رنگ‌ها و اشکال - طیف های رنگ خاکستری

این درس را بخوانید تا نام‌های مختلف سایه‌های خاکستری در انگلیسی، مانند "خاکستری مایل به قهوه‌ای"، "نقره‌ای" و "پلاتینی" را یاد بگیرید.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
رنگ‌ها و اشکال
gray [صفت]
اجرا کردن

خاکستری

Ex: The clouds in the sky were gray and looked like they could rain .

ابرها در آسمان خاکستری بودند و به نظر می‌رسید که ممکن است باران ببارد.

platinum [صفت]
اجرا کردن

پلاتینی

Ex:

دکور اتاق خواب با بالش‌های پرتابی به رنگ آرام و پلاتینی تاکید شده بود.

taupe [صفت]
اجرا کردن

قهوه‌ای خاکستری

اجرا کردن

طوسی کلاسیک فرانسوی

Ex:

لوگوی فروشگاه عتیقه‌جات دارای تاکیدهایی با رنگ خاکستری فرانسوی کلاسیک و مات بود.

ash gray [صفت]
اجرا کردن

خاکستری

Ex:

کابینت‌های آشپزخانه به رنگ خاکستری خاکستری معاصر رنگ آمیزی شدند.

silver [صفت]
اجرا کردن

نقره‌ای

Ex: The old man had silver hair that glistened in the sunlight .

مرد پیر موهای نقرهای داشت که در نور خورشید میدرخشید.

cadet gray [صفت]
اجرا کردن

طوسی سربی

Ex: The bedroom decor was accented with throw pillows in a soothing , cadet gray shade .

دکور اتاق خواب با بالش‌های پرتابی به رنگ خاکستری کادت آرامش‌بخش تاکید شده بود.

اجرا کردن

خاکستری

Ex: The living room furniture had a modern , battleship gray upholstery , giving it a contemporary vibe .

مبلمان اتاق نشیمن دارای روکشی مدرن به رنگ خاکستری ناو جنگی بود که به آن حال و هوایی معاصر می‌داد.

slate gray [صفت]
اجرا کردن

سنگ لوحی

Ex: The kitchen countertops were made of a durable , slate gray material , combining style and functionality .

رویه کانتر آشپزخانه از یک ماده بادوام به رنگ خاکستری تخته‌سنگ ساخته شده بود که سبک و عملکرد را ترکیب می‌کرد.

dim gray [صفت]
اجرا کردن

دودی

Ex: The living room drapes had a minimalistic and stylish , dim gray design , adding a touch of sophistication .

پرده های اتاق نشیمن یک طراحی مینیمالیستی و شیک، خاکستری مات داشتند که حال و هوایی از پیچیدگی را اضافه می‌کرد.

اجرا کردن

*طوسی تیره

Ex: The evening sky turned into a canvas of warm oranges against the cool , gunmetal gray backdrop at sunset .

آسمان شب به بومي از نارنجي‌هاي گرم در برابر زمينه خنك خاكستري متاليك در غروب تبديل شد.

feldgrau [صفت]
اجرا کردن

سبزخاکستری

Ex:

لوگوی شرکت تجهیزات فضای باز دارای تاکیدهایی با رنگ feldgrau، محکم و مقاوم بود.

cod gray [صفت]
اجرا کردن

خاکستری تیره

Ex: The winter ocean took on a solemn cod gray tone .

اقیانوس زمستانی رنگ خاکستری ماهی کاد جدی به خود گرفت.

Gainesboro [صفت]
اجرا کردن

خاکستری مات

Ex:

پوست گربه در نور خورشید رنگ گینزبورو ملایمی داشت.

اجرا کردن

طوسی گرانیت

Ex: The office walls were painted in a professional granite gray tone .

دیوارهای دفتر با رنگ خاکستری گرانیت حرفه‌ای رنگ‌آمیزی شده بودند.

livid [صفت]
اجرا کردن

کبود

Ex: The painter mixed a livid tone for the background .

نقاش یک تن آبی-خاکستری مات برای پس‌زمینه مخلوط کرد.

اجرا کردن

طوسی مایل به آبی تیره

Ex:

با انتشار احساسی از ظرافت و سبک کلاسیک، کت و شلوار دوخته شده دارای سایه‌ای از خاکستری پین بود.

charcoal [صفت]
اجرا کردن

ذغالی

Ex:

تریم زغالی در نمای خارجی خانه، جلوه‌ای مدرن به طراحی سنتی افزود.

اجرا کردن

طوسی‌اسطوخودوسی

Ex: The lavender gray accessories added a touch of sophistication to the contemporary office space .

لوازم خاکستری اسطوخودوس یک لمس از پیچیدگی به فضای اداری معاصر اضافه کرد.

اجرا کردن

طوسی کتان فرانسوی

Ex:

صندلی قدیمی با پارچه کتانی خاکستری فرانسوی روکش شده بود، که جذابیت کلاسیک آن را افزایش می‌داد.

yellow-gray [صفت]
اجرا کردن

طوسی زرد

Ex: The living room curtains had a playful yellow-gray pattern , enhancing the room 's lively atmosphere .

پرده‌های اتاق نشیمن یک طرح بازیگوش زرد-خاکستری داشتند که جو زنده اتاق را تقویت می‌کرد.

اجرا کردن

*طوسی ملایم

Ex: Her winter scarf had a stylish and icy glacier gray hue , perfect for the chilly weather .

شال زمستانی او دارای رنگی خاکستری یخی شیک و یخ زده بود که برای هوای سرد عالی بود.

oxford gray [صفت]
اجرا کردن

خاکستری تیره

Ex: The tailored suit had a distinguished and sophisticated look with its , oxford gray fabric .

کت و شلوار سفارشی با پارچه خاکستری آکسفورد خود ظاهری متمایز و پیچیده داشت.

flax [صفت]
اجرا کردن

زرد کتانی

Ex: The evening sky turned into a canvas of warm oranges against the calming flax backdrop at sunset .

آسمان شب به بوم نارنجی‌های گرم در برابر پس‌زمینه آرامش‌بخش کتان در غروب تبدیل شد.

hoary [صفت]
اجرا کردن

بین سفید و خاکستری (رنگ)