نتیجه انگلیسی مقدماتی "واحد 4 - 4A" واژگان

در اینجا واژگان واحد 4 - 4A در کتاب درسی English Result Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "قیمت"، "کمک"، "بسته" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش ریزالت' مقدماتی
sign [اسم]
اجرا کردن

تابلو

Ex: There was a sign on the door saying " No Entry . "

یک تابلو روی در بود که می‌گفت "ورود ممنوع".

private [صفت]
اجرا کردن

خصوصی

Ex: The company held a private meeting to discuss sensitive financial matters .

شرکت یک جلسه خصوصی برگزار کرد تا در مورد مسائل حساس مالی بحث کند.

no entry [جمله]
اجرا کردن

indicates that access to a specific area, door, or gate is prohibited

Ex: Visitors were informed that there was " no entry " beyond the restricted area .
free entry [اسم]
اجرا کردن

ورود آزاد

Ex: The club had free entry for members , making it easy for newcomers to join .

باشگاه ورود رایگان برای اعضا داشت، که این امر باعث می‌شد تازه‌واردان به راحتی عضو شوند.

closed [صفت]
اجرا کردن

بسته

Ex: She found a closed drawer and had to find an alternative place to store her belongings .

او یک کشوی بسته پیدا کرد و مجبور شد جای دیگری برای نگهداری وسایلش پیدا کند.

out of order [عبارت]
اجرا کردن

خراب

Ex: She noticed the out-of-order sign on the ATM and walked to another machine.
sold-out [صفت]
اجرا کردن

تمام شده

Ex: They were disappointed to find that the latest gadget was sold-out online .

آنها از اینکه متوجه شدند آخرین گجت تمام شده است، ناامید شدند.

open [صفت]
اجرا کردن

باز

Ex: She left the door open for her friends to enter .

او در را باز گذاشت تا دوستانش بتوانند وارد شوند.

full [صفت]
اجرا کردن

پر

Ex: After a day of shopping , her shopping bags were full of new purchases .

پس از یک روز خرید، کیسه‌های خریدش از خریدهای جدید پر بود.

to help [فعل]
اجرا کردن

پذیرایی کردن

Ex: I helped myself to a slice of cake .

من به خودم یک برش کیک تعارف کردم.

vacancy [اسم]
اجرا کردن

اتاق خالی

Ex: We found a vacancy at a cozy bed-and-breakfast near the lake .

ما یک جا خالی در یک مسافرخانه دنج نزدیک دریاچه پیدا کردیم.

good [صفت]
اجرا کردن

خوب

Ex: The cake tasted so good that everyone wanted a second slice .

کیک آنقدر خوشمزه بود که همه یک برش دوم خواستند.

news [اسم]
اجرا کردن

اخبار

Ex: She reads the local news online every morning to stay informed about community events .

او هر صبح اخبار محلی را به صورت آنلاین می‌خواند تا از رویدادهای جامعه مطلع بماند.

bad [صفت]
اجرا کردن

بد

Ex: Bad habits can be hard to break .

عادت‌های بد می‌توانند سخت ترک شوند.

half [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

نیم

Ex: She drank half the bottle of water .

او نصف بطری آب را نوشید.

price [اسم]
اجرا کردن

قیمت

Ex: He was willing to pay any price for the rare book .

او حاضر بود هر قیمتی را برای کتاب نادر بپردازد.

airport [اسم]
اجرا کردن

فرودگاه

Ex: My family is picking me up from the airport when I arrive .

خانواده‌ام هنگام رسیدن من از فرودگاه به دنبالم می‌آیند.

beach [اسم]
اجرا کردن

ساحل

Ex: I love strolling along the beach , feeling the soft sand between my toes .

من دوست دارم در امتداد ساحل قدم بزنم، شن نرم را بین انگشتان پاهایم احساس کنم.

car park [اسم]
اجرا کردن

پارکینگ

Ex: The hotel offers a secure car park for guests who arrive by car .

هتل یک پارکینگ امن برای مهمانانی که با ماشین می‌آیند ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

دستگاه خودپرداز

Ex: There ’s a cash machine near the supermarket for quick access .

یک دستگاه خودپرداز نزدیک سوپرمارکت برای دسترسی سریع وجود دارد.

cinema [اسم]
اجرا کردن

سینما

Ex: I prefer watching action films at the cinema rather than at home .

من ترجیح می‌دهم فیلم‌های اکشن را در سینما تماشا کنم تا در خانه.

garden [اسم]
اجرا کردن

باغ

Ex: He planted a variety of herbs and vegetables in his garden to create a sustainable food source .

او انواع گیاهان و سبزیجات را در باغچه خود کاشت تا منبع غذایی پایدار ایجاد کند.

hotel [اسم]
اجرا کردن

هتل

Ex: I forgot my toothbrush , so I asked the hotel staff for a replacement .

من مسواکم را فراموش کردم، بنابراین از کارکنان هتل درخواست جایگزینی کردم.

house [اسم]
اجرا کردن

خانه

Ex: The house has a basement where they store their belongings .

خانه یک زیرزمین دارد که وسایلشان را در آن نگه می‌دارند.

museum [اسم]
اجرا کردن

موزه

Ex: I enjoyed the temporary exhibition at the museum , which featured contemporary art from around the world .

من از نمایشگاه موقت در موزه لذت بردم، که هنر معاصر از سراسر جهان را به نمایش گذاشته بود.

restaurant [اسم]
اجرا کردن

رستوران

Ex: She left a positive review online for the restaurant where she ordered a pizza .

او یک نظر مثبت آنلاین برای رستوران که در آن پیتزا سفارش داده بود گذاشت.

shop [اسم]
اجرا کردن

مغازه

Ex: The shop on the corner sells handmade crafts and souvenirs .

فروشگاه در گوشه، صنایع دستی و سوغاتی‌های دست‌ساز می‌فروشد.

station [اسم]
اجرا کردن

ایستگاه (قطار یا اتوبوس)

Ex: The bus station is located in the city center.

ایستگاه اتوبوس در مرکز شهر قرار دارد.

supermarket [اسم]
اجرا کردن

سوپرمارکت

Ex: I buy groceries and household items at the supermarket every week .

من هر هفته مواد غذایی و لوازم خانگی را از سوپرمارکت خریداری می‌کنم.

telephone [اسم]
اجرا کردن

تلفن

Ex: She picked up the telephone to call her friend .

او تلفن را برداشت تا به دوستش زنگ بزند.

toilet [اسم]
اجرا کردن

سرویس بهداشتی

Ex: The new house had a spacious toilet with modern fixtures and ample storage .

خانه جدید یک توالت وسیع با تجهیزات مدرن و فضای ذخیره‌سازی کافی داشت.

theater [اسم]
اجرا کردن

تئاتر

Ex: The seats at the theater are so comfortable .

صندلی‌های تئاتر بسیار راحت هستند.