کتاب 'سلوشنز' متوسطه - مقدمه - هوش مصنوعی - بخش 2
در اینجا واژگان از مقدمه - هوش مصنوعی - بخش 2 در کتاب کار Solutions Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "شلوغ"، "ناامید کننده"، "بندر"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
having a low price

ارزان
پیراهنی که او خرید بسیار ارزان بود؛ او آن را در حراج خرید.
(of a space) filled with things or people

شلوغ
اتوبوس شلوغ به دلیل ترافیک سنگین دیر کرد.
not fulfilling one's expectations or hopes

ناامیدکننده, مأیوسکننده
واکنش او به هدیه به طور شگفتآوری ناامیدکننده بود.
having a high price

گران
ماشین لوکس گران است اما عملکرد عالی ارائه میدهد.
relating to a person or event that is a part of the past and is documented in historical records, often preserved for educational or cultural purposes

تاریخی
تحقیقات او بر روی شخصیتهای تاریخی دوره رنسانس متمرکز است.
causing admiration because of size, skill, importance, etc.

تحسینبرانگیز, فوقالعاده
تیم یک بازگشت چشمگیر در دقایق پایانی بازی انجام داد.
free from conflict, violence, or disorder

درصلح
جلسه مراقبه همه را با احساسی آرام رها کرد که در طول روز ادامه داشت.
far away in space or distant in position

دور
خانه مزرعه دورافتاده با مزارع وسیعی از محصولات احاطه شده بود.
extremely impressive and beautiful, often evoking awe or excitement

باشکوه, فوقالعاده
کنسرت با یک نمایش نور تماشایی به پایان رسید.
describing affections connected with love or relationships

رمانتیک
آنها یک سفر رمانتیک برای جشن گرفتن سالگردشان برنامهریزی کردند.
intended for, visited by, or attractive to tourists, in a way that one does not like it

توریستی (منفی)
او میخواست از مناطق توریستی اجتناب کند و شهر را مانند یک محلی تجربه کند.
a building where Christians go to worship and practice their religion

کلیسا
او در آشپزخانه سوپ کلیسا داوطلب شد تا به تغذیه بیخانمانها کمک کند.
a public place where people buy and sell groceries

بازار
آنها صبحهای شنبه به بازار کشاورزان میرفتند تا میوه و سبزیجات تازه بخرند.
a structure built in honor of a public figure or a special event

بنای یادبود
a place of worship, used by Muslims

مسجد
او در طول خطبه هفتگی جمعه در مسجد به خطبه امام گوش داد.
a place where important cultural, artistic, historical, or scientific objects are kept and shown to the public

موزه
او از نقاشیها و مجسمههای ساخته شده توسط هنرمندان مشهور در موزه الهام گرفت.
an area under the protection of a government, where people can visit, for its wildlife, beauty, or historical sights

پارک ملی
یک تور راهنمایی از پارک ملی اطلاعات جذابی ارائه داد.
the historic part of a city, often characterized by old buildings, narrow streets, and cultural landmarks

شهر قدیمی, مرکز تاریخی
شهر قدیمی پر از خیابانهای سنگفرش و ساختمانهای باستانی است.
a theater designed for performing operas

تالار اپرا
بلیتهای نمایش تئاتر اپرا در عرض چند ساعت پس از شروع فروش به اتمام رسید.
a large building that is the official home of a powerful or very important person such as a king, queen, pope, etc.

کاخ, قصر
کاخ سلطان شاهکاری از معماری اسلامی بود، با کاشیکاریهای پیچیده، منارههای بلند و حیاطهای داخلی سرسبز.
a large public place in a town or a city that has grass and trees and people go to for walking, playing, and relaxing

پارک, بوستان
ما روی یک نیمکت در پارک نشستیم و تماشا کردیم که مردم ورزش میکنند.
a place where we pay to sit and eat a meal

رستوران
ما از رستوران مورد علاقهمان سفارش بیرونبر دادیم و در خانه از آن لذت بردیم.
(plural) the remains of something such as a building after it has been seriously damaged or destroyed

خرابه, ویرانه
تیم باستانشناسی ویرانههای یک شهر باستانی را کشف کرد.
the act of buying goods from stores

خرید
آنها در حال برنامهریزی برای یک سفر خرید در این آخر هفته هستند.
an area of a city or country with given official borders used for administrative purposes

منطقه, ناحیه
منطقه صنعتی محل استقرار کارخانهها و انبارها است.
an open area in a city or town where two or more streets meet

میدان
بچهها در فواره در مرکز میدان بازی میکردند.
a large object created to look like a person or animal from hard materials such as stone, metal, or wood

مجسمه, تندیس
تمدن باستان مجسمههای بلندقامت خدایان و الههها را برپا کرد تا به خدایان خود احترام بگذارد و قدرت خود را اعلام کند.
a place, usually a building, with a stage where plays and shows are performed

تئاتر, نمایش
ما بلیط های جدید موزیکال را در تئاتر داریم.
a tall and often narrow building that stands alone or is part of a castle, church, or other larger buildings

برج
برج در طول طوفان به دلیل بادهای شدید فرو ریخت.
having a connection to or originating in the Earth's atmosphere

جوی, مربوط به اتمسفر
آلودگی جوی ناشی از کارخانهها و وسایل نقلیه به مشکلات کیفیت هوا در مناطق شهری کمک میکند.
all wild animals, considered as a whole, living in the natural environment

حیاتوحش
دولت قوانینی را برای محافظت از حیات وحش محلی تصویب کرده است.
extremely pleasing to the mind or senses

زیبا, قشنگ
عروس در حالی که در راهرو راه میرفت زیبا به نظر میرسید.
making us feel tired and unsatisfied because of not being interesting

خستهکننده, کسالتآور، حوصلهسربر
برنامه تلویزیونی خستهکننده بود، بنابراین کانال را عوض کردم.
a sheltered area of water along the coast where ships, boats, and other vessels can anchor safely, typically protected from rough seas by natural or artificial barriers

بندرگاه, اسکله
آنها یک مارینای جدید در بندر ساختند تا قایقهای بادبانی بیشتری را جای دهند.
