کتاب 'سلوشنز' متوسطه - واحد 2 - 2E

در اینجا واژگان از واحد 2 - 2E در کتاب درسی Solutions Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند 'لامپ سیلابی'، 'بلوک برج'، 'ضد صدا'، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' متوسطه
flood lamp [اسم]
اجرا کردن

نورافکن

Ex: The flood lamp malfunctioned , leaving the area dark and unsafe .

لامپ فلود خراب شد و منطقه را تاریک و ناامن گذاشت.

اجرا کردن

زمین فوتبال

Ex: The game was delayed due to poor conditions on the football field .

بازی به دلیل شرایط بد در زمین فوتبال به تأخیر افتاد.

main road [اسم]
اجرا کردن

جاده اصلی

Ex: The new shopping center is located on the main road , attracting many customers .

مرکز خرید جدید در جاده اصلی واقع شده است و مشتریان زیادی را جذب می‌کند.

اجرا کردن

رشته‌کوه

Ex:

رشته کوه راکی به خاطر مناظر نفس‌گیرش معروف است.

safety net [اسم]
اجرا کردن

تور نجات

Ex: The athlete ’s trust in the safety net allowed him to attempt the most dangerous stunts .

اعتماد ورزشکار به توری ایمنی به او اجازه داد تا خطرناک‌ترین حرکات را انجام دهد.

sea [اسم]
اجرا کردن

دریا

Ex: We collected seashells while walking along the edge of the sea .

ما در حال قدم زدن در کنار دریا صدف جمع کردیم.

shore [اسم]
اجرا کردن

ساحل

Ex: The picnic was set up on the shore , offering a beautiful view of the lake .

پیک نیک در ساحل برپا شده بود، که منظره زیبایی از دریاچه ارائه می‌داد.

اجرا کردن

استخر

Ex: The resort 's swimming pool overlooked the ocean , offering stunning views .

استخر این اقامتگاه مشرف به اقیانوس بود و چشم‌اندازهای خیره‌کننده‌ای ارائه می‌داد.

اجرا کردن

زمین تنیس

Ex: After a long day at work , he found relaxation on the tennis court , enjoying a friendly game with his neighbor .

پس از یک روز طولانی در محل کار، او در زمین تنیس آرامش یافت و از یک بازی دوستانه با همسایه خود لذت برد.

اجرا کردن

بازیکن تنیس

Ex: Many aspiring tennis players look up to Serena Williams as a role model .

بسیاری از تنیس‌بازان مشتاق، سرنا ویلیامز را به عنوان یک الگو می‌بینند.

tower block [اسم]
اجرا کردن

آسمان‌خراش

Ex: A new park was built near the tower block to provide green space for residents .

یک پارک جدید در نزدیکی برج بلند ساخته شد تا فضای سبز برای ساکنان فراهم کند.

bathroom [اسم]
اجرا کردن

حمام - دستشویی

Ex: They organized shampoo and soap bottles in the shower caddy in the bathroom .

آن‌ها بطری‌های شامپو و صابون را در سبد دوش در حمام مرتب کردند.

اجرا کردن

مانع (به منظور ایمنی)

Ex: The company installed safety barriers at the factory to protect employees from moving machinery .

شرکت موانع ایمنی را در کارخانه نصب کرد تا از کارکنان در برابر ماشین‌آلات متحرک محافظت کند.

dining room [اسم]
اجرا کردن

اتاق غذاخوری

Ex: They enjoyed lively conversations over dinner in the cozy dining room .

آنها از گفتگوهای پر جنب و جوش در طول شام در اتاق غذاخوری دنج لذت بردند.

اجرا کردن

استودیو ضبط

Ex: A professional recording studio is essential for producing high-quality sound .

یک استودیوی ضبط حرفه‌ای برای تولید صدای باکیفیت ضروری است.

wet room [اسم]
اجرا کردن

حمام درزگیری‌شده

Ex: He enjoyed the luxury of a spacious wet room in the new house .

او از لوکس یک اتاق مرطوب بزرگ در خانه جدید لذت برد.

whiteboard [اسم]
اجرا کردن

تخته سفید

Ex: The teacher wiped the whiteboard clean after the lesson .

معلم پس از درس تخته سفید را پاک کرد.

golf course [اسم]
اجرا کردن

زمین گلف

Ex: She took lessons to improve her swing and putting skills , hoping to lower her score on the golf course during the upcoming tournament .

او برای بهبود مهارت‌های سوئینگ و پاتینگ خود درس گرفت، با امید به کاهش امتیازش در زمین گلف در مسابقه آینده.

boxing ring [اسم]
اجرا کردن

سکوی بوکس

Ex: The trainer was watching closely from outside the boxing ring .

مربی از بیرون رینگ بوکس با دقت تماشا می‌کرد.

اجرا کردن

دیوار صخره‌نوردی

Ex: They installed a climbing wall at the school for students to use .

آن‌ها یک دیوار صخره‌نوردی در مدرسه نصب کردند تا دانش‌آموزان از آن استفاده کنند.

اجرا کردن

زمین بسکتبال

Ex: The basketball court has a wooden floor for better traction .

زمین بسکتبال کف چوبی برای چسبندگی بهتر دارد.

ice rink [اسم]
اجرا کردن

سالن اسکی روی یخ

Ex: The ice rink was flooded to maintain a smooth surface for skating .

پیست اسکیت برای حفظ سطح صاف برای اسکیت کردن آبگیری شد.

اجرا کردن

سالن بولینگ

Ex: After work , they went to the bowling alley to unwind .

بعد از کار، آنها به بولینگ رفتند تا استراحت کنند.

track and field [عبارت]
اجرا کردن

دوومیدانی

Ex: Track and field athletes train rigorously for months before a competition .
athletics [اسم]
اجرا کردن

ورزش‌های رقابتی

Ex: Weather delays forced officials to reschedule several athletics finals until the next morning .

تأخیرهای آب‌وهوایی مسئولان را مجبور کرد تا چند فینال دو و میدانی را تا صبح روز بعد مجدداً برنامه‌ریزی کنند.

well-known [صفت]
اجرا کردن

مشهور

Ex: He cited a well-known quote during his speech .

او در سخنرانی خود به یک نقل قول معروف استناد کرد.

half-eaten [صفت]
اجرا کردن

نصفه‌خورده‌شده

Ex: He threw out the half-eaten cereal when it became soggy .

او غلات نیمخورده را وقتی خیس شد دور انداخت.

اجرا کردن

رکورد‌شکن

Ex: The team celebrated their record-breaking win at the championship .

تیم پیروزی رکوردشکنانه خود را در مسابقات جشن گرفت.

اجرا کردن

بادی

Ex: The wind-powered lanterns lit the path during the evening event .

فانوس‌های بادبانی مسیر را در طول مراسم شب روشن کردند.

اجرا کردن

پیشرفته‌ترین

Ex: He designed a state-of-the-art car that will revolutionize the industry .

او یک ماشین پیشرفته طراحی کرد که صنعت را متحول خواهد کرد.

meter [اسم]
اجرا کردن

متر

Ex: The construction site required 50 meters of fencing for safety .

سایت ساخت و ساز به 50 متر حصار برای ایمنی نیاز داشت.

اجرا کردن

مجهزبه‌سیستم تهویه

Ex: The train offered air-conditioned compartments for a more comfortable journey .

قطار کابین‌های تهویه مطبوع را برای سفر راحت‌تر ارائه می‌داد.

brightly [قید]
اجرا کردن

به روشنی

Ex: The city lights glowed brightly as night fell .

چراغ‌های شهر با فرارسیدن شب درخشان می‌درخشیدند.

lit [صفت]
اجرا کردن

روشن

Ex:

صفحه نمایش کامپیوتر به آرامی روشن باقی ماند، که نور کافی برای کار راحت را فراهم می‌کرد.

lane [اسم]
اجرا کردن

باند

Ex: The construction work narrowed the highway to one lane .

کار ساخت و ساز بزرگراه را به یک خط کاهش داد.

hole [اسم]
اجرا کردن

سوراخ

Ex: The tailor patched the hole in the jacket with a piece of fabric .

خیاط سوراخ ژاکت را با تکه ای پارچه وصله کرد.

makeup [اسم]
اجرا کردن

لوازم آرایش

Ex: She prefers natural makeup for everyday wear .

او آرایش طبیعی را برای استفاده روزمره ترجیح می‌دهد.

full-size [صفت]
اجرا کردن

با اندازه استاندارد

Ex: He bought a full-size refrigerator to fit in his new kitchen .

او یک یخچال تمام‌اندازه خرید تا در آشپزخانه جدیدش جا شود.

اجرا کردن

گرم شده با انرژی خورشیدی

Ex: A solar-heated shower is an eco-friendly way to enjoy hot water .

دوش گرم شده با انرژی خورشیدی یک روش سازگار با محیط زیست برای لذت بردن از آب گرم است.

open-air [صفت]
اجرا کردن

رو‌باز

Ex: He swims at the open-air pool every summer , enjoying the fresh air and sunshine .

او هر تابستان در استخر رو باز شنا می‌کند، از هوای تازه و آفتاب لذت می‌برد.

soundproof [صفت]
اجرا کردن

ضدصوت

Ex: They bought a soundproof door to keep noise from disturbing the neighbors .

آن‌ها یک در ضد صدا خریدند تا سر و صدا همسایه‌ها را آزار ندهد.

اجرا کردن

به خوبی مجهز

Ex: The team is well-equipped for the project with their skills and resources .

تیم با مهارت‌ها و منابع خود برای پروژه به خوبی مجهز است.