کتاب 'انگلیش ریزالت' مقدماتی - واحد 2 - 2C
در اینجا واژگان از واحد 2 - 2C در کتاب درسی English Result Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "نوجوان"، "شغل"، "دامپزشک"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a group of humans

مردم
بسیاری از مردم در گذراندن وقت با عزیزانشان آرامش مییابند.
a very young child

بچه, نوزاد
او نوزاد خوابیده را در آغوش گرفت.
a young person who has not reached puberty or adulthood yet

کودک, بچه
ایجاد یک محیط حمایتی که در آن کودکان بتوانند آزادانه افکار و احساسات خود را بیان کنند، مهم است.
someone who is a child and a male

پسر
به پسر با کولهپشتی نگاه کن؛ او به مدرسه میرود.
someone who is a child and a female

دختر
به دختر با لباس صورتی نگاه کن؛ او در حال بازی با عروسک است.
two people who are legally united in marriage

زوج متأهل, زوج و زوجه
یک زوج متأهل اغلب مسئولیتهای قانونی و مالی را به اشتراک میگذارند.
someone who is our mom or dad's parent

پدربزرگ و مادربزرگ
پدربزرگ و مادربزرگش همیشه او را با هدیه در روز تولدش لوس میکنند.
the woman who is our mom or dad's mother

مادربزرگ
مهم است که به مادربزرگ خود احترام بگذارید.
the man who is our mom's or dad's father

پدربزرگ, بابابزرگ
پدربزرگ من در جنگ جنگید و داستانهای جالبی برای گفتن دارد.
living in the later stages of life

پیر, مسن
او بالاخره به اندازه کافی پیر شده است که رانندگی کند و نمیتواند صبر کند تا گواهینامهاش را بگیرد.
a person who is a male adult

مرد
پدرم یک مرد قوی است که میتواند چیزهای سنگین را بلند کند.
a person who is a female adult

زن, خانم
به زن با کلاه قرمز نگاه کن؛ او لبخند میزند.
a person aged between 13 and 19 years

نوجوان
نوجوانان اغلب از معاشرت با دوستانشان در مرکز خرید لذت میبرند.
a man that you love and are in a relationship with

دوستپسر
طبیعت مراقبتکننده و حرکات محبتآمیز او، او را به یک دوست پسر عالی تبدیل میکند.
a lady that you love and are in a relationship with

دوستدختر
او دوست دخترش را به دوستانش در مهمانی دیشب معرفی کرد.
the work that we do regularly to earn money

شغل, کار
او سخت درس میخواند تا در آینده شغل خوبی به دست آورد.
someone whose job is to plan and draw how something will look or work before it is made, such as furniture, tools, etc.

طراح
او یک طراح داخلی است که در فضاهای مدرن تخصص دارد.
someone who has studied medicine and treats sick or injured people

پزشک, دکتر
مادرم یک پزشک است، و وقتی مردم بیمار میشوند به آنها کمک میکند.
a person who designs, fixes, or builds roads, machines, bridges, etc.

مهندس
مهندسان با معماران همکاری میکنند تا مفاهیم طراحی را به واقعیت تبدیل کنند.
someone who is employed in a factory and works there

کارگر کارخانه
بسیاری از کارگران کارخانه تحت تأثیر اتوماسیون قرار گرفتهاند زیرا ماشینآلات به طور فزایندهای وظایف دستی را بر عهده میگیرند.
someone who has a farm or manages a farm

کشاورز
او فقط یک کشاورز نیست؛ او همچنین یک متخصص در کشاورزی پایدار است.
a married woman who does the housework such as cooking, cleaning, etc. and takes care of the children, and does not work outside the house

خانهدار
خانهدار روزهای خود را به مدیریت کارهای خانه، پختن غذا و مراقبت از فرزندانش میگذراند.
a place where people work, particularly behind a desk

اداره
استارتاپ کوچک از یک فضای اداری مشترک فعالیت میکرد که همکاری بین اعضای تیم را تقویت میکرد.
someone who does manual work, particularly a heavy and exhausting one to earn money

کارگر
او یک کارگر کارخانه است که الکترونیک را مونتاژ میکند.
someone whose job is to serve or help customers in a shop

فروشنده, شاگرد فروشگاه، دستیار فروش
او از فروشنده خواست تا در یافتن هدیهای کامل به او کمک کند.
a person who is studying at a school, university, or college

دانشآموز, محصل، دانشجو
او به عنوان یک دانشجو برای آماده شدن برای امتحاناتش سخت مطالعه میکند.
a fully grown man or woman

بزرگسال, بالغ
به عنوان یک بالغ، او مسئولیتهای شغل و خانوادهاش را بر عهده گرفت.
a doctor who is trained to treat animals

دامپزشک
دامپزشک سگ زخمی را معاینه کرد و درمان مناسب را انجام داد.