کتاب 'هدوی' مقدماتی - واحد 8

در اینجا واژگان واحد 8 از کتاب درسی Headway Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "گچ"، "پاکت"، "توزیع"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'هدوی' مقدماتی
daily [قید]
اجرا کردن

روزانه

Ex: We water the plants daily during summer .

ما در تابستان گیاهان را روزانه آبیاری می‌کنیم.

need [اسم]
اجرا کردن

نیاز

Ex: The refugees have urgent needs for food and shelter .

پناهندگان نیازهای فوری به غذا و سرپناه دارند.

newsagent [اسم]
اجرا کردن

دکه روزنامه‌فروشی

Ex: Many newsagents now offer small snacks and drinks alongside reading materials .

بسیاری از دکه‌های روزنامه‌فروشی اکنون علاوه بر مواد خواندنی، تنقلات و نوشیدنی‌های کوچک نیز ارائه می‌دهند.

chemist [اسم]
اجرا کردن

شیمیدان

Ex: The chemist mixed two substances together .

شیمیدان دو ماده را با هم مخلوط کرد.

stationer [اسم]
اجرا کردن

فروشنده نوشت‌افزار

Ex: The stationer provided excellent customer service when I needed help selecting paper for my printer .

فروشنده لوازم تحریر زمانی که برای انتخاب کاغذ پرینترم نیاز به کمک داشتم، خدمات مشتری عالی ارائه داد.

aspirin [اسم]
اجرا کردن

آسپرین

Ex: After spraining his ankle , he took an aspirin to help with the pain .

بعد از پیچ خوردن مچ پا، او یک آسپرین برای کمک به درد مصرف کرد.

plaster [اسم]
اجرا کردن

چسب‌زخم

Ex: The plaster kept the wound clean and prevented infection .

چسب زخم زخم را تمیز نگه داشت و از عفونت جلوگیری کرد.

deodorant [اسم]
اجرا کردن

دئودورانت (رول ضدتعریق)

Ex: After exercising , it is important to reapply deodorant to stay fresh .

پس از ورزش، مهم است که دئودورانت را دوباره استفاده کنید تا تازه بمانید.

toothpaste [اسم]
اجرا کردن

خمیردندان

Ex: Using fluoride toothpaste helps prevent cavities .

استفاده از خمیردندان حاوی فلوراید به پیشگیری از پوسیدگی دندان کمک می‌کند.

shampoo [اسم]
اجرا کردن

شامپو

Ex: The salon offered a variety of shampoos for different hair types .

سالن انواع مختلفی از شامپوها را برای انواع مختلف مو ارائه می‌داد.

sunscreen [اسم]
اجرا کردن

کرم ضدآفتاب

Ex: Water-resistant sunscreen is ideal for swimming or outdoor activities .

کرم ضد آفتاب مقاوم در برابر آب برای شنا یا فعالیت‌های فضای باز ایده‌آل است.

battery [اسم]
اجرا کردن

باتری

Ex: He always carries spare batteries for his camera during outdoor adventures .

او همیشه باتری یدکی برای دوربینش در ماجراجویی‌های فضای باز همراه دارد.

scissors [اسم]
اجرا کردن

قیچی

Ex:

آن‌ها یک جفت کوچک قیچی در کشوی میز برای بریدن کوپن‌ها و برچسب‌ها نگه می‌داشتند.

adaptor [اسم]
اجرا کردن

آداپتور (نوعی مبدل الکتریکی)

Ex: The adaptor I found at the electronics store enables me to connect my DSLR camera to my computer for easy photo transfers .

مبدلی که در فروشگاه الکترونیک پیدا کردم به من امکان می‌دهد دوربین DSLR خود را به کامپیوترم وصل کنم تا انتقال عکس‌ها آسان شود.

notebook [اسم]
اجرا کردن

دفتر

Ex: They exchange notes with classmates by borrowing each other 's notebooks .

آنها با قرض گرفتن دفترچه‌های یکدیگر با همکلاسی‌های خود یادداشت‌ها را مبادله می‌کنند.

pen [اسم]
اجرا کردن

خودکار

Ex: They keep a collection of colorful pens for drawing and doodling .

آنها مجموعه‌ای از خودکارهای رنگی برای نقاشی و خط خطی کردن نگه می‌دارند.

pencil [اسم]
اجرا کردن

مداد

Ex: She sharpens her pencil before starting her math homework .

او مداد خود را قبل از شروع تکالیف ریاضی تیز می‌کند.

envelope [اسم]
اجرا کردن

پاکت نامه

Ex: She handed me an envelope with a note inside .

او به من یک پاکت داد که داخلش یک یادداشت بود.

Sellotape [اسم]
اجرا کردن

چسب نواری

Ex:

آن‌ها از چسب نواری برای مهر و موم کردن پاکت استفاده کردند.

magazine [اسم]
اجرا کردن

مجله

Ex: The magazine features interviews with musicians and reviews of new albums .

مجله شامل مصاحبه‌هایی با موزیسین‌ها و بررسی آلبوم‌های جدید است.

chocolate [اسم]
اجرا کردن

شکلات

Ex: The artisanal chocolate shop offers a variety of unique chocolate flavors .
bakery [اسم]
اجرا کردن

نانوایی

Ex: She ordered a custom birthday cake from the bakery .

او یک کیک تولد سفارشی از نانوایی سفارش داد.

hardware [اسم]
اجرا کردن

سخت‌افزار

Ex: The hardware of her laptop included a high-resolution screen and a powerful processor .

سخت‌افزار لپتاپ او شامل یک صفحه‌نمایش با وضوح بالا و یک پردازنده قدرتمند بود.

dry cleaner [اسم]
اجرا کردن

کارمند خشکشویی

Ex: She thanked the dry cleaner for restoring her vintage blouse to its original state .

او از خشکشویی به خاطر بازگرداندن بلوز قدیمی‌اش به حالت اولیه تشکر کرد.

to dispense [فعل]
اجرا کردن

پیچیدن (نسخه)

Ex: After the check-up , the nurse will dispense the necessary medicine .

بعد از معاینه، پرستار داروی لازم را توزیع خواهد کرد.

chemist [اسم]
اجرا کردن

داروساز

Ex: The local chemist stocks a variety of skincare products .

داروساز محلی انواع محصولات مراقبت از پوست را دارد.

tea [اسم]
اجرا کردن

چای

Ex: The aroma of freshly brewed tea filled the room .

عطر چای تازه دم شده اتاق را پر کرد.

coffee [اسم]
اجرا کردن

قهوه

Ex: She prefers her coffee black , without any sugar or cream .

او قهوه اش را سیاه، بدون شکر یا خامه ترجیح می‌دهد.

wine [اسم]
اجرا کردن

شراب

Ex:

او یک بطری شراب گازدار به مهمانی آورد برای یک تم جشن.

cheese [اسم]
اجرا کردن

پنیر

Ex:

بازار انواع مختلفی از گزینه‌های پنیر را داشت، از جمله گودا، بری و پنیر آبی.

pasta [اسم]
اجرا کردن

پاستا

Ex: The restaurant specializes in homemade pasta , making it a favorite among locals .

رستوران در پاستا خانگی تخصص دارد که آن را در بین مردم محلی محبوب کرده است.

ice cream [اسم]
اجرا کردن

بستنی

Ex: The ice cream truck played a catchy tune to attract customers .

کامیون بستنی یک ملودی جذاب پخش کرد تا مشتریان را جذب کند.

apple juice [اسم]
اجرا کردن

آب سیب

Ex: Apple juice is often used as a base for fruity cocktails .

آب سیب اغلب به عنوان پایه ای برای کوکتل های میوه ای استفاده می شود.

bread [اسم]
اجرا کردن

نان

Ex: The children made mini pizzas using slices of bread as the crust .

بچه‌ها با استفاده از برش‌های نان به عنوان خمیر، پیتزاهای کوچک درست کردند.

milk [اسم]
اجرا کردن

شیر

Ex: She added a splash of milk to her coffee for a creamy taste .

او یک قطره شیر به قهوه اش اضافه کرد تا طعمی خامه ای داشته باشد.

broccoli [اسم]
اجرا کردن

کلم بروکلی

Ex:

کلم بروکلی سرشار از ویتامین‌ها است و افزودنی عالی برای یک رژیم غذایی سالم محسوب می‌شود.

chicken [اسم]
اجرا کردن

گوشت مرغ

Ex: She prepared a flavorful chicken curry with aromatic spices and coconut milk .

او یک کاری مرغ خوشمزه با ادویه‌های معطر و شیر نارگیل آماده کرد.

banana [اسم]
اجرا کردن

موز

Ex: She added sliced bananas to her cereal for a sweet and creamy taste .

او برش‌های موز را به غلاتش اضافه کرد تا طعمی شیرین و خامه‌ای داشته باشد.

apple [اسم]
اجرا کردن

سیب

Ex: My daughter was trying to pick a ripe apple from the tree .

دخترم سعی می‌کرد یک سیب رسیده از درخت بچیند.

strawberry [اسم]
اجرا کردن

توت‌فرنگی

Ex: The strawberry plant in our garden is beginning to bear fruit .

گیاه توت فرنگی در باغ ما شروع به میوه دادن کرده است.

potato [اسم]
اجرا کردن

سیب‌زمینی

Ex: The farmer harvested a basket of potatoes from the field , satisfied with a successful yield .

کشاورز یک سبد سیب‌زمینی از مزرعه برداشت کرد، از برداشت موفق راضی بود.

carrot [اسم]
اجرا کردن

هویج

Ex: They fed the carrot to their pet rabbit , who happily munched on it .

آنها هویج را به خرگوش خانگی خود دادند، که با خوشحالی آن را جوید.

pea [اسم]
اجرا کردن

نخودفرنگی

Ex: We bought a bag of frozen peas for quick meals .

ما یک کیسه نخود فرنگی منجمد برای وعده‌های غذایی سریع خریدیم.

onion [اسم]
اجرا کردن

پیاز

Ex:

بچه‌ها از حلقه‌های پیاز به عنوان یک غذای جانبی ترد لذت بردند.

tomato [اسم]
اجرا کردن

گوجه‌فرنگی

Ex:

بچه‌ها از گوجه‌فرنگیهای گیلاسی به عنوان یک میان‌وعده سالم و آبدار لذت بردند.

egg [اسم]
اجرا کردن

تخم‌مرغ

Ex:

او با سرخ کردن سیب‌زمینی و پیاز خرد شده همراه با تخم‌مرغ زده شده، املت اسپانیایی درست کرد.

biscuit [اسم]
اجرا کردن

اسکون (نوعی نان یا کیک)

Ex: At the family gathering , the children devoured the freshly baked biscuits before dinner even started .

در جمع خانوادگی، بچه‌ها بیسکویت‌های تازه پخته شده را قبل از حتی شروع شام خوردند.

crisp [اسم]
اجرا کردن

چیپس

Ex: The platter was filled with colorful dips to accompany the crispy potato crisps .

سینی پر از دیپ‌های رنگارنگ بود تا همراه چیپس سیب‌زمینی ترد سرو شود.

chips [اسم]
اجرا کردن

سیب‌زمینی سرخ‌کرده

Ex:

رستوران ماهی و سیب‌زمینی سرخ‌کرده را به عنوان غذای ویژه روز سرو کرد.

sausage [اسم]
اجرا کردن

سوسیس

Ex: She made a sausage and bean soup on a cold day .

او در یک روز سرد سوپ سوسیس و لوبیا درست کرد.

yogurt [اسم]
اجرا کردن

ماست

Ex: He uses yogurt as a base for his smoothies , adding creaminess and a tangy flavor .

او از ماست به عنوان پایه اسموتی هایش استفاده می‌کند، که باعث کرمی شدن و طعم تند می‌شود.