کتاب 'اینسایت' مقدماتی - واحد 3 - 3A

در اینجا، واژگان از واحد 3 - 3A در کتاب درسی Insight Elementary را خواهید یافت، مانند "باغ"، "زیر"، "صندلی راحتی"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' مقدماتی
outside [قید]
اجرا کردن

بیرون

Ex: The children played outside in the backyard all afternoon .

بچه‌ها تمام بعدازظهر را در حیاط خلوت بیرون بازی کردند.

home [اسم]
اجرا کردن

خانه

Ex: She enjoys cooking meals for her family in the kitchen of their home .

او از پختن غذا برای خانواده‌اش در آشپزخانه خانهشان لذت می‌برد.

bathroom [اسم]
اجرا کردن

حمام - دستشویی

Ex: They organized shampoo and soap bottles in the shower caddy in the bathroom .

آن‌ها بطری‌های شامپو و صابون را در سبد دوش در حمام مرتب کردند.

bedroom [اسم]
اجرا کردن

اتاق‌خواب

Ex: She decorated the walls of her bedroom with pictures and posters .

او دیوارهای اتاق خواب خود را با تصاویر و پوسترها تزئین کرد.

garden [اسم]
اجرا کردن

حیاط

Ex: We have a small garden in our backyard where we grow tomatoes and herbs .

ما یک باغچه کوچک در حیاط پشتی خود داریم که در آن گوجه‌فرنگی و گیاهان معطر می‌کاریم.

hall [اسم]
اجرا کردن

راهرو

Ex: The hall was brightly lit and decorated with family photos .

راهرو به خوبی روشن بود و با عکس های خانوادگی تزئین شده بود.

kitchen [اسم]
اجرا کردن

آشپزخانه

Ex: The kitchen had a double oven , allowing for simultaneous baking of different dishes .

آشپزخانه یک اجاق دوتایی داشت که امکان پخت همزمان غذاهای مختلف را فراهم می‌کرد.

living room [اسم]
اجرا کردن

اتاق نشیمن

Ex: A vibrant rug added a pop of color to the living room , complementing the tasteful decor .

یک فرش پر جنب و جوش رنگ و رویی به اتاق نشیمن اضافه کرد و دکوراسیون خوش سلیقه را تکمیل کرد.

table [اسم]
اجرا کردن

میز

Ex:

ما دور میز غذاخوری برای شام خانوادگی جمع شدیم.

cooker [اسم]
اجرا کردن

اجاق‌گاز

Ex:

آنها یک اجاق گاز برای سفرهای کمپینگ در فضای باز خریداری کردند.

ceiling [اسم]
اجرا کردن

سقف (درون ساختمان)

Ex: He used a long brush to paint the high ceiling of the living room .

او از یک قلم موی بلند برای رنگ آمیزی سقف بلند اتاق نشیمن استفاده کرد.

floor [اسم]
اجرا کردن

کف

Ex: She covered the floor with a colorful carpet .

او کف را با یک فرش رنگارنگ پوشاند.

cupboard [اسم]
اجرا کردن

کمد

Ex: The cleaning supplies were stored in a cupboard under the sink .

وسایل نظافت در یک کمد زیر سینک نگهداری می‌شدند.

window [اسم]
اجرا کردن

پنجره

Ex: She waved to her friend from the window as they walked by .

او از پنجره به دوستش دست تکان داد در حالی که آنها رد می‌شدند.

wall [اسم]
اجرا کردن

دیوار

Ex: She hangs a painting on the wall to add color to the room .

او یک نقاشی را به دیوار آویزان می‌کند تا رنگ به اتاق اضافه کند.

armchair [اسم]
اجرا کردن

مبل راحتی

Ex: She bought a new armchair with soft cushions for the study .

او یک صندلی دسته‌دار جدید با بالش‌های نرم برای مطالعه خرید.

اجرا کردن

میز پاتختی

Ex: They bought matching bedside tables to complete their bedroom set .

آنها میزهای کنار تخت همسان خریدند تا مجموعه اتاق خوابشان را کامل کنند.

bidet [اسم]
اجرا کردن

بیده

Ex: After moving to a new house , they decided to upgrade their bathroom with a bidet .

پس از نقل مکان به یک خانه جدید، آنها تصمیم گرفتند حمام خود را با یک بیده ارتقا دهند.

carpet [اسم]
اجرا کردن

فرش

Ex: The Persian carpet in the living room adds elegance and style to the space .

فرش ایرانی در اتاق نشیمن به فضا زیبایی و سبک می‌بخشد.

curtain [اسم]
اجرا کردن

پرده

Ex: He replaced the old curtains with new ones to freshen up the decor .

او پرده‌های قدیمی را با جدید عوض کرد تا دکور را تازه کند.

cushion [اسم]
اجرا کردن

کوسن

Ex: The window seat was adorned with plush cushions for cozy reading nook .

صندلی کنار پنجره با بالش‌های نرم برای گوشه دنج مطالعه تزئین شده بود.

dishwasher [اسم]
اجرا کردن

ماشین ظرف‌شویی

Ex: The dishwasher 's control panel has intuitive buttons for easy operation .

پنل کنترل ماشین ظرفشویی دارای دکمه‌های شهودی برای کاربرد آسان است.

fireplace [اسم]
اجرا کردن

شومینه

Ex: The rustic cabin had a wood-burning fireplace , where residents could cozy up on chilly evenings .

کلبه روستایی یک شومینه چوب‌سوز داشت، جایی که ساکنان می‌توانستند در عصرهای سرد خود را گرم کنند.

freezer [اسم]
اجرا کردن

فریزر

Ex: The freezer door was left open , causing the food to thaw .

درب فریزر باز گذاشته شد، که باعث ذوب شدن غذا شد.

front door [اسم]
اجرا کردن

در ورودی

Ex: The real estate agent showed potential buyers through the front door , highlighting the home 's curb appeal and welcoming entryway .

مشاور املاک خریداران بالقوه را از طریق در ورودی عبور داد و جذابیت نمای خارجی خانه و ورودی خوشآمدگویی آن را برجسته کرد.

lamp [اسم]
اجرا کردن

چراغ

Ex:

چراغ نفری به آرامی سوسو می زد، سایه ها را بر روی دیوارها می انداخت.

mirror [اسم]
اجرا کردن

آینه

Ex:

آن‌ها یک آینه تمام‌قد را روی در کمد آویزان کردند تا لباس‌هایشان را بررسی کنند.

rug [اسم]
اجرا کردن

قالیچه

Ex: The soft rug in the living room adds warmth to the space .

فرش نرم در اتاق نشیمن به فضا گرمی می‌بخشد.

shelf [اسم]
اجرا کردن

قفسه

Ex: The bathroom shelf is stocked with towels , toiletries , and other essentials .

قفسه حمام با حوله ها، لوازم بهداشتی و دیگر ملزومات پر شده است.

sink [اسم]
اجرا کردن

سینک

Ex: They installed a deep farmhouse sink in the kitchen for washing large pots and pans .

آنها یک سینک مزرعه‌ای عمیق در آشپزخانه نصب کردند تا ظروف و تابه‌های بزرگ را بشویند.

shutter [اسم]
اجرا کردن

کرکره

Ex: She heard the sound of the shutters being slammed shut in the wind .

او صدای پرده‌ها را شنید که با باد محکم بسته می‌شدند.

stair [اسم]
اجرا کردن

پلکان

Ex: The old house has a wooden stair that creaks .

خانه قدیمی یک پلکان چوبی دارد که جیرجیر می‌کند.

wardrobe [اسم]
اجرا کردن

کمد لباس

Ex: They bought a new wardrobe to organize all their clothes .

آنها یک کمد لباس جدید خریدند تا تمام لباس‌هایشان را سازماندهی کنند.

washbasin [اسم]
اجرا کردن

روشویی

Ex: The washbasin in the bathroom was filled with soap and water .

سینک دستشویی در حمام پر از صابون و آب بود.

اجرا کردن

ماشین لباس‌شویی

Ex: The washing machine has different settings for different types of fabrics .

ماشین لباسشویی تنظیمات مختلفی برای انواع مختلف پارچه دارد.

under [حرف اضافه]
اجرا کردن

زیر

Ex: The dog crawled under the fence to escape from the yard .

سگ از زیر نرده خزید تا از حیاط فرار کند.

in front of [حرف اضافه]
اجرا کردن

در مقابل

Ex: The dog lay down in front of the fireplace , enjoying the warmth on a chilly evening .

سگ جلوی شومینه دراز کشید و از گرمای آن در یک شب سرد لذت برد.

behind [حرف اضافه]
اجرا کردن

پشت

Ex: She stood behind the tree , hidden from view .

او پشت درخت ایستاده بود، از دید پنهان.

between [حرف اضافه]
اجرا کردن

بین

Ex: The river flows between the two cliffs .

رودخانه بین دو صخره جریان دارد.

next to [حرف اضافه]
اجرا کردن

کنار

Ex: The swimming pool is next to the gym in the recreation center .

استخر کنار سالن ورزشی در مرکز تفریحی قرار دارد.

on [حرف اضافه]
اجرا کردن

روی

Ex:

گربه روی طاقچه پنجره خوابید.

opposite [حرف اضافه]
اجرا کردن

رو‌به‌رو

Ex: They stood opposite each other , preparing for the game .

آنها روبه‌روی هم ایستادند، برای بازی آماده می‌شدند.

near [حرف اضافه]
اجرا کردن

نزدیک

Ex: They have a house near the beach .

آن‌ها خانه‌ای نزدیک ساحل دارند.

in [حرف اضافه]
اجرا کردن

در (حرف اضافه مکان)

Ex:

گربه در جعبه خوابیده است.

inside [قید]
اجرا کردن

داخل

Ex: Please come inside ; it 's starting to rain .

لطفاً داخل بیایید؛ باران شروع می‌شود.

اجرا کردن

یخچال

Ex:

درب یخچال یک نوار مغناطیسی برای نگه داشتن یادداشت ها و تصاویر دارد.