زیبا
زن صدایی زیبا و ظریف داشت که گوش دادن به آن لذت بخش بود.
در اینجا واژگان واحد 10 از کتاب درسی Headway Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "شال"، "چکمه"، "خوشتیپ"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
زیبا
زن صدایی زیبا و ظریف داشت که گوش دادن به آن لذت بخش بود.
خوشتیپ
مرد جوان خوشتیپ با ظاهر خوشمنظر خود توجه همه را در اتاق به خود جلب کرد.
جذاب
او فکر کرد که شوهرش در کت و شلوارش به ویژه خوشقیافه به نظر میرسد.
بلند
مردم اغلب به او به خاطر بلند و لاغر بودنش تعریف میکنند.
جوان
باغ پر از گیاهان جوان بود که بعد از باران جوانه میزدند.
طولانی (مسافت)
مار نزدیک به شش فوت درازا بود، که آن را به صحنهای کاملاً چشمگیر تبدیل میکرد.
مو
من نیاز به کوتاهی مو دارم چون موهایم خیلی بلند شدهاند.
کوتاه
او یک پیراهن با آستینهای کوتاه پوشید تا در گرمای تابستان خنک بماند.
فرفری
دوستم موهای فر زیبایی دارد که وقتی راه میرود میپرد.
روشن (مو و پوست)
او موهای بلوند و چشمان آبی مادرش را به ارث برد.
تیره
او چشمان تیره چشمگیری داشت که به نظر میرسید رازی را در خود نگه داشته است.
ساعت مچی
دوست من ساعتهای قدیمی از دورههای مختلف را جمعآوری میکند.
ریش
هیپستر شیک یک ریش کاملاً آراسته داشت.
قهوهای
کیک شکلاتی یک لعاب صاف و قهوهای داشت.
چشم
او به او چشمک زد، با شیطنت یک چشم را بست.
قرمز
گلهای رز در باغ قرمز با گلبرگهای مخملی بودند.
شال
او شال را به شکل مثلث دور سرش بست.
کتشلوار
او باید کت و شلوار خود را قبل از جلسه مهم اتو کند.
پیراهن
پیراهنی که اخیراً خریدم از پارچه نخی نرم ساخته شده است.
کراوات
او بالاخره بعد از یک روز طولانی کار کراواتش را شل کرد.
تیشرت
او همیشه یک تی شرت سفید ساده با شلوار جین میپوشد.
کاپشن
ژاکت چندین جیب دارد، که برای ذخیرهسازی وسایل کوچک عالی است.
کفش کتانی
پس از یک روز طولانی پیادهروی، کفشهای ورزشی او بالشتک مورد نیاز برای جلوگیری از درد پا را فراهم کردند.
لباس زنانه
مادرم به من کمک کرد تا زیپ پشت لباسم را ببندم.
عینک
او از عینک با فیلترهای نور آبی برای کاهش خستگی چشم هنگام استفاده از کامپیوتر استفاده میکند.
کفش
او کفشهای کودکش را برداشت و قبل از بیرون رفتن آنها را پوشید.
شلوارک
من چند جفت شورت برای تعطیلات ساحلیمان بستهبندی کردم.
پوتین
چکمههای شیک، جلوهای مد روز به لباسش اضافه کرد.
دامن
دامن در پشت خود زیپ دارد تا پوشیدن آن آسان باشد.
کلاه (لبهدار)
برادرم دوست دارد کلاهها را از کشورهای مختلف به عنوان یادگاری جمع کند.
کلاه
او کلاههای مختلفی را در فروشگاه امتحان کرد تا اندازه مناسب را پیدا کند.