کتاب 'سلوشنز' متوسطه - واحد 2 - 2C

در اینجا واژگان از واحد 2 - 2C در کتاب Solutions Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "افزودنی"، "مغذی"، "هم زدن و سرخ کردن"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' متوسطه
food [اسم]
اجرا کردن

غذا

Ex: The children were hungry and eagerly devoured their food .

بچه ها گرسنه بودند و با اشتیاق غذای خود را خوردند.

dish [اسم]
اجرا کردن

ظرف

Ex: They baked a pie in a round ceramic dish .

آنها یک پای در یک ظرف سرامیکی گرد پختند.

curry [اسم]
اجرا کردن

خورش کاری

Ex: We ordered a takeaway curry from our favorite Indian restaurant to enjoy with naan bread and rice at home .

ما یک کاری برای بیرون‌بر از رستوران هندی موردعلاقه‌مان سفارش دادیم تا در خانه با نان نان و برنج میل کنیم.

pie [اسم]
اجرا کردن

پای (نوعی کیک)

Ex: We cooked a spinach and feta pie for our vegetarian guest .

ما یک پای اسفناج و پنیر فتا برای مهمان گیاهخوارمان پختیم.

pudding [اسم]
اجرا کردن

پودینگ

Ex: She refrigerated the pudding overnight to let it set before serving .

او پودینگ را یک شب در یخچال گذاشت تا قبل از سرو شدن ببندد.

salad [اسم]
اجرا کردن

سالاد

Ex:

سس سالاد ترکیبی خوشمزه از روغن زیتون و سرکه بالزامیک است.

sandwich [اسم]
اجرا کردن

ساندویچ

Ex: She wrapped the sandwich in foil to keep it fresh for later .

او ساندویچ را در فویل پیچید تا برای بعد تازه بماند.

soup [اسم]
اجرا کردن

سوپ

Ex: The chef prepared a creamy tomato soup for lunch .

سرآشپز یک سوپ گوجه‌فرنگی خامه‌ای برای ناهار آماده کرد.

stew [اسم]
اجرا کردن

خورش

Ex: The slow cooker churned out a delicious vegetable stew , bubbling away all day to meld the flavors together .

آشپز آهسته یک خورش سبزیجات خوشمزه درست کرد، که تمام روز در حال جوشیدن بود تا طعم‌ها را با هم ترکیب کند.

stir-fry [اسم]
اجرا کردن

گوشت و سبزیجات سرخ‌شده

Ex: We enjoyed a spicy tofu stir-fry at the new Asian fusion restaurant .

ما از یک سرخکرده توفوی تند در رستوران جدید فیوژن آسیایی لذت بردیم.

egg [اسم]
اجرا کردن

تخم‌مرغ

Ex:

او با سرخ کردن سیب‌زمینی و پیاز خرد شده همراه با تخم‌مرغ زده شده، املت اسپانیایی درست کرد.

fruit [اسم]
اجرا کردن

میوه

Ex:

من دوست دارم روزم را با یک کاسه سالاد میوه تازه شروع کنم، پر از توت‌فرنگی‌های آبدار، آناناس و پرتقال.

milk [اسم]
اجرا کردن

شیر

Ex: She added a splash of milk to her coffee for a creamy taste .

او یک قطره شیر به قهوه اش اضافه کرد تا طعمی خامه ای داشته باشد.

pork [اسم]
اجرا کردن

گوشت خوک

Ex:

او برای ناهار یک ساندویچ گوشت خوک کشیده سفارش داد، از گوشت نرم و سس باربیکیو تند لذت برد.

wheat [اسم]
اجرا کردن

گندم

Ex: They included wheat in their diet for its nutritional benefits and fiber content .

آنها گندم را به دلیل فواید تغذیه‌ای و محتوای فیبر آن در رژیم غذایی خود گنجاندند.

diet [اسم]
اجرا کردن

رژیم غذایی

Ex: The athlete 's strict diet included protein shakes , grilled chicken , and plenty of vegetables to support muscle recovery .

رژیم سخت ورزشکار شامل شیک‌های پروتئینی، مرغ کبابی و مقدار زیادی سبزیجات برای حمایت از ریکاوری عضلات بود.

bacon [اسم]
اجرا کردن

بیکن

Ex: She avoids eating bacon as part of her vegetarian diet .

او از خوردن بیکن به عنوان بخشی از رژیم گیاهخواری خود اجتناب می‌کند.

tomato [اسم]
اجرا کردن

گوجه‌فرنگی

Ex:

بچه‌ها از گوجه‌فرنگیهای گیلاسی به عنوان یک میان‌وعده سالم و آبدار لذت بردند.

pasta [اسم]
اجرا کردن

پاستا

Ex: The restaurant specializes in homemade pasta , making it a favorite among locals .

رستوران در پاستا خانگی تخصص دارد که آن را در بین مردم محلی محبوب کرده است.

mushroom [اسم]
اجرا کردن

قارچ

Ex: My uncle made a delicious mushroom and thyme sauce to accompany the roasted meats .

عمویم یک سس خوشمزه از قارچ و آویشن برای همراهی با گوشت‌های کبابی درست کرد.

tuna [اسم]
اجرا کردن

ماهی تن

Ex: He caught a massive tuna while fishing off the coast , and it became the highlight of his trip .

او یک تون بزرگ را هنگام ماهیگیری در ساحل صید کرد، و این نقطه اوج سفرش شد.

vegetable [اسم]
اجرا کردن

سبزیجات

Ex: I tossed the roasted vegetables with olive oil and a sprinkle of salt and pepper .

من سبزیجات کبابی را با روغن زیتون و کمی نمک و فلفل مخلوط کردم.

crisp [اسم]
اجرا کردن

چیپس

Ex: The platter was filled with colorful dips to accompany the crispy potato crisps .

سینی پر از دیپ‌های رنگارنگ بود تا همراه چیپس سیب‌زمینی ترد سرو شود.

butter [اسم]
اجرا کردن

کره

Ex: Spread some melted butter on warm toast for a simple and comforting breakfast .

کمی کره ذوب شده را روی نان تست گرم پخش کنید تا یک صبحانه ساده و دلچسب داشته باشید.

peanut [اسم]
اجرا کردن

بادام‌زمینی

Ex:

او یک کیسه کوچک از بادام زمینی برای سفر جاده‌ای خود بسته‌بندی کرد.

steak [اسم]
اجرا کردن

استیک

Ex: She served the grilled steak with a side of mashed potatoes and sautéed vegetables for a hearty meal .

او استیک کبابی را با سیب‌زمینی له شده و سبزیجات تفت داده شده برای یک وعده غذایی مقوی سرو کرد.

cheese [اسم]
اجرا کردن

پنیر

Ex:

بازار انواع مختلفی از گزینه‌های پنیر را داشت، از جمله گودا، بری و پنیر آبی.

fat [اسم]
اجرا کردن

چربی

Ex: He prefers to cook with plant-based fats like coconut oil .

او ترجیح می‌دهد با چربی‌های گیاهی مانند روغن نارگیل آشپزی کند.

chicken [اسم]
اجرا کردن

گوشت مرغ

Ex: She prepared a flavorful chicken curry with aromatic spices and coconut milk .

او یک کاری مرغ خوشمزه با ادویه‌های معطر و شیر نارگیل آماده کرد.

rice [اسم]
اجرا کردن

برنج

Ex: Rice pudding is a sweet dessert made with rice , milk , and sugar .

پودینگ برنج یک دسر شیرین است که از برنج، شیر و شکر تهیه می‌شود.

cereal [اسم]
اجرا کردن

غلات صبحانه

Ex: Many children love eating colorful , sweetened cereal , but their parents often look for healthier alternatives .

بسیاری از کودکان عاشق خوردن غلات رنگی و شیرین هستند، اما والدین آنها اغلب به دنبال جایگزین‌های سالم‌تر هستند.

nutrient [اسم]
اجرا کردن

ماده مغذی

Ex: Protein is a vital nutrient for muscle repair .

پروتئین یک ماده مغذی حیاتی برای ترمیم عضله است.

additive [اسم]
اجرا کردن

افزودنی

Ex: A common additive in cosmetics is hyaluronic acid , which helps retain moisture .

یک افزودنی رایج در لوازم آرایشی اسید هیالورونیک است که به حفظ رطوبت کمک می‌کند.

fiber [اسم]
اجرا کردن

سلولز

Ex: Fiber is found in foods like fruits , vegetables , and legumes .

فیبر در غذاهایی مانند میوه‌ها، سبزیجات و حبوبات یافت می‌شود.

protein [اسم]
اجرا کردن

پروتئین

Ex: A lack of protein in the diet can weaken the immune system .

کمبود پروتئین در رژیم غذایی می‌تواند سیستم ایمنی را تضعیف کند.