کتاب 'انگلیش ریزالت' مقدماتی - واحد 5 - 5C

در اینجا واژگان از واحد 5 - 5C در کتاب درسی English Result Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند 'باتری'، 'دستیار'، 'چاپگر' و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش ریزالت' مقدماتی
office [اسم]
اجرا کردن

اداره

Ex:

به عنوان یک نویسنده مستقل، او یک اتاق اضافی در خانه‌اش را به یک دفتر خانگی دنج تبدیل کرد.

supply [اسم]
اجرا کردن

کالا یا لوازم مصرفی

Ex: Community volunteers organized donation drives to collect supplies for homeless shelters .
battery [اسم]
اجرا کردن

باتری

Ex: He always carries spare batteries for his camera during outdoor adventures .

او همیشه باتری یدکی برای دوربینش در ماجراجویی‌های فضای باز همراه دارد.

computer [اسم]
اجرا کردن

کامپیوتر

Ex: She uses a computer to create digital art .

او از یک کامپیوتر برای خلق هنر دیجیتال استفاده می‌کند.

file [اسم]
اجرا کردن

فایل

Ex: Please attach the PDF file to the email as soon as possible .

لطفاً فایل PDF را در اسرع وقت به ایمیل پیوست کنید.

notebook [اسم]
اجرا کردن

دفتر

Ex: They exchange notes with classmates by borrowing each other 's notebooks .

آنها با قرض گرفتن دفترچه‌های یکدیگر با همکلاسی‌های خود یادداشت‌ها را مبادله می‌کنند.

paper [اسم]
اجرا کردن

کاغذ

Ex: They wrapped the gift in colorful paper before presenting it .

آن‌ها هدیه را در کاغذ رنگی پیچیدند قبل از اینکه آن را ارائه دهند.

pencil [اسم]
اجرا کردن

مداد

Ex: She sharpens her pencil before starting her math homework .

او مداد خود را قبل از شروع تکالیف ریاضی تیز می‌کند.

pen [اسم]
اجرا کردن

خودکار

Ex: They keep a collection of colorful pens for drawing and doodling .

آنها مجموعه‌ای از خودکارهای رنگی برای نقاشی و خط خطی کردن نگه می‌دارند.

printer [اسم]
اجرا کردن

دستگاه چاپ

Ex: The printer ran out of ink , so we need to replace the cartridge .

پرینتر جوهرش تمام شد، بنابراین باید کارتریج را تعویض کنیم.

اجرا کردن

مرکب چاپ

Ex:

پیشرفت‌ها در فناوری مرکب چاپگر به بهبود کارایی چاپ کمک کرده است.

rubber [اسم]
اجرا کردن

پاک‌کن

Ex: After sketching , she used the rubber to clean up the smudges on the paper .

پس از طراحی، او از پاک‌کن برای تمیز کردن لکه‌های روی کاغذ استفاده کرد.

ruler [اسم]
اجرا کردن

خط‌کش

Ex: She marked the intervals on the ruler to create a scale for the map .
shop [اسم]
اجرا کردن

مغازه

Ex:

او در تعطیلات تابستانی خود نیمه وقت در یک کافی شاپ کار کرد.

customer [اسم]
اجرا کردن

مشتری

Ex: The store offers a full refund if the customer is unsatisfied .

فروشگاه در صورت نارضایتی مشتری، بازپرداخت کامل ارائه می‌دهد.

assistant [اسم]
اجرا کردن

دستیار

Ex: The office assistant always keeps all the files organized .

دستیار دفتر همیشه تمام پرونده‌ها را منظم نگه می‌دارد.

اجرا کردن

دیسک فشرده

Ex: He burned his mixtape onto a compact disc and gave it to his friends as a gift .

او میکستیپ خود را روی یک دیسک فشرده رایت کرد و به عنوان هدیه به دوستانش داد.