کتاب 'سلوشنز' متوسطه - مقدمه - IB
در اینجا واژگان از مقدمه - IB در کتاب Solutions Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "فعالیت اجتماعی"، "بیرون رفتن"، "سواری"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a group or individual activity that brings people together for the purpose of socializing and enjoying each other's company

فعالیت اجتماعی
a vehicle that has two wheels and moves when we push its pedals with our feet

دوچرخه
او از دوچرخهسواری با دوچرخه خود در کنار رودخانه لذت میبرد.
a journey on a horse, bicycle, automobile, or machine

سواری (کردن)
سفر با تاکسی به فرودگاه بدون مشکل و کارآمد بود و به آنها اجازه داد تا به موقع به پرواز خود برسند.
a short journey we take on foot

پیادهروی
در طول استراحت ناهار، او اغلب برای پیادهروی میرود.
a meal we eat in the middle of the day

ناهار
سارا و دوستش برای ناهار یک کاسه پاستا با سس مارینارا و نان سیر خوردند.
the act of buying goods from stores

خرید
خرید آنلاین اخیراً محبوب شده است.
the sport or activity of riding a skateboard

اسکیتبردسواری
او اسکیتبوردینگ را به عنوان یک سرگرمی شروع کرد و اکنون در مسابقات محلی اسکیتبوردینگ شرکت میکند.
a small restaurant that sells drinks and meals

کافه
دانشآموزان اغلب در کافه نزدیک جمع میشدند تا با فنجانهای چای درس بخوانند و معاشرت کنند.
someone we like and trust

دوست, رفیق
جنی و ایمی سالهاست که دوست هستند و اغلب با هم به پیادهروی میروند تا طبیعت را کشف کنند.
a building where people live, especially as a family

خانه
خانه یک زیرزمین دارد که وسایلشان را در آن نگه میدارند.
a series of sounds made by instruments or voices, arranged in a way that is pleasant to listen to

موسیقی
من به موسیقی گوش میدهم تا بعد از یک روز طولانی آرام شوم و استراحت کنم.
an area with human population that is smaller than a city and larger than a village

شهر (کوچک)
او دوست دارد در شهر قدم بزند و از مغازههای محلی دیدن کند.
a type of sport where two teams, with often five players each, try to throw a ball through a net that is hanging from a ring and gain points

بسکتبال
بسکتبال ورزش مورد علاقه او برای بازی در اوقات فراغت است.
a game played on a table by two or four players who bounce a small ball on the table over a net using special rackets

تنیس روی میز, پینگپنگ
او هر آخر هفته درس های پینگ پنگ می گیرد.
a digital game that we play on a computer, game console, or mobile device

بازی ویدئویی
من دوست دارم با بازی کردن در سطوح مختلف در بازیهای ویدیویی خودم را به چالش بکشم.
a type of disc used to store a lot of files, games, music, videos, etc.

دیویدی
او یک دیویدی از کتابخانه قرض گرفت تا در آخر هفته تماشا کند.
a story that we can watch on a screen, like a TV or in a theater, with moving pictures and sound

فیلم
فیلم کلاسیک "کازابلانکا" اغلب به عنوان یکی از بزرگترین فیلمهای عاشقانه تمام دوران شناخته میشود.
an electronic device with a screen that receives television signals, on which we can watch programs

تلویزیون
تلویزیون در اتاق نشیمن بسیار بزرگ است.
to travel or move from one location to another

رفتن
آیا این قطار به فرودگاه میرود؟
to leave the house and attend a specific social event to enjoy your time

بیرون رفتن
آنها برنامه ریزی کردند که برای تماشای فیلم و بستنی بیرون بروند.
to give our attention to the sound a person or thing is making

گوش دادن, کوش فرا دادن
او دوست دارد هنگام مطالعه به موسیقی کلاسیک گوش دهد.
to take part in a game or activity for fun

بازی کردن
بچهها روی پیادهرو بازی لی لی میکردند.
