رنگ‌ها و اشکال - طیف های رنگ سفید

این درس را بخوانید تا نام‌های مختلف سایه‌های سفید در انگلیسی را یاد بگیرید، مانند "ماگنولیا"، "شیری" و "عاجی".

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
رنگ‌ها و اشکال
white [صفت]
اجرا کردن

سفید

Ex:

آنها برنج سفید را با کاری مرغ سرو کردند.

alabaster [صفت]
اجرا کردن

سفید مرمری

Ex:

بوتیک مجموعه‌ای از لباس‌ها را در سایه‌های مختلف آلباستر به نمایش گذاشت.

اجرا کردن

سفید آنتیک

Ex: The picture frames on the wall were a subtle antique white shade .

قاب‌های عکس روی دیوار به رنگ سفید آنتیک ظریف بودند.

ivory [صفت]
اجرا کردن

عاج فیلی

Ex:

فنجان‌های چای عاجی در کابینت چینی بخشی از یک میراث خانوادگی گرانبها بودند.

cornsilk [صفت]
اجرا کردن

کاکل ذرتی

Ex:

نوار cornsilk روی بسته هدیه، بسته‌بندی خنثی را تکمیل کرد.

اجرا کردن

شیری کهکشانی

Ex: The cosmic latte rug in the living room tied together the neutral color palette .

فرش cosmic latte در اتاق نشیمن، پالت رنگ خنثی را به هم پیوند داد.

اجرا کردن

سفید گلی

Ex: The floral white candles on the mantel provided a warm and inviting ambiance .

شمع‌های سفید گلدار روی طاقچه، فضایی گرم و دعوت‌کننده ایجاد کردند.

Isabelline [صفت]
اجرا کردن

کرم‌قهوه‌ای

Ex:

قفسه کتاب Isabelline مجموعه‌ای از رمان‌های کلاسیک و دکوراسیون قدیمی را به نمایش گذاشته بود.

magnolia [صفت]
اجرا کردن

ماگنولیا

Ex:

دیوارهای اتاق خواب با رنگ آرامش‌بخش ماگنولیا رنگ‌آمیزی شده بود، که فضایی آرام ایجاد می‌کرد.

white smoke [صفت]
اجرا کردن

سفید دودی

Ex: The cat 's fur had a soft white smoke undertone , giving it a gentle and muted palette .

پوست گربه یک زیرتن نرم از دود سفید داشت، که به آن یک پالت ملایم و مات می‌داد.

parchment [صفت]
اجرا کردن

زرد پوست طوماری

Ex:

آسمان پاییزی به یک پالت آرام از پارشمن تبدیل شد.

pearl [صفت]
اجرا کردن

مرواریدی

Ex:

ظاهر ماشین یک پرداخت مرواریدی صاف داشت که به آن ظاهری لوکس می‌داد.

seashell [صفت]
اجرا کردن

صدفی

Ex:

روبالشی‌های صدف دریایی روی تخت، تم دریایی اتاق خواب را تکمیل می‌کرد.

vanilla [صفت]
اجرا کردن

وانیلی

Ex:

کابینت‌های آشپزخانه به رنگ وانیلی ملایم رنگ آمیزی شده بودند، که به اتاق جذابیتی بی‌زمان بخشید.

ghost white [صفت]
اجرا کردن

سفید گچی

Ex: Her laptop had a sleek ghost white finish .

لپتاپ او یک پرداخت سفید شبح صاف داشت.

اجرا کردن

لیمویی روشن

Ex: The lemon chiffon tablecloth at the dinner party added a touch of elegance to the setting .

رومیزی شيفون لیمویی در مهمانی شام، جلوه‌ای از ظرافت به محیط اضافه کرد.

اجرا کردن

سفید ناواهو

Ex: The vintage chair had a Navajo white upholstery , enhancing its classic charm .

صندلی وینتیج با روکش Navajo white، جذابیت کلاسیک خود را افزایش داده بود.

cream [صفت]
اجرا کردن

کرم (رنگ)

Ex:

کاغذ دیواری کرم رنگ در اتاق کودک محیطی آرامش‌بخش برای نوزاد ایجاد کرد.

milky [صفت]
اجرا کردن

*شیری

Ex: The curtains were made of a milky , sheer fabric that filtered the sunlight .

پرده‌ها از پارچه‌ای شیری رنگ و نازک ساخته شده بودند که نور خورشید را فیلتر می‌کرد.

Dutch white [صفت]
اجرا کردن

سفید هلندی

Ex:

حاشیه سفید هلندی کلاسیک پنجره‌های اتاق نشیمن را به زیبایی قاب کرده بود.

eggshell [صفت]
اجرا کردن

سفید پوست تخم‌مرغی

Ex:

او یک لباس رنگ پوسته تخم مرغ را برای ظرافت کم‌رنگ آن در مناسبت خاص انتخاب کرد.

eburnean [صفت]
اجرا کردن

عاجی

Ex: The eburnean clouds glowed softly in the morning light .

ابرهای عاجی رنگ به نرمی در نور صبح می‌درخشیدند.