کتاب 'انگلیش ریزالت' مقدماتی - واحد 2 - 2A

در اینجا واژگان از واحد 2 - 2A در کتاب درسی English Result Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "گوش دادن"، "باز کردن"، "میز"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش ریزالت' مقدماتی
to listen [فعل]
اجرا کردن

گوش دادن

Ex: Listen closely , and you can hear the birds singing in the trees .

با دقت گوش دهید، و می‌توانید آواز پرندگان را روی درختان بشنوید.

to look [فعل]
اجرا کردن

نگاه کردن

Ex: Look closely at the painting and try to identify the artist 's style .

به نقاشی نگاه دقیق بیندازید و سعی کنید سبک هنرمند را شناسایی کنید.

to open [فعل]
اجرا کردن

باز کردن

Ex: They opened the gate to allow access to the garden .

آنها دروازه را باز کردند تا دسترسی به باغ را ممکن سازند.

to read [فعل]
اجرا کردن

خواندن

Ex: Can you read braille ?

آیا می‌توانید بریل بخوانید؟

to say [فعل]
اجرا کردن

گفتن

Ex: She says she enjoys reading books in her free time .

او می‌گوید که از خواندن کتاب در اوقات فراغتش لذت می‌برد.

to write [فعل]
اجرا کردن

نوشتن

Ex: He used a crayon to write his name on the art project .

او از یک مداد شمعی برای نوشتن نام خود روی پروژه هنری استفاده کرد.

classroom [اسم]
اجرا کردن

کلاس

Ex: They work on group projects together in the classroom .

آن‌ها روی پروژه‌های گروهی در کلاس درس با هم کار می‌کنند.

bag [اسم]
اجرا کردن

کیف

Ex: She packed her swimming gear in a waterproof bag for the pool .

او وسایل شنا خود را در یک کیف ضد آب برای استخر بسته بندی کرد.

board [اسم]
اجرا کردن

تخته

Ex: They installed a large board in the conference room for team collaboration and idea sharing .

آن‌ها یک تخته بزرگ در اتاق کنفرانس برای همکاری تیمی و اشتراک‌گذاری ایده‌ها نصب کردند.

chair [اسم]
اجرا کردن

صندلی

Ex: Our dining table has four chairs around it .

میز غذاخوری ما چهار صندلی در اطراف خود دارد.

desk [اسم]
اجرا کردن

میز تحریر

Ex: The student sat down at his desk and opened his notebook .

دانش آموز پشت میز خود نشست و دفترش را باز کرد.

door [اسم]
اجرا کردن

در

Ex: She closed the bedroom door to have some privacy .

او در اتاق خواب را بست تا کمی حریم خصوصی داشته باشد.

pen [اسم]
اجرا کردن

خودکار

Ex: They keep a collection of colorful pens for drawing and doodling .

آنها مجموعه‌ای از خودکارهای رنگی برای نقاشی و خط خطی کردن نگه می‌دارند.

pencil [اسم]
اجرا کردن

مداد

Ex: She sharpens her pencil before starting her math homework .

او مداد خود را قبل از شروع تکالیف ریاضی تیز می‌کند.

phone [اسم]
اجرا کردن

تلفن

Ex:

من یک تماس مهم روی تلفن همراهم دریافت کردم.

picture [اسم]
اجرا کردن

عکس

Ex: Digital cameras allow you to instantly view and share your pictures .

دوربین‌های دیجیتال به شما امکان می‌دهند که عکسهای خود را فوراً مشاهده و به اشتراک بگذارید.

student [اسم]
اجرا کردن

دانش‌آموز

Ex: The student raises their hand to answer the teacher 's question .

دانش‌آموز دستش را بلند می‌کند تا به سوال معلم پاسخ دهد.

teacher [اسم]
اجرا کردن

معلم

Ex: The teacher gives the students stickers for their good work .

معلم به دانش‌آموزان برای کار خوبشان برچسب می‌دهد.

window [اسم]
اجرا کردن

پنجره

Ex: She waved to her friend from the window as they walked by .

او از پنجره به دوستش دست تکان داد در حالی که آنها رد می‌شدند.

action [اسم]
اجرا کردن

عمل

Ex: He planned every step carefully before putting the plan into action .

او هر مرحله را با دقت برنامه‌ریزی کرد قبل از اینکه طرح را به عمل تبدیل کند.

to close [فعل]
اجرا کردن

بستن

Ex: Please close the window before it starts raining .

لطفاً پنجره را قبل از شروع باران ببندید.

اجرا کردن

دیسک فشرده

Ex: He burned his mixtape onto a compact disc and gave it to his friends as a gift .

او میکستیپ خود را روی یک دیسک فشرده رایت کرد و به عنوان هدیه به دوستانش داد.