مهارت‌های واژگان SAT 3 - درس 5

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 3
to censor [فعل]
اجرا کردن

سانسور کردن

Ex: In some countries , authorities actively censor online content to control information flow .

در برخی کشورها، مقامات به طور فعال محتوای آنلاین را سانسور می‌کنند تا جریان اطلاعات را کنترل کنند.

censorious [صفت]
اجرا کردن

خرده‌گیر

Ex: The article received a censorious review , highlighting flaws and shortcomings .

مقاله یک بررسی انتقادی دریافت کرد که نقایص و کاستی‌ها را برجسته می‌کرد.

censurable [صفت]
اجرا کردن

نکوهیدنی

Ex: The teacher addressed the student 's censurable behavior , emphasizing the importance of respect in the classroom .

معلم به رفتار قابل سرزنش دانش آموز پرداخت و بر اهمیت احترام در کلاس تاکید کرد.

to censure [فعل]
اجرا کردن

سرزنش کردن

Ex: The board decided to censure the politician for violating the ethical code .

هیئت تصمیم گرفت سیاستمدار را به دلیل نقض قانون اخلاقی محکوم کند.

barcarole [اسم]
اجرا کردن

سرود گرجی‌بان

Ex: The local festival featured a lively performance with dancers moving to the upbeat rhythm of a barcarole .

جشنواره محلی شامل اجرایی پرجنب‌وجوش با رقصندگانی بود که به ریتم شاد یک بارکارول حرکت می‌کردند.

bard [اسم]
اجرا کردن

شاعر

Ex: The ancient bard traveled from village to village , sharing stories of myths and legends .

بارد باستانی از روستایی به روستای دیگر سفر می‌کرد و داستان‌های اسطوره‌ها و افسانه‌ها را به اشتراک می‌گذاشت.

virtu [اسم]
اجرا کردن

هنردوستی

Ex:

طراح داخلی با خلق فضایی زندگی که با عشق مشتری به اشیاء هنری زیبا هماهنگ بود، virtu را نشان داد.

virtual [صفت]
اجرا کردن

تقریبی

Ex: The virtual walkthrough of the house gave potential buyers a realistic view of the property .

بازدید مجازی از خانه به خریداران بالقوه دیدی واقع‌گرایانه از ملک داد.

virtuoso [اسم]
اجرا کردن

خبره

Ex: The scientist became a virtuoso in the laboratory , making groundbreaking discoveries with each experiment .

دانشمند در آزمایشگاه به یک استاد تبدیل شد، با هر آزمایش اکتشافات انقلابی انجام داد.

to propel [فعل]
اجرا کردن

به جلو راندن

Ex: Using a rocket booster , they propelled the spacecraft into orbit .

با استفاده از یک تقویت کننده موشکی، آنها فضاپیما را به مدار پرتاب کردند.

propellant [اسم]
اجرا کردن

عامل

Ex: The engineer carefully selected the appropriate propellant for the spacecraft 's propulsion system .

مهندس با دقت سوخت پیشران مناسب برای سیستم پیشران فضاپیما را انتخاب کرد.

propeller [اسم]
اجرا کردن

پروانه (کشتی یا هواپیما)

Ex: Engineers upgraded the drone with a more efficient propeller , enhancing its speed and maneuverability .

مهندسان پهپاد را با یک ملخ کارآمدتر ارتقا دادند، که سرعت و مانورپذیری آن را افزایش داد.

to debunk [فعل]
اجرا کردن

برملا کردن (حقیقت)

Ex: The investigative journalist wrote an article to debunk the misconceptions about climate change , relying on scientific evidence .

روزنامه‌نگار تحقیقی مقاله‌ای نوشت تا رد کند تصورات نادرست درباره تغییرات آب و هوایی را، با تکیه بر شواهد علمی.

debunking [اسم]
اجرا کردن

انکار

Ex: The documentary aimed at the debunking of paranormal phenomena , featuring experts who clarified the scientific perspective .

مستند به دنبال رد پدیده‌های ماوراءالطبیعه بود، با حضور کارشناسانی که دیدگاه علمی را روشن کردند.

imitation [اسم]
اجرا کردن

بدل‌سازی

Ex: The art class focused on the technique of imitation , encouraging students to replicate famous paintings to hone their skills .

کلاس هنر بر تکنیک تقلید تمرکز داشت، که دانش‌آموزان را تشویق می‌کرد تا نقاشی‌های معروف را تکرار کنند تا مهارت‌های خود را تقویت کنند.

imitator [اسم]
اجرا کردن

مقلد

Ex: The pop singer became popular for her ability as an imitator , mimicking the vocal styles of various music icons .

خواننده پاپ به دلیل توانایی خود به عنوان تقلیدکننده، تقلید از سبک‌های آوازی نمادهای مختلف موسیقی، محبوب شد.

mercantile [صفت]
اجرا کردن

بازرگانی

Ex:

منطقه تاریخی تجاری شهر با بازارهای شلوغ و فعالیت‌های تجاری رونق یافت.

mercenary [صفت]
اجرا کردن

پولکی

Ex: In the competitive business world , some companies adopt mercenary tactics , focusing solely on maximizing profits at any cost .

در دنیای رقابتی کسب‌وکار، برخی شرکت‌ها از تاکتیک‌های مزدوری استفاده می‌کنند که تنها بر حداکثر کردن سود به هر قیمتی تمرکز دارند.

perfidy [اسم]
اجرا کردن

خیانت

Ex: The friendship suffered a severe blow due to perfidy , as confidential secrets were revealed .

دوستی به دلیل خیانت ضربه شدیدی خورد، زیرا اسرار محرمانه فاش شد.

perfidious [صفت]
اجرا کردن

خائن

Ex: The perfidious act of spreading false rumors damaged the politician 's reputation irreparably .

عمل خیانت‌آمیز پخش شایعات دروغین به طور جبران‌ناپذیری به اعتبار سیاستمدار آسیب زد.