کتاب 'سلوشنز' متوسطه - واحد 1 - 1C

در اینجا واژگان از واحد 1 - 1C در کتاب درسی Solutions Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "تهاجمی"، "رایگان"، "بدبین"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' متوسطه
attitude [اسم]
اجرا کردن

نگرش

Ex: Negative attitudes can limit personal growth and hinder progress in various aspects of life .
accusing [صفت]
اجرا کردن

اتهام‌آمیز

Ex:

پچ پچ‌های اتهام‌آمیز پشت سر او را مضطرب کرد.

aggressive [صفت]
اجرا کردن

پرخاشگر

Ex: The aggressive protester clashed with law enforcement during the demonstration .

معترض تهاجمی در طول تظاهرات با نیروهای انتظامی درگیر شد.

arrogant [صفت]
اجرا کردن

مغرور

Ex: She came across as arrogant when she dismissed their suggestions .

وقتی پیشنهادهایشان را رد کرد، متکبر به نظر رسید.

bitter [صفت]
اجرا کردن

کینه‌توز

Ex: Despite the years that had passed , she remained bitter about the way she had been treated at her old job .

با وجود سال‌هایی که گذشته بود، او همچنان تلخ‌کام از نحوه برخوردی بود که در شغل قبلی‌اش با او شده بود.

calm [صفت]
اجرا کردن

آرام

Ex: In the face of adversity , she approached the challenge with a calm mindset .

در مواجهه با سختی‌ها، او با ذهنی آرام به چالش نزدیک شد.

اجرا کردن

تحسین‌آمیز

Ex: She smiled at his complimentary words about her outfit .

او به حرف‌های تعریف‌آمیز او درباره لباسش لبخند زد.

اجرا کردن

مشتاق

Ex: Her enthusiastic applause showed her genuine appreciation for the performance .

تشویق پرشور او قدردانی واقعی او از اجرا را نشان داد.

grateful [صفت]
اجرا کردن

سپاسگزار

Ex: The child was visibly grateful for the surprise gift .

کودک به وضوح برای هدیه غافلگیر کننده سپاسگزار بود.

miserable [صفت]
اجرا کردن

بدبخت

Ex: The news of her friend moving away left her feeling miserable for days .

خبر رفتن دوستش او را برای چند روز بدبخت گذاشت.

nostalgic [صفت]
اجرا کردن

خاطره‌انگیز

Ex: The nostalgic song reminded him of his childhood summers spent at the beach .

آهنگ نوستالژیک تابستان‌های کودکی او را که در ساحل گذرانده بود به یادش آورد.

optimistic [صفت]
اجرا کردن

خوشبین

Ex: Even in the face of adversity , he maintained an optimistic outlook , focusing on potential solutions rather than dwelling on problems .

حتی در مواجهه با سختی‌ها، او نگرشی خوشبینانه حفظ کرد، بر راه‌حل‌های بالقوه تمرکز کرد به جای اینکه بر مشکلات تمرکز کند.

pessimistic [صفت]
اجرا کردن

بدبین

Ex: The pessimistic outlook of the team members dampened morale and productivity .

چشم‌انداز بدبینانه اعضای تیم روحیه و بهره‌وری را کاهش داد.

sarcastic [صفت]
اجرا کردن

طعنه‌آمیز

Ex: The sarcastic applause from the audience signaled their disapproval of the speaker 's remarks .

کف زدن کنایه‌آمیز حضار نشان‌دهنده عدم تأیید آنها از اظهارات سخنران بود.

sympathetic [صفت]
اجرا کردن

دلسوز

Ex: Despite their differences , they were always sympathetic to each other 's feelings .

علیرغم تفاوت‌هایشان، آن‌ها همیشه نسبت به احساسات یکدیگر همدل بودند.

urgent [صفت]
اجرا کردن

ضروری

Ex: The urgent call for volunteers to help with the event was met with an overwhelming response .

فراخوان فوری برای داوطلبان برای کمک به رویداد با پاسخ قاطعانه‌ای مواجه شد.