کتاب 'سلوشنز' متوسطه - واحد 3 - 3A - بخش 1

در اینجا واژگان از واحد 3 - 3A - بخش 1 در کتاب Solutions Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "گوساله"، "روده"، "ساق پا" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' متوسطه
part [اسم]
اجرا کردن

بخش

Ex: The living room is my favorite part of the house because it 's where we relax and spend time together .

اتاق نشیمن بخشی مورد علاقه من از خانه است چون جایی است که ما در آن استراحت می‌کنیم و با هم وقت می‌گذرانیم.

body [اسم]
اجرا کردن

بدن

Ex: The doctor examined her body to check for any signs of illness or injury .

پزشک بدن او را معاینه کرد تا علائم بیماری یا آسیب را بررسی کند.

ankle [اسم]
اجرا کردن

مچ پا

Ex:

دستبند مچ پایی که او به پا داشت در نور خورشید می‌درخشید.

blood [اسم]
اجرا کردن

خون

Ex: The vampire myth often involves creatures that drink blood .

افسانه خونآشام اغلب شامل موجوداتی است که خون می‌نوشند.

bottom [اسم]
اجرا کردن

باسن

Ex: The chair was so uncomfortable that I could feel it pressing against my bottom after a short time .

صندلی آنقدر ناراحت بود که بعد از مدت کوتاهی می‌توانستم احساس کنم که به کپلم فشار می‌آورد.

brain [اسم]
اجرا کردن

مغز

Ex: The brain is responsible for controlling our thoughts and actions .

مغز مسئول کنترل افکار و اعمال ما است.

calf [اسم]
اجرا کردن

پویز

Ex: The athlete did calf raises as part of their strength training routine to build stronger leg muscles .

ورزشکار به عنوان بخشی از برنامه تمرین قدرتی خود برای ساختن عضلات قوی‌تر پا، حرکات بلند کردن ساق پا را انجام داد.

cheek [اسم]
اجرا کردن

گونه

Ex: She smiled , her cheeks dimpling with joy .

او لبخند زد، گونه‌هایش از خوشحالی گود افتاد.

chin [اسم]
اجرا کردن

چانه

Ex: She rested her chin on her hand , listening attentively to the conversation .

او چانه‌اش را روی دستش گذاشت و با دقت به گفتگو گوش داد.

elbow [اسم]
اجرا کردن

آرنج

Ex: The tennis player 's powerful serve put a lot of strain on her elbow .

سرویس قدرتمند تنیس‌باز فشار زیادی به آرنج او وارد کرد.

eyebrow [اسم]
اجرا کردن

ابرو

Ex: He raised his eyebrows in surprise when he heard the unexpected news .

وقتی خبر غیرمنتظره را شنید از تعجب ابروهایش را بالا برد.

eyelid [اسم]
اجرا کردن

پلک

Ex: When she was tired , her eyelids felt heavy and she struggled to keep them open .

وقتی خسته بود، پلک‌هایش سنگین احساس می‌شد و برای باز نگه داشتن آن‌ها تقلا می‌کرد.

forehead [اسم]
اجرا کردن

پیشانی

Ex: A cold compress on his forehead helped soothe the headache that had been bothering him all day .

کمپرس سرد روی پیشانی او به تسکین سردردی که تمام روز او را آزار می‌داد کمک کرد.

heart [اسم]
اجرا کردن

قلب

Ex: The heart is a vital organ that pumps blood throughout the body .

قلب یک اندام حیاتی است که خون را در سراسر بدن پمپاژ می‌کند.

heel [اسم]
اجرا کردن

پاشنه (کفش)

hip [اسم]
اجرا کردن

مفصل ران

Ex: The jeans fit perfectly around his hips , providing both comfort and style .

شلوار جین به طور کامل دور کمر او می‌نشیند، که هم راحتی و هم استایل را فراهم می‌کند.

intestine [اسم]
اجرا کردن

روده

Ex: He studied the anatomy of the intestine in his biology class .

او آناتومی روده را در کلاس زیست‌شناسی خود مطالعه کرد.

jaw [اسم]
اجرا کردن

فک

Ex: She had to undergo surgery to correct a misaligned jaw .

او مجبور شد برای اصلاح یک فک ناهمتراز تحت عمل جراحی قرار بگیرد.

kidney [اسم]
اجرا کردن

کلیه

Ex:

بیماری کلیوی در صورت عدم درمان می‌تواند منجر به عوارض جدی سلامتی شود و بر توانایی بدن در تنظیم فشار خون و دفع سموم تأثیر بگذارد.

knee [اسم]
اجرا کردن

زانو

Ex: He performed knee exercises to strengthen the muscles around the joint .

او تمرینات زانو را برای تقویت عضلات اطراف مفصل انجام داد.

lip [اسم]
اجرا کردن

لب

Ex: She pursed her lips , showing disapproval .

او لب‌هایش را جمع کرد، نشان دادن عدم تأیید.

lung [اسم]
اجرا کردن

ریه

Ex: Smoking and exposure to air pollutants can increase the risk of lung diseases such as lung cancer .

سیگار کشیدن و قرار گرفتن در معرض آلاینده‌های هوا می‌تواند خطر ابتلا به بیماری‌های ریه مانند سرطان ریه را افزایش دهد.

muscle [اسم]
اجرا کردن

ماهیچه

Ex: The physical therapist recommended exercises to strengthen weak muscles .

فیزیوتراپیست تمریناتی را برای تقویت عضلات ضعیف توصیه کرد.

nail [اسم]
اجرا کردن

ناخن

Ex: He had a habit of biting his nails , especially when he was feeling nervous or anxious .

او عادت داشت که ناخنهایش را بجود، مخصوصاً وقتی احساس عصبی یا مضطرب می‌کرد.

rib [اسم]
اجرا کردن

دنده (کالبدشناسی)

Ex: He broke a rib while skiing down the slope and had to be airlifted to the hospital .

او در حال اسکی از شیب یک دنده شکست و مجبور شد با هلیکوپتر به بیمارستان منتقل شود.

shin [اسم]
اجرا کردن

ساق پا

Ex: Athletes often protect their shins with shin guards during contact sports .
scalp [اسم]
اجرا کردن

کف سر

Ex:

آفتاب سوختگی شدید پوست سر او را قرمز و دردناک گذاشت، به او یادآوری کرد که دفعه بعد کلاه بپوشد.

shoulder [اسم]
اجرا کردن

شانه

Ex: The massage therapist kneaded the tense muscles in her shoulders , providing relief from stress and tension .

ماساژور عضلات منقبض در شانه‌های او را مالش داد، که باعث تسکین استرس و تنش شد.

skin [اسم]
اجرا کردن

پوست

Ex: The doctor advised wearing sunscreen to protect the skin from harmful UV rays .

پزشک توصیه کرد از کرم ضدآفتاب استفاده کنید تا پوست را از پرتوهای مضر UV محافظت کنید.

skull [اسم]
اجرا کردن

جمجمه

Ex: The museum displayed a collection of animal skulls from various species .

موزه مجموعه‌ای از جمجمه حیوانات از گونه‌های مختلف را نمایش داد.

spine [اسم]
اجرا کردن

ستون فقرات

Ex: Strengthening the muscles around the spine can provide better support and reduce strain .

تقویت عضلات اطراف ستون فقرات می‌تواند حمایت بهتری فراهم کند و فشار را کاهش دهد.