کتاب 'هدوی' مقدماتی - انگلیسی روزمره (واحد 12)

در اینجا واژگان مربوط به واحد 12 انگلیسی روزمره در کتاب درسی Headway Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "برنامه زمانی"، "بازگشت"، "سکو" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'هدوی' مقدماتی
transport [اسم]
اجرا کردن

حمل‌ونقل

Ex: Transport of goods between the two cities is primarily done by freight trains .

حمل و نقل کالا بین دو شهر عمدتاً توسط قطارهای باری انجام می‌شود.

to travel [فعل]
اجرا کردن

سفر کردن

Ex:

ما هیجان‌زده هستیم که به سفر برویم تا در عروسی دوستمان در ایالتی دیگر شرکت کنیم.

airport [اسم]
اجرا کردن

فرودگاه

Ex: The airport was crowded with travelers heading home for the holidays .

فرودگاه شلوغ از مسافرانی بود که برای تعطیلات به خانه می‌رفتند.

departure [اسم]
اجرا کردن

عزیمت

Ex: They gathered at the airport to see off their friend before her departure for overseas .

آن‌ها در فرودگاه جمع شدند تا دوستشان را قبل از حرکت به خارج از کشور بدرقه کنند.

board [اسم]
اجرا کردن

تخته

Ex: They installed a large board in the conference room for team collaboration and idea sharing .

آن‌ها یک تخته بزرگ در اتاق کنفرانس برای همکاری تیمی و اشتراک‌گذاری ایده‌ها نصب کردند.

card [اسم]
اجرا کردن

کارت شناسایی (غیر از شناسنامه)

Ex:

او برای یک کارت عضویت در مرکز تناسب اندام درخواست داد.

timetable [اسم]
اجرا کردن

برنامه حرکت (هواپیما، قطار و غیره)

Ex: You can find the subway timetable online for easy access .

شما می‌توانید زمان‌بندی مترو را به صورت آنلاین برای دسترسی آسان پیدا کنید.

اجرا کردن

اتوبوس دوطبقه

Ex: The cruise ship featured a double-decker design with restaurants and lounges on the upper level .

کشتی کروز دارای طراحی دو طبقه با رستوران ها و سالن های استراحت در طبقه بالا بود.

train [اسم]
اجرا کردن

قطار

Ex: They waved goodbye from the platform as the train departed .

آن‌ها از سکو در حالی که قطار حرکت می‌کرد، بدرقه‌اش کردند.

اجرا کردن

ایستگاه راه‌آهن

Ex: The old railway station is a historic landmark , featuring beautiful architecture from the early 1900s .

ایستگاه راه آهن قدیمی یک بنای تاریخی است که معماری زیبایی از اوایل دهه 1900 را به نمایش می گذارد.

اجرا کردن

سالن انتظار

Ex: The waiting room at the airport lounge offered free snacks and Wi-Fi .

اتاق انتظار در لانژ فرودگاه میان وعده رایگان و وای‌فای ارائه می‌داد.

arrival [اسم]
اجرا کردن

رسیدن

Ex:

شرکت هواپیمایی مسافران را از زمان ورود پیش‌بینی شده به مقصدشان مطلع کرد.

to check in [فعل]
اجرا کردن

رزرو خود را چک کردن

Ex:

فرآیند چک این در این هتل ساده است.

desk [اسم]
اجرا کردن

پیشخوان

Ex: At the hotel desk , they offered us maps and brochures .

در پیشخوان هتل، به ما نقشه‌ها و بروشورها را ارائه دادند.

bus stop [اسم]
اجرا کردن

ایستگاه اتوبوس

Ex: The bus stop near the school is often crowded with students after classes let out .

ایستگاه اتوبوس نزدیک مدرسه اغلب پس از تعطیلی کلاس‌ها شلوغ از دانش‌آموزان است.

اجرا کردن

باجه بلیط (فروشی)

Ex: There was a long queue at the ticket office before the concert .

قبل از کنسرت، صف طولانی در دفتر بلیط وجود داشت.

buffet [اسم]
اجرا کردن

بوفه

Ex: The buffet included a salad bar , hot entrees , and a dessert station .

بوفه شامل یک سالاد بار، غذاهای گرم و یک ایستگاه دسر بود.

bar [اسم]
اجرا کردن

میخانه

Ex: He enjoyed socializing with friends over a game of pool at the sports bar .

او از معاشرت با دوستان در حین بازی بیلیارد در بار ورزشی لذت می‌برد.

اجرا کردن

چمدان دستی

Ex: Many airlines allow passengers to bring one piece of hand luggage and a personal item , like a backpack or purse .

بسیاری از خطوط هوایی به مسافران اجازه می‌دهند یک چمدان دستی و یک وسیله شخصی، مانند کوله پشتی یا کیف دستی، همراه داشته باشند.

flight [اسم]
اجرا کردن

پرواز

Ex: She missed her flight and had to book another one .

او پرواز خود را از دست داد و مجبور شد یکی دیگر رزرو کند.

platform [اسم]
اجرا کردن

سکو

Ex: The platform was well-lit and had seating for waiting passengers .

سکو به خوبی روشن بود و برای مسافران منتظر صندلی داشت.

customs [اسم]
اجرا کردن

گمرک

Ex: There was a long line at customs , with travelers waiting to have their passports stamped .

در گمرک صف طولانی وجود داشت، مسافران منتظر مهر شدن پاسپورت‌هایشان بودند.

اجرا کردن

کارت پرواز

Ex: The airline sent her a digital boarding pass to her email after online check-in .

شرکت هواپیمایی یک بلیط سوار شدن دیجیتال را پس از ثبت‌نام آنلاین به ایمیل او فرستاد.

اجرا کردن

برگشتن

Ex: She left for college but plans to come back for the holidays .

او به دانشگاه رفت اما برنامه دارد برای تعطیلات بازگردد.

journey [اسم]
اجرا کردن

سفر

Ex: The family embarked on a road trip , making stops at various landmarks and attractions during their journey .

خانواده به یک سفر جاده‌ای رفتند و در طول سفر خود در نقاط دیدنی و جاذبه‌های مختلف توقف کردند.

ticket [اسم]
اجرا کردن

بلیت

Ex: The ticket for the bus is valid for a single journey .

بلیط اتوبوس برای یک سفر معتبر است.

day return [اسم]
اجرا کردن

بلیت رفت و برگشت یک‌روزه

Ex: A day return is convenient for commuters who work in the next town .

بلیط رفت و برگشت در روز برای مسافرانی که در شهر بعدی کار می‌کنند مناسب است.

اجرا کردن

بلیط فصلی

Ex: The park introduced a season ticket for frequent visitors .

پارک یک بلیط فصلی برای بازدیدکنندگان مکرر معرفی کرد.

اجرا کردن

بلیط رفت و برگشت

Ex: The airline emailed her a confirmation for her return ticket .

شرکت هواپیمایی برای او یک ایمیل تأیید برای بلیط رفت و برگشت ارسال کرد.

euro [اسم]
اجرا کردن

یورو (واحد پول با نماد €)

Ex: The necklace is priced at a hundred euros , but it 's very beautiful .

گردنبند به قیمت صد یورو است، اما بسیار زیباست.

to pay [فعل]
اجرا کردن

پرداخت کردن

Ex: They paid the plumber for fixing the leak in the kitchen .

آن‌ها به لوله‌کش برای تعمیر نشتی در آشپزخانه پرداخت کردند.

contactless [صفت]
اجرا کردن

از راه دور

Ex:

باشگاه ورود بدون تماس را با کارت عضویت دیجیتال معرفی کرد.

machine [اسم]
اجرا کردن

دستگاه

Ex:

یک ماشین قهوه ساز در دفعه اسپرسوی تازه دم را سرو کرد.