رنگ‌ها و اشکال - طیف های رنگ قهوه ای تیره

این درس را بخوانید تا نام‌های مختلف سایه‌های قهوه‌ای تیره در انگلیسی، مانند "جگر"، "مس" و "امبر" را یاد بگیرید.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
رنگ‌ها و اشکال
auburn [صفت]
اجرا کردن

قهوه‌ای مایل به قرمز (مو)

bistre [صفت]
اجرا کردن

قهوه‌ای خاکی

Ex:

چکمه‌های چرمی یک رنگ بیستر مد روز داشتند، که برای پاییز عالی بود.

Windsor tan [صفت]
اجرا کردن

قهوه‌ای وینزر

Ex: The antique bookshelf had a polished Windsor tan surface , adding character .

قفسه کتاب عتیقه سطح صیقلی به رنگ Windsor tan داشت، که به آن شخصیت می‌بخشید.

bole [صفت]
اجرا کردن

خاک رسی

Ex: The leather-bound book had a cover in a refined bole shade .

کتاب جلد چرمی دارای جلد به رنگ bole تصفیه شده بود.

brown [صفت]
اجرا کردن

قهوه‌ای

Ex: The chocolate cake had a smooth , brown frosting .

کیک شکلاتی یک لعاب صاف و قهوه‌ای داشت.

burnt umber [صفت]
اجرا کردن

قهوه‌ای خاکی سوخته

Ex:

مبلمان چوبی در اتاق نشیمن یک پرداخت کلاسیک قهوه‌ای سوخته داشت.

umber [صفت]
اجرا کردن

قهوه‌ای تیره مایل به قرمز

Ex: The autumn leaves took on a beautiful umber color as they fell .

برگ‌های پاییزی هنگام ریزش به رنگ زیبای امبر درآمدند.

copper [صفت]
اجرا کردن

مسی

Ex:

پوست گربه در نور خورشید درخشش مسی ظریفی داشت.

اجرا کردن

بنفش‌قهوه‌ای

Ex: The antique pottery had a distinct caput mortuum glaze , adding character .

سفالینه باستانی دارای لعاب متمایز caput mortuum بود که به آن شخصیت می‌داد.

chestnut [صفت]
اجرا کردن

بلوطی‌رنگ

Ex: The antique desk had a warm , chestnut finish .

میز قدیمی یک پرداخت گرم، رنگ شاه بلوطی داشت.

red-brown [صفت]
اجرا کردن

قهوه‌ای مایل به قرمز

Ex: The autumn leaves took on a rich red-brown color as they fell .

برگ‌های پاییزی هنگام ریزش به رنگ قرمز-قهوه‌ای غنی درآمدند.

rufous [صفت]
اجرا کردن

حنایی

Ex: The velvet curtains in the living room were a luxurious rufous shade .

پرده‌های مخمل در اتاق نشیمن به رنگ قهوه‌ای مایل به قرمز لوکس بودند.

rust-brown [صفت]
اجرا کردن

قهوه‌ای مایل به مسی

Ex: The metal garden gate was coated in a warm rust-brown finish .

دروازه باغ فلزی با یک پرداخت گرم قهوه‌ای زنگاری پوشانده شده بود.

seal brown [صفت]
اجرا کردن

قهوه‌ای سیر

Ex: The office furniture was chosen in a professional seal brown finish .

مبلمان اداری در یک پرداخت حرفه‌ای به رنگ قهوه‌ای مهر و موم انتخاب شد.

اجرا کردن

قهوه‌ای کایوتی

Ex: The military boots were polished to a coyote brown shine , ready for duty .

چکمه‌های نظامی تا درخشش قهوه‌ای کایوت صیقل داده شده بودند، آماده برای خدمت.

اجرا کردن

قهوه‌ای طلایی

Ex: The leather boots had a stylish golden brown hue , perfect for fall .

چکمه‌های چرمی دارای رنگ قهوه‌ای طلایی شیک بودند، که برای پاییز عالی بودند.

liver [صفت]
اجرا کردن

جگری

Ex:

پوشش اسب دارای رنگ جگری براق بود که در نور خورشید می‌درخشید.

maroon [صفت]
اجرا کردن

عنابی

Ex:

پارچه خرمایی نرم و دعوت‌کننده بود، مناسب برای پتوی دنج.

sinopia [صفت]
اجرا کردن

قهوه‌ای قرمز

Ex:

هنرمند یک سایه گرم sinopia برای پس‌زمینه بوم انتخاب کرد.

اجرا کردن

قهوه‌ای ون‌دایک

Ex: The old photograph had faded into a beautiful sepia with Van Dyke brown tones .

عکس قدیمی به یک سپیای زیبا با تن‌های Van Dyke brown محو شده بود.

اجرا کردن

قهوه‌ای گردویی

Ex: The bedroom walls were painted in a soothing walnut brown color .

دیوارهای اتاق خواب به رنگ قهوه‌ای گردویی آرامش‌بخش رنگ آمیزی شده بودند.

wenge [صفت]
اجرا کردن

رنگ ونگه

Ex:

میز دفتر یک سطح صیقلی از ونگه داشت که فضایی حرفه‌ای ایجاد می‌کرد.

اجرا کردن

قهوه‌ای پالمن

Ex: The train conductor 's uniform featured a smart Pullman brown jacket .

یونیفرم رهبر قطار شامل یک کت شیک Pullman brown بود.

bronze [صفت]
اجرا کردن

برنزی

Ex:

هنرمند یک لایه رنگ برنز به مجسمه زد تا به آن ظاهری واقع‌گرایانه بدهد.

اجرا کردن

حنایی سوخته

Ex:

قفسه کتاب چوبی با پرداخت غنی سینای سوخته، گرمایی به اتاق اضافه می‌کرد.

sienna [صفت]
اجرا کردن

حنایی

Ex:

میز چوبی یک لکه سیِنا غنی داشت، که به اتاق گرمی می‌بخشید.

اجرا کردن

قهوه‌ای مخروط کاجی

Ex: The cat 's fur had a soft pine cone brown hue , blending with the autumn landscape .

پوست گربه رنگ قهوه‌ای نرم مخروط کاجی داشت، که با منظرۀ پاییزی ترکیب می‌شد.

fudge brown [صفت]
اجرا کردن

قهوه‌ای فاج

Ex: The handmade pottery had a rustic charm with its fudge brown glaze .

سفالینه دستساز با لعاب قهوه‌ای شکلاتی خود جذابیتی روستایی داشت.

coffee [صفت]
اجرا کردن

رنگ قهوه‌ای روشن

Ex:

رنگ مورد علاقه او یک سایه نادر قهوه‌ای بود.

mahogany [صفت]
اجرا کردن

ماهونی

Ex:

صندلی چرمی در گوشه دارای رنگ گرم ماهون بود.

rust [صفت]
اجرا کردن

رنگ مسی

Ex:

برگ‌ها روی کف جنگل ترکیبی از سبزها و رنگ‌های زنگاری را نمایش می‌دادند.

chocolate [صفت]
اجرا کردن

رنگ شکلاتی

Ex:

پشم سگ جلوه‌ای شکلاتی براق داشت، به ویژه در نور خورشید.