نهایت تلاش خود را کردن
در اینجا واژگان واحد 2 از کتاب درسی Headway Upper Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "arrangement"، "make off"، "litter" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
نهایت تلاش خود را کردن
حذف کردن
سازمان قصد داشت تا با حذف فرآیندهای ناکارآمد بهرهوری را بهبود بخشد.
توافق
او به یک توافق با همکارش رسید تا وظایف را تقسیم کنند.
سود
پژوهش
تحقیق در مورد استفاده از رسانههای اجتماعی، روندهای جالبی در میان نوجوانان را آشکار کرد.
وارد عمل شدن
تلاش کردن
کسبوکار
خانواده آنها صاحب یک کسبوکار کوچک فروش صنایع دستی هستند.
تصمیم
مهم است که هنگام گرفتن یک تصمیم مهم که میتواند بر آینده شما تأثیر بگذارد، وقت بگذارید.
پیشنهاد
بعد از گوش دادن به پیشنهادات همه، آنها در نهایت بر روی یک رستوران برای شام توافق کردند.
آشکار
توضیح ارائه شده توسط پزشک روشن بود، که نگرانیهای بیمار را کاهش داد.
از خود درآوردن
کلاهبردار یک هویت جعلی ساخت تا مردم را فریب دهد.
جبران کردن
او میخواست با کار کردن ساعتهای اضافی برای تکمیل پروژه در زمان مقرر، جبران کند که دیر رسیده است.
فرار کردن
او وسایلش را برداشت و فرار کرد قبل از اینکه بحث شدت بگیرد.
(بدون چیزی یا کسی) سر کردن
به درد کسی خوردن
بستن (دکمه و زیپ لباس)
همانطور که هوا سردتر شد، وقت آن بود که دکمه بالای کت را ببندیم تا گرمای بیشتری داشته باشیم.
زباله
او همیشه تا حد امکان زباله را بازیافت میکند تا ضایعات را کاهش دهد و به محیط زیست کمک کند.
زباله
تابلو میگوید، «انداختن زباله ممنوع»، برای تمیز نگه داشتن منطقه.
مسدود کردن
تجمع کثافت و چربی لولههای آشپزخانه را مسدود کرد که منجر به مشکل لولهکشی شد.
پر از آب کردن
آبهای سیل شروع به غرق کردن خانههای اطراف کردند.
زباله
او از توده زباله در کوچه شکایت کرد.
چرخیدن
رنگهای نقاشی روی پالت با هم میچرخند در حالی که هنرمند آماده خلق میشود.
بلعیدن
در طول پیکنیک، همه با حرص ساندویچ و چیپس خوردند.
دانه
کشاورز هر دانه گندم را از مزرعه برداشت کرد.
تحمیل کردن
رئیس تصمیم گرفت یک مهلت تحمیل کند، فشار بر تیم برای تکمیل سریع پروژه.
بیپایان
اعتقاد بر این است که جهان از نظر اندازه بینهایت است، بدون مرزهای قابل تشخیص.
یکبارمصرف
ساحل پر از بطریهای یکبار مصرف بود.
میدونی
سخت است توضیح داد، اما میدانی، فقط درست احساس میشود.
یه جورایی
این فقط، مثل، خیلی ناامیدکننده است وقتی برنامهها از هم میپاشند.
یعنی
منظورم اینه, اینطور نیست که عمداً این کار رو کرده باشم.
میدانی
میبینی، به همین دلیل همیشه کارم را دو بار بررسی میکنم.
تا حدی
یک جورهایی
من تا حدودی مفهوم را میفهمم، اما به توضیحات بیشتری در مورد جزئیات خاصی نیاز دارم.
به هر حال
من میتوانم تمام روز در مورد این صحبت کنم. به هر حال, نظر شما در این مورد چیست؟
بنابراین
او پاسپورتش را گم کرد، بنابراین پروازش را از دست داد.
رنگ فیروزهای
فیروزهای اغلب با سواحل گرمسیری و آسمان صاف مرتبط است.