چوب لای چرخ کسی گذاشتن
به اصطلاحات انگلیسی که مربوط به افزودن پیچیدگی میشوند، مانند "گل آلود کردن آب" و "مگس در مرهم" بپردازید.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
چوب لای چرخ کسی گذاشتن
کسی را به شکست سوق دادن
چوب لای چرخ کسی گذاشتن
چوب لای چرخ گذاشتن
خود را به دردسر انداختن
کاسهکوزهها را به هم زدن
شرایط را سختتر کردن
جلوی ادامه داشتن یا اتفاق افتادن چیزی را گرفتن
تأثیر منفی گذاشتن
ضدحال
از شدت چیزی کاستن
زهرمار کردن