کتاب 'فور کرنرز' 2 - واحد 5 درس C

در اینجا واژگان از واحد 5 درس C در کتاب درسی Four Corners 2 را پیدا خواهید کرد، مانند "محافظت"، "رژیم متعادل"، "وزن" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فور کرنرز' 2
to wash [فعل]
اجرا کردن

شستن

Ex: They decided to wash their dog in the bathtub .

آنها تصمیم گرفتند سگشان را در وان بشویند.

hand [اسم]
اجرا کردن

دست

Ex: She raised her hand to ask a question in class .

او دستش را بلند کرد تا در کلاس سوالی بپرسد.

to protect [فعل]
اجرا کردن

محافظت کردن

Ex: They huddled together to protect themselves from the wind .

آن‌ها به هم چسبیدند تا از باد محافظت کنند.

skin [اسم]
اجرا کردن

پوست

Ex: The doctor advised wearing sunscreen to protect the skin from harmful UV rays .

پزشک توصیه کرد از کرم ضدآفتاب استفاده کنید تا پوست را از پرتوهای مضر UV محافظت کنید.

to lift [فعل]
اجرا کردن

بلند کردن

Ex: The crane is lifting steel beams for the construction project .

جرثقیل در حال بلند کردن تیرهای فولادی برای پروژه ساخت‌وساز است.

walk [اسم]
اجرا کردن

پیاده‌روی

Ex: The city organized a historical walk through the old town .

شهر یک پیاده‌روی تاریخی در شهر قدیمی ترتیب داد.

exercise [اسم]
اجرا کردن

ورزش

Ex: We learned a new exercise in our English class today .

ما امروز یک تمرین جدید در کلاس انگلیسی‌مان یاد گرفتیم.

daily [قید]
اجرا کردن

روزانه

Ex: We water the plants daily during summer .

ما در تابستان گیاهان را روزانه آبیاری می‌کنیم.

to eat [فعل]
اجرا کردن

خوردن

Ex: It 's essential to eat a balanced diet for overall health .

خوردن یک رژیم غذایی متعادل برای سلامت کلی ضروری است.

اجرا کردن

رژیم غذایی متعادل

Ex: Achieving a balanced diet requires mindful choices and awareness of nutritional content .

دستیابی به یک رژیم غذایی متعادل نیازمند انتخاب‌های هوشیارانه و آگاهی از محتوای تغذیه‌ای است.

breakfast [اسم]
اجرا کردن

صبحانه

Ex: The café served a delicious breakfast sandwich with eggs , cheese , and ham on a toasted bagel .

کافه یک ساندویچ صبحانه خوشمزه با تخم مرغ، پنیر و ژامبون روی یک بگل تست شده سرو کرد.

enough [قید]
اجرا کردن

به‌اندازه کافی

Ex: She worked hard enough to earn a well-deserved promotion .
sleep [اسم]
اجرا کردن

خواب

Ex: Lack of sleep can lead to decreased productivity and concentration .

کمبود خواب می‌تواند منجر به کاهش بهره‌وری و تمرکز شود.

how many [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

چه تعداد

Ex: How many languages do you speak fluently ?
how much [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

چقدر

Ex: They asked how much water should be added to the mixture .

آن‌ها پرسیدند که چقدر آب باید به مخلوط اضافه شود.

how [قید]
اجرا کردن

چطور

Ex:

چگونه یک ایمیل رسمی بنویسیم؟