رنگ‌ها و اشکال - طیف های رنگ قهوه ای تیره

این درس را بخوانید تا نام‌های مختلف سایه‌های قهوه‌ای روشن در انگلیسی، مانند "بژ"، "خاکی" و "برنزه" را یاد بگیرید.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
رنگ‌ها و اشکال
almond [صفت]
اجرا کردن

بادامی

Ex:

ماشین قدیمی یک نمای خارجی کلاسیک به رنگ خنثی بادامی داشت.

beige [صفت]
اجرا کردن

بژ

Ex: The sandy beach stretched for miles , its beige sands meeting the azure waters of the ocean .

ساحل شنی برای مایل‌ها امتداد داشت، ماسه‌های بژ آن با آب‌های لاجوردی اقیانوس برخورد می‌کرد.

khaki [صفت]
اجرا کردن

خاکی (رنگ)

Ex:

ژاکت خاکی یک لایه بیرونی کاربردی و شیک برای هوای سرد فراهم کرد.

tumbleweed [صفت]
اجرا کردن

قهوه‌ای صحرایی

Ex:

مبلمان چوبی یک پرداخت روستیک tumbleweed داشتند که به اتاق گرمی می‌بخشید.

اجرا کردن

برنجی عتیقه

Ex: The lampshades exuded warmth with their antique brass tint .

لامپ‌شیدها با رنگ برنج کهنه خود گرمی می‌بخشیدند.

اجرا کردن

شیر‌قهوه‌ای

Ex:

کاسه سفالی سطحی لعاب‌دار به رنگ آرامش‌بخش قهوه با شیر داشت.

tan [صفت]
اجرا کردن

بژ (رنگ)

Ex:

دیوارهای اتاق نشیمن به رنگ خاکستری مایل به زرد ملایم رنگ آمیزی شده بود.

ecru [صفت]
اجرا کردن

رنگ بژ روشن

fawn [صفت]
اجرا کردن

آهویی

Ex:

ماشین قدیمی یک نمای خارجی کلاسیک به رنگ fawn مات داشت.

camel [صفت]
اجرا کردن

شتری

Ex:

مبلمان چوبی در اتاق مطالعه یک پرداخت کلاسیک به رنگ شتر داشت.

fallow [صفت]
اجرا کردن

آیش

Ex: The vintage car had a classic exterior in a muted fallow shade .

ماشین قدیمی یک نمای خارجی کلاسیک با رنگ خاکی مات داشت.

اجرا کردن

زرد خاکی

Ex: The wooden furniture in the living room had a classic earth yellow finish .

مبلمان چوبی در اتاق نشیمن یک پرداخت کلاسیک زرد خاکی داشتند.

اجرا کردن

قهوه‌ای کاراملی

Ex:

ژاکت چرمی او رنگی قهوه‌ای کاراملی شیک داشت.

اجرا کردن

طلایی گندمی

Ex: Her sweater had a lovely harvest gold hue , perfect for the autumn weather .

پلیور او رنگی زیبا از طلای برداشت داشت، که برای هوای پاییزی عالی بود.

ginger [صفت]
اجرا کردن

حنایی (به‌ویژه رنگ مو)

Ex:
timberwolf [صفت]
اجرا کردن

قهوه‌ای گرگی

Ex:

چکمه‌های چرمی به رنگ تیمبرولف مد روز بودند، ایده‌آل برای ظاهری معمولی.

brown sugar [صفت]
اجرا کردن

شکر قهوه‌ای

Ex: The leather boots had a fashionable brown sugar tone , perfect for fall .

چکمه‌های چرمی با رنگ مد روز قهوه‌ای شکر، عالی برای پاییز بودند.

cinereous [صفت]
اجرا کردن

قهوه‌ای‌خاکستری

Ex: The vintage car had a classic exterior in a muted cinereous shade .

ماشین قدیمی یک نمای خارجی کلاسیک در سایه خاکستری مایل به آبی یا قهوه‌ای داشت.

اجرا کردن

قهوه‌ای بیسکوییتی

Ex: Her sweater had a lovely biscuit brown hue , perfect for a cozy winter day .

پلیور او دارای رنگ قهوه‌ای بیسکویتی دوست‌داشتنی بود، که برای یک روز زمستانی دنج عالی بود.

wood brown [صفت]
اجرا کردن

قهوه‌ای چوبی

Ex: Her handbag had a stylish wood brown hue , complementing her outfit .

کیف دستی او دارای رنگی قهوه‌ای چوبی شیک بود که مکمل لباسش می‌شد.

اجرا کردن

تافی کره‌ای

Ex:

چکمه‌های چرمی یک رنگ کاراملی مد روز داشتند، که برای پاییز عالی بود.

papaya whip [صفت]
اجرا کردن

رنگ پاپایای رسیده

Ex: The nail polish she chose had a trendy papaya whip hue .

لاک ناخنی که او انتخاب کرد دارای رنگ مد روز پوره پاپایا بود.

bisque [صفت]
اجرا کردن

حلزونی

Ex:

ماشین قدیمی یک نمای خارجی کلاسیک در سایه‌ای ملایم از رنگ بیسک داشت.

اجرا کردن

طلایی ساتن

Ex:

طوق گربه با یک charm کوچک طلای براق ساتن تزئین شده بود، که در نور خورشید می درخشید.

drab [صفت]
اجرا کردن

مایل به قهوه‌ای روشن

Ex: The clothing line featured drab tones inspired by natural earthy hues .

خط لباس با رنگ‌های کدر الهام گرفته از رنگ‌های طبیعی زمینی ارائه شد.