کتاب 'فور کرنرز' 2 - واحد 5 درس C
در اینجا واژگان از واحد 5 درس C در کتاب درسی Four Corners 2 را پیدا خواهید کرد، مانند "محافظت"، "رژیم متعادل"، "وزن" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to clean someone or something with water, often with a type of soap

شستن
ما باید سبزیجات را قبل از پختن بشوییم.
the part of our body that is at the end of our arm and we use to grab, move, or feel things

دست
او از دستش برای پوشاندن دهانش وقتی خندید استفاده کرد.
to prevent someone or something from being damaged or harmed

محافظت کردن
نیروها برای محافظت از کارکنان امدادی در برابر حملات اعزام شدهاند.
the thin layer of tissue that covers the body of a person or an animal

پوست
اسپا درمانهایی برای جوانسازی و نوازش پوست ارائه میداد.
to move a thing from a lower position or level to a higher one

بلند کردن, بالا آوردن
تیم پس از قهرمانی جام را بلند کرد.
an object that has a certain amount of mass, and is used when exercising or measuring something

وزنه
a short journey we take on foot

پیادهروی
پیادهروی از خانه من تا ایستگاه حدود دو مایل است.
a mental or physical activity that helps keep our mind and body healthy

ورزش, تمرین
یوگا یک ورزش عالی برای آرامش و انعطافپذیری است.
in a way that happens every day or once a day

روزانه, هر روز
آشپز یک سوپ تازه ویژه را روزانه برای رستوران آماده میکند.
to put food into the mouth, then chew and swallow it

خوردن
بچهها بعد از بازی در بیرون آنقدر گرسنه بودند که نمیتوانستند صبر کنند تا شام را بخورند.
a diet that includes a variety of foods in appropriate proportions to meet nutritional needs and promote overall health

رژیم غذایی متعادل, تغذیه متعادل
متخصص تغذیه بر اهمیت گنجاندن گروههای غذایی متنوع در یک رژیم غذایی متعادل تأکید کرد.
the first meal we have in the early hours of the day

صبحانه
کودکان از یک کاسه غلات شکلاتی با شیر سرد و یک لیوان آب پرتقال برای صبحانه لذت بردند.
to a degree or extent that is sufficient or necessary

بهاندازه کافی
آیا دیشب به اندازه کافی خوابیدید تا امروز احساس سرزندگی کنید؟
the natural state of resting that involves being unconscious, particularly for several hours every night

خواب
او یک خواب آرام در روستای آرام تجربه کرد.
used to talk or ask about the number of things or people that are involved or concerned

چه تعداد, چند عدد
او پرسید برای نمایش فیلم امشب به چند بلیط نیاز داریم.
