کتاب 'انگلیش ریزالت' مقدماتی - واحد 2 - 2C

در اینجا واژگان از واحد 2 - 2C در کتاب درسی English Result Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "نوجوان"، "شغل"، "دامپزشک"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش ریزالت' مقدماتی
people [اسم]
اجرا کردن

مردم

Ex: People from all walks of life came together to support the charitable cause .

مردم از تمام اقشار جامعه برای حمایت از هدف خیریه گرد هم آمدند.

baby [اسم]
اجرا کردن

بچه

Ex: The baby 's first word was " mama , " bringing joy to everyone .

اولین کلمه نوزاد "ماما" بود، که شادی را برای همه به ارمغان آورد.

child [اسم]
اجرا کردن

کودک

Ex: The children played happily in the park , swinging on the swings and running around .

بچه‌ها با خوشحالی در پارک بازی می‌کردند، روی تاب‌ها تاب می‌خوردند و دور هم می‌دویدند.

boy [اسم]
اجرا کردن

پسر

Ex: My cousin is a creative boy who loves drawing .

پسرعمویم یک پسر خلاق است که عاشق نقاشی کشیدن است.

girl [اسم]
اجرا کردن

دختر

Ex: My sister is a smart girl who loves reading books .

خواهرم یک دختر باهوش است که عاشق خواندن کتاب است.

اجرا کردن

زوج متأهل

Ex: The hotel offers special packages for married couples on their honeymoon .

هتل بسته‌های ویژه‌ای برای زوج‌های متأهل در ماه عسل ارائه می‌دهد.

grandparent [اسم]
اجرا کردن

پدربزرگ و مادربزرگ

Ex: She likes to listen to her grandparent 's stories from when they were young .

او دوست دارد به داستان‌های پدربزرگ و مادربزرگش از زمانی که جوان بودند گوش دهد.

grandmother [اسم]
اجرا کردن

مادربزرگ

Ex: They visit their grandmother every weekend .

آنها هر آخر هفته به دیدن مادربزرگ خود می‌روند.

grandfather [اسم]
اجرا کردن

پدربزرگ

Ex: When I was a child , my grandfather died and it was a very sad time for our family .

وقتی بچه بودم، پدربزرگم مرد و آن زمان بسیار غمگینی برای خانواده‌مان بود.

old [صفت]
اجرا کردن

پیر

Ex: She cherished the wisdom and experience that came with being old .

او از خرد و تجربه‌ای که با پیر شدن همراه بود، قدردانی کرد.

man [اسم]
اجرا کردن

مرد

Ex: The men at the construction site are building a house .

مردان در محل ساخت و ساز در حال ساختن یک خانه هستند.

woman [اسم]
اجرا کردن

زن

Ex: The woman in the cafe is reading a book .

زن در کافه در حال خواندن کتاب است.

teenager [اسم]
اجرا کردن

نوجوان

Ex: He was a shy teenager but grew more confident over time .

او یک نوجوان خجالتی بود اما با گذشت زمان اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرد.

boyfriend [اسم]
اجرا کردن

دوست‌پسر

Ex: She introduced her boyfriend to her parents during the family gathering .

او دوست پسرش را در جمع خانوادگی به والدینش معرفی کرد.

girlfriend [اسم]
اجرا کردن

دوست‌دختر

Ex: My girlfriend and I are planning a weekend getaway to the beach .

من و دوست دخترم در حال برنامه‌ریزی برای یک سفر آخر هفته به ساحل هستیم.

job [اسم]
اجرا کردن

شغل

Ex: My sister has a job at a restaurant as a waitress .

خواهر من در یک رستوران به عنوان پیشخدمت شغل دارد.

designer [اسم]
اجرا کردن

طراح

Ex:

سوزان یک طراح مد با استعداد است.

doctor [اسم]
اجرا کردن

پزشک

Ex: The doctor performed a surgery on my grandfather to remove his appendix .

دکتر روی پدربزرگ من عمل جراحی انجام داد تا آپاندیس او را خارج کند.

engineer [اسم]
اجرا کردن

مهندس

Ex: The engineer is responsible for ensuring the safety and efficiency of the electrical system .

مهندس مسئول اطمینان از ایمنی و کارایی سیستم الکتریکی است.

اجرا کردن

کارگر کارخانه

Ex: As a factory worker , she often worked long hours , but she appreciated the stability it provided for her family .

به عنوان یک کارگر کارخانه، او اغلب ساعت‌های طولانی کار می‌کرد، اما از ثباتی که برای خانواده‌اش فراهم می‌کرد قدردانی می‌کرد.

farmer [اسم]
اجرا کردن

کشاورز

Ex: The farmer hired workers to help with the harvest .

کشاورز کارگرانی را برای کمک به برداشت محصول استخدام کرد.

housewife [اسم]
اجرا کردن

خانه‌دار

Ex: The housewife greeted her husband with a warm meal and a tidy home after his long day at work .

خانه‌دار پس از یک روز طولانی کار، با یک غذای گرم و خانه‌ای مرتب از همسرش استقبال کرد.

office [اسم]
اجرا کردن

اداره

Ex:

به عنوان یک نویسنده مستقل، او یک اتاق اضافی در خانه‌اش را به یک دفتر خانگی دنج تبدیل کرد.

worker [اسم]
اجرا کردن

کارگر

Ex: He hired several workers to help with the construction project .

او چندین کارگر را برای کمک به پروژه ساخت و ساز استخدام کرد.

اجرا کردن

فروشنده

Ex: He relied on the shop assistant 's expertise to choose the best electronic device .

او برای انتخاب بهترین دستگاه الکترونیکی به تخصص فروشنده تکیه کرد.

student [اسم]
اجرا کردن

دانش‌آموز

Ex: The student raises their hand to answer the teacher 's question .

دانش‌آموز دستش را بلند می‌کند تا به سوال معلم پاسخ دهد.

adult [اسم]
اجرا کردن

بزرگسال

Ex: The museum offers discounted tickets for seniors and adults .

موزه بلیط‌های تخفیف‌دار برای سالمندان و بزرگسالان ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

دامپزشک

Ex: The veterinarian counseled the pet owner on proper nutrition and exercise for their dog .

دامپزشک به صاحب حیوان خانگی در مورد تغذیه و ورزش مناسب برای سگشان مشاوره داد.