کتاب 'سلوشنز' متوسطه - واحد 1 - 1F

در اینجا واژگان واحد 1 - 1F در کتاب درسی Solutions Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "حریم خصوصی"، "آرمانگرا"، "بی اعتماد" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' متوسطه
اجرا کردن

تغییر فیزیکی

Ex: When you crush the can , you cause a physical change in its structure .

وقتی قوطی را له می‌کنید، باعث تغییر فیزیکی در ساختار آن می‌شوید.

emotional [صفت]
اجرا کردن

احساساتی

Ex: The therapist helped her work through deep emotional issues from her childhood .
company [اسم]
اجرا کردن

مصاحبت

Ex: He kept me company while I waited for the bus .

او در حالی که من منتظر اتوبوس بودم به من همراهی کرد.

اجرا کردن

تصمیم‌گیری کردن

Ex: He could n't make a decision between the two flavors of ice cream , so he chose both .
to tell [فعل]
اجرا کردن

گفتن

Ex: Why was n't I told about the change in schedule ?

چرا به من در مورد تغییر برنامه گفته نشد؟

opinion [اسم]
اجرا کردن

نظر

Ex: Our teacher always encourages us to express our opinions in class .

معلم ما همیشه ما را تشویق می‌کند که نظرات خود را در کلاس بیان کنیم.

idealistic [صفت]
اجرا کردن

(فلسفه) پنداره‌گرایانه

Ex: The philosopher ’s idealistic views argued that reality is shaped by the mind .

نظرات آرمان‌گرایانه فیلسوف استدلال می‌کرد که واقعیت توسط ذهن شکل می‌گیرد.

adolescence [اسم]
اجرا کردن

بلوغ

Ex: His adolescence was marked by intense curiosity and learning .
adolescent [اسم]
اجرا کردن

نوجوان

Ex: The school offered counseling services for adolescents .
dependent [صفت]
اجرا کردن

وابسته

Ex:

بسیاری از گیاهان برای تولید مثل به انواع خاصی از گرده‌افشان‌ها وابسته هستند.

dependence [اسم]
اجرا کردن

وابستگی

Ex: The country ’s dependence on foreign aid has decreased over the years .

وابستگی کشور به کمک‌های خارجی در طول سال‌ها کاهش یافته است.

freedom [اسم]
اجرا کردن

آزادی

Ex: He enjoyed the freedom to travel wherever he wanted .

او از آزادی سفر به هر جایی که می‌خواست لذت برد.

emotion [اسم]
اجرا کردن

احساس

Ex: The artist expressed her emotions through her vibrant and evocative paintings .

هنرمند احساسات خود را از طریق نقاشی‌های پرجنب‌وجوش و تأثیرگذارش بیان کرد.

private [صفت]
اجرا کردن

خصوصی

Ex: The school has private classrooms for tutoring sessions .

مدرسه کلاس‌های خصوصی برای جلسات تدریس خصوصی دارد.

impatient [صفت]
اجرا کردن

بی‌قرار

Ex: Impatient with the delays , she decided to call customer service .

بی‌صبر از تأخیرها، او تصمیم گرفت با خدمات مشتری تماس بگیرد.

impatience [اسم]
اجرا کردن

بی‌صبری

Ex: The teacher noticed the impatience in the students faces .

معلم بی‌حوصلگی را در چهره دانش‌آموزان مشاهده کرد.

concern [اسم]
اجرا کردن

دغدغه

Ex: Environmental issues are a major concern for many people .

مسائل زیست‌محیطی یک نگرانی عمده برای بسیاری از افراد است.

concerned [صفت]
اجرا کردن

دلواپس

Ex: The concerned parents waited anxiously for news about their missing child .

والدین نگران با اضطراب اخبار مربوط به فرزند گمشده خود را انتظار می‌کشیدند.

safety [اسم]
اجرا کردن

ایمنی

Ex: She always checks the weather forecast before hiking to ensure her safety on the trails .

او همیشه قبل از کوهنوردی پیش‌بینی هوا را بررسی می‌کند تا امنیت خود را در مسیرها تضمین کند.

irritation [اسم]
اجرا کردن

رنجش

Ex: Traffic jams are a daily irritation for many commuters .

ترافیک یک آزار روزانه برای بسیاری از مسافران است.

irritated [صفت]
اجرا کردن

آزرده

Ex: She gets easily irritated when people do n't follow simple instructions .

او به راحتی عصبانی می‌شود وقتی مردم دستورالعمل‌های ساده را دنبال نمی‌کنند.

critical [صفت]
اجرا کردن

انتقادآمیز

Ex: The professor was critical of the student 's essay , pointing out several errors in logic .

استاد نسبت به مقاله دانشجو انتقادی بود و به چندین خطای منطقی اشاره کرد.

criticism [اسم]
اجرا کردن

انتقاد

Ex: He appreciated the criticism , seeing it as a path to improvement .

او از انتقاد قدردانی کرد، آن را به عنوان راهی برای بهبود دید.

distrustful [صفت]
اجرا کردن

بی‌اعتماد

Ex: She was distrustful of the information because it came from an unknown source .

او به اطلاعات اعتماد نداشت زیرا از یک منبع ناشناخته می‌آمد.