کتاب 'هدوی' مقدماتی - واحد 11

در اینجا واژگان واحد 11 از کتاب درسی Headway Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "بارانی"، "روشن"، "مه آلود" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'هدوی' مقدماتی
sunny [صفت]
اجرا کردن

آفتابی

Ex: The sunny weather makes me feel happy and energized .

هوای آفتابی من را خوشحال و پرانرژی می‌کند.

rainy [صفت]
اجرا کردن

بارانی

Ex: The rainy afternoon was perfect for staying in and reading a book .

عصر بارانی برای ماندن در خانه و خواندن کتاب عالی بود.

windy [صفت]
اجرا کردن

بادی

Ex: She put on a heavy jacket to go out in the windy weather .

او یک ژاکت سنگین پوشید تا در هوای پر باد بیرون برود.

snowy [صفت]
اجرا کردن

برفی

Ex: Families gathered for a snowy picnic , savoring the chance to enjoy the outdoors in the winter chill .

خانواده‌ها برای یک پیک‌نیک برفی جمع شدند و از فرصت لذت بردن از فضای باز در سرمای زمستان لذت بردند.

cloudy [صفت]
اجرا کردن

ابری

Ex: The weather forecast predicted a cloudy morning followed by clearing in the afternoon .

پیش‌بینی آب و هوا صبحی ابری و بعد از آن آفتابی در بعدازظهر را پیش‌بینی کرد.

foggy [صفت]
اجرا کردن

مه‌آلود

Ex: The valley was covered in a foggy blanket in the early morning .

دره در صبح زود با پتویی مه‌آلود پوشیده شده بود.

showery [صفت]
اجرا کردن

بارانی

Ex:

شرایط بارانی ادامه داشت، با دوره‌های کوتاه باران و به دنبال آن آفتاب.

stormy [صفت]
اجرا کردن

طوفانی

Ex: She watched the stormy horizon , knowing that a fierce storm was on its way .

او به افق توفانی نگاه کرد، در حالی که می‌دانست طوفان شدیدی در راه است.

hot [صفت]
اجرا کردن

داغ

Ex: The metal handle became hot when left in the sun .

دسته فلزی وقتی در آفتاب گذاشته شد داغ شد.

warm [صفت]
اجرا کردن

گرم

Ex: The warm weather was perfect for a day at the beach .

هوای گرم برای یک روز در ساحل عالی بود.

cold [صفت]
اجرا کردن

سرد

Ex: The air conditioning made the room too cold , so I adjusted the temperature .

تهویه مطبوع اتاق را خیلی سرد کرد، بنابراین دمای آن را تنظیم کردم.

cool [صفت]
اجرا کردن

خنک

Ex: They enjoyed a cool summer night under the stars .

آنها از یک شب تابستانی خنک زیر ستاره‌ها لذت بردند.

wet [صفت]
اجرا کردن

خیس

Ex: The wet sand was perfect for building a sandcastle .

شن مرطوب برای ساختن قلعه شنی عالی بود.

dry [صفت]
اجرا کردن

خشک

Ex: Her lips were dry and cracked from exposure to the wind .

لب‌هایش از باد خشک و ترک خورده بود.

bright [صفت]
اجرا کردن

آفتابی

Ex: The bright day tempted them to go for a hike in the nearby mountains .

روز آفتابی آنها را وسوسه کرد که به کوهنوردی در کوه‌های نزدیک بروند.