کتاب 'سلوشنز' متوسطه - واحد 2 - 2F
در اینجا واژگان واحد 2 - 2F در کتاب درسی Solutions Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "همه طول"، "تقاطع"، "زمان بر" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
on the opposite side of a given area or location

آنطرف, آنسو
او به دوستش از آن طرف اتاق دست تکان داد.
from the beginning or continuously throughout a period of time

در تمام مدت
آنها از همان ابتدا دوست بودند، علیرغم occasional اختلافنظرها.
covering a wide area or present in many locations

همه جا, از همه جا
کاغذ رنگیها همه جا پس از گل نهایی باریدند.
in a position beneath or underneath

زیر, پایین
گنج در زیر سطح دریا قرار داشت.
next to and at the side of something or someone

کنار, پیش
او کنار دوستش روی نیمکت پارک نشست.
used to indicate the person or entity performing an action

توسط, بهوسیله
تصمیم توسط کمیته گرفته شد.
expressing the exact time when something happens

در (حرف اضافه زمان)
وقت ملاقات با دکتر ساعت 11:20 صبح است.
in the center of or surrounded by a group of things or people

میان, در بین
او در میان جمعیت برجسته بود، پیراهن رنگارنگش توجه همه را جلب میکرد.
in, into, or at the space that is separating two things, places, or people

بین, میان
بچهها بین درختهای پارک بازی تگ کردند.
added to another substance or process, typically with the intention of enhancing or modifying it

افزودنی
نگهدارندههای افزودنی در غذا عمر مفید آن را افزایش میدهند.
making us feel tired and unsatisfied because of not being interesting

خستهکننده, کسالتآور، حوصلهسربر
کلاس خستهکننده بود چون معلم فقط از کتاب درسی میخواند.
a container, usually with four sides, a bottom, and a lid, that we use for moving or keeping things

جعبه
او وسایل شکننده را در یک جعبه پددار برای محافظت گذاشت.
the bottom of a room that we walk on

کف, زمین
فرزندم روی زمین مینشیند تا با اسباببازیهایش بازی کند.
a piece of furniture with shelves and doors, usually built into a wall, designed for storing things like foods, dishes, etc.

کمد, کمد دیواری
لیوانها و بشقابها به طور منظم داخل کابینت چیده شده بودند.
an upright structure, usually made of brick, concrete, or stone that is made to divide, protect, or surround a place

دیوار
او یک قفسه کتاب را به دیوار تکیه داد تا کتابهایش را در آن قرار دهد.
to move in a circular direction around a fixed line or point

چرخیدن
زمین به دور محور خود میچرخد، که باعث روز و شب میشود.
the direction or side that is toward the east when someone or something is facing north

راست
مطمئن شوید که قبل از تغییر خط در بزرگراه، راست خود را بررسی کنید.
located across from a particular thing, typically separated by an intervening space

روبهرو, مقابل
یک کلبه کوچک در ساحل مقابل رودخانه قرار دارد.
in a position at the front part of someone or something else or further forward than someone or something

در مقابل, جلوی
مجسمه با غرور در مقابل موزه ایستاده است و با طراحی چشمگیر خود از بازدیدکنندگان استقبال میکند.
used to show a day or date

در (حرف اضافه زمان)
موزه در اول مه باز میشود.
used to state how long it will be until something happens

در (حرف اضافه زمان)
اتوبوس باید در ده دقیقه دیگر برسد.
needing a lot of work or skill to do, understand, or deal with

سخت, مشکل، دشوار
یادگیری دوچرخه سواری بدون چرخ های کمکی می تواند برای کودکان خردسال دشوار باشد.
making us feel interested, happy, and energetic

هیجانانگیز, مهیج
کنسرت هیجانانگیز بود، با اجراهای شگفتانگیز از گروههای موردعلاقهام.
causing one to feel very tired and out of energy

بهشدت خستهکننده
(of an activity, task, or process) taking up a significant amount of time, and therefore requiring a considerable amount of effort or patience

وقتگیر, زمانبر
آمادهسازی برای حسابرسی سالانه میتواند زمانبر باشد، که نیاز به توجه دقیق به جزئیات دارد.
