رنگ‌ها و اشکال - اشکال سه بعدی

این درس را بخوانید تا نام برخی از اشکال سه بعدی در انگلیسی را یاد بگیرید، مانند "مکعب مستطیل"، "کره" و "استوانه".

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
رنگ‌ها و اشکال
solid [اسم]
اجرا کردن

شکل سه‌بعدی

Ex:

حجم یک جامد با ضرب طول، عرض و ارتفاع آن محاسبه می‌شود.

cube [اسم]
اجرا کردن

مکعب

Ex: The teacher used wooden cubes as math manipulatives to teach volume and geometry .
spheroid [اسم]
اجرا کردن

کره‌گون

Ex: The Earth is not quite a sphere but is better described as an oblate spheroid flattened at the poles .

زمین کاملاً کره نیست بلکه بهتر است به عنوان یک کره‌وار که در قطب‌ها پهن شده است توصیف شود.

cone [اسم]
اجرا کردن

مخروط

Ex: The rocket soared into the sky , leaving behind a trail of smoke that formed a cone .

موشک به آسمان پرتاب شد و دنباله‌ای از دود بر جای گذاشت که یک مخروط تشکیل می‌داد.

cylinder [اسم]
اجرا کردن

استوانه

Ex: In geometry class , we learned how to calculate the volume of a cylinder using its height and base area .

در کلاس هندسه، یاد گرفتیم که چگونه حجم یک استوانه را با استفاده از ارتفاع و مساحت پایه آن محاسبه کنیم.

ellipsoid [اسم]
اجرا کردن

*بیضی‌گون

Ex: Ellipsoids are common in physics and engineering , describing shapes ranging from celestial bodies to mechanical components .

بیضوی‌ها در فیزیک و مهندسی رایج هستند و اشکالی از اجسام سماوی تا اجزای مکانیکی را توصیف می‌کنند.

hemisphere [اسم]
اجرا کردن

نیمکره

Ex: The planetarium displayed a 3D model of a hemisphere to explain celestial movements .

پلانتاریوم یک مدل سه‌بعدی از نیمکره را برای توضیح حرکات سماوی نمایش داد.

polyhedron [اسم]
اجرا کردن

چندوجهی

Ex:

ما خواص مختلف چندوجهی‌ها را در کلاس هندسه‌مان ترم گذشته مطالعه کردیم.

pentahedron [اسم]
اجرا کردن

پنج‌وجهی

Ex: We counted the faces of the shape and found it was a pentahedron .

ما صورت‌های شکل را شمردیم و فهمیدیم که یک پنج‌وجهی است.

octahedron [اسم]
اجرا کردن

*هشت‌ضلعی

Ex:

هشت‌وجهی منظم یکی از پنج جسم افلاطونی است که با وجوه، یال‌ها و زوایای یکسان مشخص می‌شود.

nonahedron [اسم]
اجرا کردن

نه‌وجهی

Ex: I struggled to visualize the nonahedron in my geometry class .

من برای تجسم نوناِدرون در کلاس هندسه‌ام تقلا کردم.

اجرا کردن

*دوازده‌ضلعی

Ex: The vertices of a dodecahedron are points where three edges meet , totaling twenty such points .

رئوس یک دوازده‌وجهی نقاطی هستند که سه یال در آن‌ها به هم می‌رسند، در مجموع بیست نقطه از این دست.

icosahedron [اسم]
اجرا کردن

بیست‌وجهی

Ex: In geometry , the icosahedron is associated with the number 20 , representing its twenty equilateral triangle faces .

در هندسه، بیست‌وجهی با عدد 20 مرتبط است که نشان‌دهنده بیست وجه مثلثی متساوی‌الاضلاع آن است.

اجرا کردن

منشور مثلثی

Ex: The crystal exhibit showcased various shapes , including a stunning triangular prism .

نمایشگاه کریستال اشکال مختلفی را به نمایش گذاشت، از جمله یک منشور مثلثی خیره کننده.

اجرا کردن

*لوزوجه

Ex: The kite soared gracefully , its rhombohedron frame cutting through the sky .

بادبادک با ظرافت پرواز کرد، قاب مکعب مستطیل آن از میان آسمان برید.

اجرا کردن

متوازی‌السطوح

Ex:

در ریاضیات، یک متوازی‌السطوح کلی اغلب با بردارها نمایش داده می‌شود.

hyperboloid [اسم]
اجرا کردن

هذلولی گون

Ex:

مدل‌های وایرفریم در گرافیک کامپیوتری اغلب شامل شکل‌های هیپربولوئید هستند.

اجرا کردن

جسم افلاطونی

Ex: The icosahedron , a complex platonic solid , has twenty equilateral triangular faces .

بیست‌وجهی، یک جامد افلاطونی پیچیده، دارای بیست وجه مثلثی متساوی‌الاضلاع است.

pyramid [اسم]
اجرا کردن

هرم

Ex: The pyramid 's base was a square , creating a classic geometric form .
torus [اسم]
اجرا کردن

چنبره

Ex: A car 's tire can be visualized as a torus , with the rubber forming a circular ring .

تایر یک ماشین را می‌توان به عنوان یک چنبره تصور کرد، که لاستیک آن یک حلقه دایره‌ای تشکیل می‌دهد.