات فرازمینی مطرح کرد.

drug [اسم]
اجرا کردن

دارو

Ex: Over-the-counter drugs , like aspirin or cough syrup , are readily available without a prescription and are used to alleviate common ailments such as headaches or cold symptoms .

داروهای بدون نسخه، مانند آسپرین یا شربت سرفه، به راحتی بدون نسخه در دسترس هستند و برای تسکین بیماری‌های شایع مانند سردرد یا علائم سرماخوردگی استفاده می‌شوند.

اجرا کردن

آزمایش کردن

Ex: Students experiment with various materials to understand their properties .

دانش‌آموزان با مواد مختلف آزمایش می‌کنند تا خواص آن‌ها را درک کنند.

guinea pig [اسم]
اجرا کردن

خوکچه هندی (جانورشناسی)

Ex: Pet owners provide spacious enclosures with hiding spots and toys to keep guinea pigs entertained and stimulated .

صاحبان حیوانات خانگی محوطه‌های وسیعی با مکان‌های مخفی و اسباب‌بازی‌ها برای سرگرم و تحریک نگه داشتن خوک‌های گینه‌ای فراهم می‌کنند.

research [اسم]
اجرا کردن

پژوهش

Ex: The research on social media usage revealed interesting trends among teenagers .

تحقیق در مورد استفاده از رسانه‌های اجتماعی، روندهای جالبی در میان نوجوانان را آشکار کرد.

side effect [اسم]
اجرا کردن

اثر جانبی

Ex: Cutting down on sugar had the side effect of improving his overall health .

کاهش مصرف شکر عوارض جانبی بهبود سلامت کلی او را داشت.

test [اسم]
اجرا کردن

آزمون

Ex: The math test had several challenging questions about algebra and geometry .

آزمون ریاضی چندین سوال چالش‌برانگیز در مورد جبر و هندسه داشت.

theory [اسم]
اجرا کردن

نظریه

Ex: Her theory on human behavior influenced the development of modern psychology .
اجرا کردن

انجام دادن

Ex: The technician will carry out routine maintenance on the machinery to prevent any potential issues .

تکنسین انجام خواهد داد تعمیرات معمول روی ماشین‌آلات برای جلوگیری از هرگونه مشکل احتمالی.

to make [فعل]
اجرا کردن

درست کردن

Ex: The students will make a model of the solar system for the science fair .

دانش‌آموزان برای نمایشگاه علوم یک مدل از منظومه شمسی خواهند ساخت.

to prove [فعل]
اجرا کردن

اثبات کردن

Ex: Right now , the scientist is proving the concept in the laboratory .

هم اکنون، دانشمند در حال اثبات مفهوم در آزمایشگاه است.

اجرا کردن

شرکت دارویی

Ex: As one of the largest pharmaceutical companies in the world , they have a wide range of products available in pharmacies globally .

به عنوان یکی از بزرگترین شرکت‌های دارویی جهان، آنها طیف گسترده‌ای از محصولات را در داروخانه‌های سراسر جهان در اختیار دارند.

to do [فعل]
اجرا کردن

انجام دادن

Ex:

با دست‌هایت چه کردی؟

اجرا کردن

داوطلبانه گفتن

Ex: At the conference , several experts volunteered their opinions on the latest trends in the industry , without being prompted by the audience .

در کنفرانس، چندین متخصص بدون اینکه از سوی مخاطبان درخواست شود، نظرات خود را در مورد آخرین روندهای صنعت داوطلبانه ارائه دادند.

اجرا کردن

داوطلب شدن

Ex: Over the years , she has successfully volunteered for numerous charitable initiatives .

در طول سال‌ها، او با موفقیت برای بسیاری از ابتکارات خیریه داوطلب شده است.

اجرا کردن

کارآزمایی بالینی

Ex: She volunteered for a clinical trial to help advance research for a potential cancer cure .

او برای یک آزمایش بالینی داوطلب شد تا به پیشرفت تحقیقات برای یک درمان بالقوه سرطان کمک کند.

laboratory [اسم]
اجرا کردن

آزمایشگاه

Ex: Environmental scientists monitor water quality in their laboratory to assess pollution levels .

دانشمندان محیط زیست کیفیت آب را در آزمایشگاه خود نظارت می‌کنند تا سطح آلودگی را ارزیابی کنند.