کتاب 'هدوی' مقدماتی - انگلیسی روزمره (واحد 3)

در اینجا واژگان از واحد 3 انگلیسی روزمره در کتاب درسی Headway Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "اجتماعی"، "ترافیک"، "دو زبانه" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'هدوی' مقدماتی
social [صفت]
اجرا کردن

اجتماعی

Ex:

مدرسه یک رویداد اجتماعی را برای تقویت دوستی و رفاقت در بین دانش‌آموزان سازماندهی کرد.

sorry [صفت]
اجرا کردن

متأسف

Ex: He 's deeply sorry for the hurtful words he said during the argument .

او به شدت متأسف است برای کلمات آزاردهنده‌ای که در طول بحث گفت.

traffic [اسم]
اجرا کردن

عبورومرور

Ex:

ترافیک عابران پیاده در اطراف مرکز خرید در تعطیلات آخر هفته شلوغ بود.

to move [فعل]
اجرا کردن

حرکت کردن

Ex: The train is moving slowly due to the heavy snowfall .

قطار به دلیل بارش سنگین برف به آرامی حرکت می‌کند.

today [اسم]
اجرا کردن

امروز

Ex: Let ’s focus on today and worry about tomorrow later .

بیایید روی امروز تمرکز کنیم و نگران فردا بعداً باشیم.

morning [اسم]
اجرا کردن

صبح

Ex: My sister packs her lunch in the morning before leaving for work .

خواهرم ناهارش را صبح قبل از رفتن به کار بسته‌بندی می‌کند.

new [صفت]
اجرا کردن

نو

Ex: The new software update includes several innovative features not seen before .

به‌روزرسانی نرم‌افزار جدید شامل چندین ویژگی نوآورانه است که قبلاً دیده نشده بود.

to sit [فعل]
اجرا کردن

نشستن

Ex:

بعد از یک پیاده‌روی طولانی، آنها از پیدا کردن یک نیمکت برای نشستن احساس آرامش کردند.

bad [صفت]
اجرا کردن

بد

Ex:

بدشانسی به نظر می‌رسید هر کجا که می‌رفت او را دنبال می‌کند.

good [صفت]
اجرا کردن

خوب

Ex: The cake tasted so good that everyone wanted a second slice .

کیک آنقدر خوشمزه بود که همه یک برش دوم خواستند.

problem [اسم]
اجرا کردن

مشکل

Ex: Mary is facing a problem with her computer , as it keeps freezing .

ماری با یک مشکل در کامپیوترش روبرو است، زیرا مدام قفل می‌شود.

to open [فعل]
اجرا کردن

باز شدن

Ex:

وقتی خورشید طلوع می‌کند، پرده‌های اتاق من به طور خودکار باز می‌شوند.

window [اسم]
اجرا کردن

پنجره

Ex: She waved to her friend from the window as they walked by .

او از پنجره به دوستش دست تکان داد در حالی که آنها رد می‌شدند.

warm [صفت]
اجرا کردن

گرم

Ex: The warm weather was perfect for a day at the beach .

هوای گرم برای یک روز در ساحل عالی بود.

hot [صفت]
اجرا کردن

داغ

Ex: The metal handle became hot when left in the sun .

دسته فلزی وقتی در آفتاب گذاشته شد داغ شد.

large [صفت]
اجرا کردن

بزرگ

Ex: The restaurant served large portions of food , ensuring customers left feeling satisfied .

رستوران وعده‌های بزرگ غذا سرو می‌کرد، اطمینان حاصل می‌کرد که مشتریان با احساس رضایت ترک کنند.

old [صفت]
اجرا کردن

ساله (برای بیان سن)

Ex: The building is a hundred years old and has been recently renovated .

ساختمان صد سال قدیمی است و اخیراً بازسازی شده است.

bilingual [صفت]
اجرا کردن

دوزبانه

Ex: Children raised in bilingual environments often develop a deep understanding of language and cultural nuances .

کودکانی که در محیط‌های دو زبانه بزرگ می‌شوند اغلب درک عمیقی از ظرافت‌های زبانی و فرهنگی پیدا می‌کنند.

teacher [اسم]
اجرا کردن

معلم

Ex: The teacher gives the students stickers for their good work .

معلم به دانش‌آموزان برای کار خوبشان برچسب می‌دهد.

school [اسم]
اجرا کردن

مدرسه

Ex: We have a science project due next week at school .

ما یک پروژه علمی داریم که هفته آینده در مدرسه باید تحویل داده شود.

bag [اسم]
اجرا کردن

کیف

Ex: She packed her swimming gear in a waterproof bag for the pool .

او وسایل شنا خود را در یک کیف ضد آب برای استخر بسته بندی کرد.